تبليغاتX
ملت بزرگ ترک
ملت بزرگ ترک ازاروپا تاآسیای مرکزی,قفقاز,ترکمنستان,خراسان,افغانستان تا چین
  • عباس لسانی در معرض شهادت قرار دارد
  • تجهيز کم سابقه بسيج در شهرها
  • گوشه­ای از خیانت احمدی نژاد به آذربایجان در یک سال اخیر
  • تفتیش خانه فعال زنجانی
  • بازداشت 5 فعال سیاسی آذربایجان
  • قوشاچايدا اون ايكي ميللتچي فعال توتوقلاندي
  • اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت در خصوص وضعیت بازداشت شدگان حوادث اخیر آذربایجان
  • بايد از به حاشيه رانده شدن زبان فارسي جلوگيري کنيم
  • باشگاه ماشين‌سازي تبريز امسال هم گرفتار مشكلات مالي هميشگي است
  • جريان سيل به روستاهاي شهرستان خوي خسارت وارد كرد
  • رييسان جمهوري آذربايجان و گرجستان تلفني گفت و گو كردند
  • يك تشكل سياسي جمهوري‌آذربايجان خواستار پايان دادن به مذاكرات قره‌باغ شد
  • رژیم ایران در حال تجزیه است

 

<<<<<<<<کلیک  کنید <<<<<<<<<

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 16:45  توسط  (ائل دایاغی)  | 

پرواز هواپيماهای اسرائيل و امريكا بر فراز تهران

 

بدستور شخص رهبر و با هدف پرهيز از انعكاس خبری آن در عرصه جهانی و وحشت در داخل كشور، هيچ مقابله ای با اين پروازها نشده و انتشار دهندگان خبر تهديد به اشد مجازات جنگی شده اند. سفارتخانه های خارجی در ايران "وضعيت زرد" برای خروج اضطراری اتباع خود از ايران اعلام كرده اند.

 

 

از طريق برخی محافل مطلع در داخل كشور، اطلاع زير جهت انتشار دراختيار پيك نت قرار گرفته است:

 

گزارش های فوق محرمانه ای وجود دارد مبنی بر اينكه در چند شب گذشته و از جمله در حدود ساعت شش صبح ديروز(سه شنبه) هواپيماهای امريكائی و اسرائيلی بر فراز تهران ظاهر شده و سپس به پايگاه های خود بازگشته اند. برای پرهيز از انتشار اخبار اين تجاوزها در عرصه جهانی و متشنج شدن اوضاع داخلی ايران، از سوی رهبر شخصا دستور اكيد داده شده تا هيچ مقابله ای با اين پروازها نشود و اخبار آن نيز بهيچ وجه در رسانه ها انعكاس نيابد. در دستور رهبر قيد شده كه اين يك فرمان جنگی است و تخطی از آن مستوجب اشد مجازات جنگی است.

در گزارش محرمانه ای كه دراين ارتباط به رهبر داده شده، قيد شده است كه پروازهای مشابهی برفراز دمشق نيز انجام شده، با اين تفاوت كه در دمشق اين هواپيماها ديوار صوتی را نيز شكسته و موجب وحشت مردم شده اند.

در گزارش ديگری، تا آنجا كه از بيشتر سفارت خانه های خارجی در تهران اطلاع رسيده، اين سفارت خانه ها به حال آماده باش(«وضعيت زرد») درآمده اند و در حال تدوين «استراتژی خروج از ايران» برای كاركنان خود در شرايط اضطراری هستند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 16:40  توسط  (ائل دایاغی)  | 

  • 19 عضو پارلمان اروپا دولت ايران را به آزادي محبوسين آذربايجاني دعوت كردند
  • فقيهی وکالت سه بازداشتی اردبيل را بعهده گرفت
  • محکوميت به زندان 2 فعال سياسی تبريزی
  • مهندس حسن راشدی از حق ملاقات و تماس تلفنی ممنوع شد
  • كارگران كارخانه چيني بهداشتي ارس مقابل فرمانداري تبريز تجمع كردند
  • شهر 3 هزار ساله "اژدها داشي" با خاكبرداري شركت گاز تخريب شد
  • بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در باره‌ی مانا نیستانی و مهرداد قاسم‌فر
  • اخبار نگران کننده از زندان اردبیل
  • فروش کتابهای ترکی در ایران ممنوع است!   
  • تركمن‌ها، چوب دو سر طلاي صدام و آمريكا
  • يك نشريه محلي از سفر رييس جمهوري به آذربايجان غربي خبر داد
  • يكهزار و ‪ ۴۲روستاي استان اردبيل در تامين آب بهداشتي مشكل دارند
  • ۵۰درصد مدارس شهرستان بيله‌سوار نياز به مقاوم‌سازي دارد
  • استادار آذربايجان شرقي: توقيف روزنامه"نداي آذرآبادگان" مايه تاسف است
  • تعدادی از فعالان سیاسی مقیم آمریکا برای مشورت درباره اوضاع ایران به کاخ سفید دعوت شدند

 

کلیک  کنید  <<<<<<<< <<<<<<<<

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 16:35  توسط  (ائل دایاغی)  | 

ما آدميم!؟

 

چند هفته و چند ماهي از تظاهرات و اغتشاشات تبريز و آذربايجان مي گذرد، همين طور چهلم اول خرداد كه از اتفاق با تولد بابك مصادف شد. در طي اين چند هفته ، همان طوري كه انتظار مي رفت ، بايكوت خبري شديدي در رسانه هاي ايران حاكم بود و تنها رسانه هاي ايران ، تظاهرات حاميان رژيم را روز بعد تظاهرات مردمي تبريز ، پوشش دادند و پس از آن هم علما و مراجع و شخصيت هاي ديني ؛ همه يك سخن گفتند : دشمن قصد دخالت در تظاهرات آذري زبان ها را داشت ، اما آذري زبان ها  با يكپارچگي ، ضمن نشان دادن وفاداري خود به انقلاب اسلامي و ميثاق با آرمانهاي ولايت ، اجازه ي سوء استفاده را به دشمنان ندادند.

اما حالا و با توجه به اين كه تمامي تظاهر كنندگان روز قبل ، به نوعي برچسب هايي از قبيل تجزيه طلب ، پان تورك و ضد بشري خورده اند و با توجه به عدم اطلاع رساني كشته شدگان اين چهل روز آذربايجان و  هم چنين با توجه به ديدگاه هاي مراجع سياسي - ديني ايران ، يك نفر مسئول به من پاسخ بدهد كه :

 

1. اگر مردم آذربايجان را جزو ايران مي دانيد و در كنفرانس فرمايشي حقوق بشري تهران ، از برابري حقوق همه دم مي زنيد و خودتان را به عنوان حامي مظلومان جهان قلمداد كرده ايد ، آيا كشته شدگان تبريز نظير آن جواني كه در استخر پارك ائل گلي تبريز و به آن طرز فجيع كشته شده بود ، داراي حقوقي هستند كه شما پيوسته با استناد به آيات قرآني و قانون اساسي خود به آن اشاره كرده ايد ، حقوقي نظير زبان مادري ، عدم برتري نژادي و يا برابري در برابر قانون!؟

 

2. تا كنون حد اقل 50 نفر زنداني و حدود 30 نفر در آذربايجان و اردبيل و زنجان و ساير مناطق ترك نشين ايران كشته شده اند ، اولا : علت جرم را بفرماييد !؟ ثانيا: بدون داشتن دادگاه بي طرف ، به چه دليلي آن ها را به حبس ابد محكوم كرده ايد!؟

 

3. حقوق انسان را براي ما تعريف بفرماييد ، شمايي كه قانون اساسي تان و اصول آن كه شب وروز از آسماني بودن آن دم مي زنيد ، آن قدر ارزش ندارد كه بايد رهبرتان تاكيد بر اجراي اصلي بكند (اصل 44 قانون اساسي - خصوصي سازي) چگونه مي فرماييد كه براي همه حقوقي يكسان در نظر گرفته ايد ، مگر شما در همين قانون بر برابري شافعي و حنفي و شيعه و سني و بهايي تاكيد نكرده ايد!؟ همين اقليت ها چرا در زير فشار آسيميلاسيون و تهديد به مرگ قرار گرفته اند!؟ اين است اسلامي كه از آن دم مي زنيد!؟ اين است وعده اي كه 27 سال پيش به مردم داديد!؟ حكومت عاري از تبعيض!؟ حكومت برابري و برادري!؟

4. چرا بدون توجه به ظرفيت اقتصادي ويژه ي آذربايجان كه داراي حداقل 75 درصد منابع طبيعي ايران است ، اين استان اكنون در رتبه ي 27 اقتصادي كشور قرار دارد!؟

 

5. اگر شب و روز دم از سر ايران مي زنيد ، چرا تبريزش را با عدم رساندن بودجه و فضاي مديريتي كافي به ميدان تاخت و تاز مديران نالايق و مفت خوران و انگلان ، تبديل كرده ايد!؟

 

6. چرا حتي تاسيس يك آموزشگاه موسيقي آذربايجاني ، نياز به صدها آزمايش و گذراندن ده ها مرحله دارد ، اما تاسيس آموزشگاه موسيقي مدرن كه به گفتار خودتان يكي از نمادهاي تهاجم فرهنگي است به چنين اعمالي نياز ندارد!؟

 

7. چرا حتي يك كانال تلويزيوني دولتي شما ، براي بررسي مشكلات روزمره ي مردم آذربايجان ، آن طوري كه شبكه هايي نظير شبكه ي تهران ، طبرستان ، شبكه ي باران و ... مي كنند ، وجود ندارد!؟

كانالي كه براي آذربايجان و به نام شبكه ي تبريز در نظر گرفته ايد ، يا شبكه ي اروميه و يا برنامه اي كه در اردبيل پخش مي شود ، كدام يك از نيازهاي فرهنگي و يا مشكلات روزمره ي مردم را برطرف ساخته و يا حداقل به گوش مسئولان رسانيده است!؟

تنها و تنها فايده  ي اين كانال ها ، تبليغ وحدت و همدلي اسلامي و فرياد آذربايجان سر ايران است ، مي باشد ، كدام سر !؟ سري كه تنش او را پيوسته زير پاهايش له مي كند!؟

سري كه مردمانش حق ندارند براي فرزندانشان ، نامي را بگذارند كه دلشان مي خواهد!؟

سري كه زبان ندارد!؟

چرا تا چيزي مي شود ، تمامي مسئولان قيافه ي حق به جانبي مي گيرند و در سخنراني هايشان ، آذربايجان را قبل تپنده ي تاريخ ايران معرفي مي كنند و سپس در خفا و پشت پرده؛ بودجه ي اين استان را به جيب اصفهان و يا شيراز واريز مي كنند!؟ مگر ما خودمان كم مشكل اقتصادي و مالي استاني داريم!؟

هر كسي كه مي خواهد از حقوقش دفاع كند ، مي شود پان تورك و تجزيه طلب!

 

 

ما زبان مادريمان را خواستيم ، شما ما را تجزيه طلب ناميديد، بسيار خوب ، حالا كه نمي خواهيد با اصول و منطق حق ما را بدهيد ، ما هم راه هاي بهتري براي گرفتنش سراغ داريم.

من با اطمينان خاطر مي گويم؛ زبان من از بين نخواهد رفت و اين مبارزه تا زماني كه حتي يك نفر به زبان تركي صحبت كند ، ادامه خواهد داشت.

 

 

به قول يك كوبايي كه براي تخريب شخصيتي فيدل در آن زمان آمريكايي ها شايع كرده بودند كه فيدل كمونيست و ضد دين و ضد انسانيت است  ، وقتي اين حرف ها به گوش ساموئل كروز ، كشيش روستايي در جنوب كوبا رسيد ، خنديد و گفت : اگه كارهايي كه فيدل مي كنه ، كمونيستيه ، اسم منم بنويس برادر كه مال منم هست.

 

حال من نيز مي گويم: اگر خواستاري حقوق برابر ، نظير زبان مادري ، برابري نژادي و برابري در برابر قانون و نيز بهبود وضع اقتصادي ، تجزيه طلبي و جرم محسوب مي شود ، اسم مرا هم بنويسيد كه من هم جزو اين دسته ام.

 

مقاله ي بعدي را با نام تجزيه طلبي چيست و ريشه هاي آن خواهم نوشت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 21:3  توسط  (ائل دایاغی)  | 


اردبیلده‌ن تورک اؤلکه‌لرینه

عابباس لئیسانلی بئیه‌

 

 

اردبیلده‌ن اصفهانا؟

صفوی لر کیمی؟

یوخ!

اردبیلده‌ن اردبیله،

تبریزه،

اورمویا،

زنگانا،

قوما،

و بوتون

 تورک اؤلکه‌لرینه

تاریخ یئنی‌ده‌ن دؤنوش نوقطاسینا یئتیشیر،

اردبیل آنالانیر،

هایدی بالالار اردبیل آسلانلاری! تبریز آسلانلاری!

قاراداغ،

اورمو،

زنگان،

همدان،

سولدوز،

ماراغا،

قاشقای،

هایدی! آنادیل آسلانلاری!

چوخداندیر بو تؤرپاق دوزگون بیر ظفره یئریکله‌ییر،

چوخداندان بو تؤرپاق...

 یوخ

چوخداندیر بو گؤی دوغرو بیر گونشه......گؤی آنالانیر،

تورک، گؤی تورکلشیر

 

هایدی اولدوزلار!

سیز قارانلیقی موطلقلشمه‌یه نیسگیل‌لی ساخلادینیز،

عصیرلر بویو! سیز گونش قاراوولچولاری!

 

هایدی! هامیلار!

هایدی! قامولار!

قاملار

شامانلار

بیز دوغرو گونشه نیسگیللی بیز

 

هایدی! قانداللار!

هایدی! زنجیرلر!

چالیشین!

جان آتین!

ایتمیش بیر دوغرو دیلک

سویوق دمیرلرینیزین کؤنلونده چابالاییر

سیز دانیلمامیش آنیلماغا لاییق اولامانیز

هایدی! قیریلین بیز قیرمامیش

هئچ دمیر، قانداللانماغا سؤز وئرمه‌ییب الستین گونونده

اوتانین!

 

هایدی! قاندالچی‌لار

سیز!؟ نه دئییم سیزه؟

سیزین ایله یالنیز بیر یوموروق دانیشا بیله‌ر

قلم‌لر، دیل‌لر دانیشاراق پامبیغا سیغیناندان سونرا قولاغلارینیز

داها، هئچ سؤزوم یوخ

 

****

لئیسان یاغیشی پیچیلدامیشدی لسانی‌نین قولاغینا:

سن آزادلیق اوغوروندا ان چتین بیر یولو گئده‌سی‌لرده‌ن‌سن

سن!

                 سن!

سن!

شوشه‌یه دؤیموشدو لئیسان یاغیشی

ساواشی اؤیموشدو لئیسان یاغیشی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 22:49  توسط  (ائل دایاغی)  | 

     سیزده سال از

 

اشغال شهر اقدم گذشت

 

گزارش تصویری از شهراقدم که توسط

جنایتکاران ارمنی به ویرانه ای تبدیل شده

است ننگ و نفرت بر شما ای شونیست

های فارس که دست در دست جنایتکاران

ارمنی دارید

 

کلیک  کنید

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 17:42  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

"سو"د ئییبد یر منه اولده،انام اب کی، یوخ

 

                                                                    "یوخو"اویرتدی اوشاقلیقدامنه،خواب کی،یوخ

ایلک دفعه کی،"چورک"وئردی منه نان دئمه دی

 

                                                                    ازلیندن منه "دوزدانه"، نمکدان  دئمه دی

انام ،اختر دئمه یبد یرمنه،"اولد وز "د ئییب او

 

                                                                    سو د وناندا،د ئمه ییب یخدی بالا،"بوز"د ئییب او

"قار" د ئییب ، برف د ئمه ییب،دست د ئمه ییب"ال"د ئییب او

 

                                                                    منه هئچواخت بیا سویله مه ییب،"گل"د ئییب او

یاخشی خاطیرلاییرام، یاز گونو اخشام چاغی لار

 

                                                                   باغچانین گون باتانیندا کی،ایلیق گون یاییلار

گل:-د ئیه ردی،-داراییم باشیوی ای نازلی بالام!

 

                                                                   گلمه سن گر، باجیوین استاجا زولفون دارارام

او د ئمه زدی کی ،-بیا شانه زنم بر سر تو

 

                                                                   گر نیایی بزنم شانه سر خواهر تو

بلی،داش یاغسادا گوید ن، سن او سان من ده بویام

 

                                                                   وار سنین باشقا انان،واردی منیم باشقا انام

اوزومه مخصوص اولان باشقا ائلیم واردی منیم

 

                                                                   ائلیمه مخصوص اولان باشقا د یلیم واردی منیم

ایسته سن قارداش اولاق،بیر یاشایاق،بیرلیک ائد ک

 

                                                                   وئریبن قول-قولا،بوندان سورا بیر یولدا گئدک

اولا،اوزگه کولک لرله گرک اخمایاسان 

 

                                                                   ثانیا،وارلیغیما،خالقیما خور باخمایاسان

یوخسا گر زور دئیه سن ملتیمی خوار ائده سن

 

                                                                 گون گلر،صفحه چونر،مجبور اولارسان گئده سن

 

شعر:پروفسورد وکتور محمد تقی زهتابی(کیریشچی)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 23:2  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Ermeni zulmune qarshi

 

Stockholmda  E´tiraz aksiyasi

 Eziz azerbaycanlilar!

Ana yurdumuzu ishgal eden , minlerce azerbaycanlini qetl edib , on minlerce

azerbaycanlini yaralayib ve 1,5 milyon azerbaycanlini  öz ana yurdunda qacqin

durumuna getiren ermeni cinayetkarlarini dunya ictimaiyyeti qarshisinda mehkum etmek

uchun, Agdam sheherinin  ishgal olunmasi munasibetile Stockholm sheherinde e´tiraz

aksiyasi kecirilecek.

 

 

Zaman : 22iyul -2006

 

Saat : 12.00-13.00

 

Adres : Sergels torg, Stockholm

 

Yashasin Azerbaycan!

 

Yashasin Qarabag!

 

Ermeni tecavuzune son!

 

Aksiya komitesi, Stockholm

 

16-07-2006

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 15:6  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

 

 کلیک  کنید

 

GünAz TV                        

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 23:9  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 
 
 
 
 
Milli
 
 
Mahnilar
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 22:41  توسط  (ائل دایاغی)  | 

                     

 

Menu

Xeberler

Yazılar

Türk dünyası 

Albom

Türk bayraqları

Ana dilimiz

Türkçe Şerler

Kelete yazıtı

Türkçe Sözlük

Ses - Görüntü

Bağlantılar

Qonaq defteri

Arşiv

هاراي هاراي من تورکم

 


 

Alplarımızı Azad Edin

  budaq1@yahoo.de

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 22:36  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

 

Babek bey Azeri ile

 

musahibe

 

 

 

2006 -06-30

 

 

                                                               

 

                                                             

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:54  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

 

Babek Azeri :

 

Ne sebeblere gore

Fedraseyon

 

 

 parchalanib

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:47  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

Saleh Kamrani beyin

 

heyat yoldashinan

 

musahibe

 

2006-07-05

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:40  توسط  (ائل دایاغی)  | 

سوتی بزرگ احمدی نژاد

 

و

 

تیزبینی خبرنگاران

 

آذربایجانی!

 
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 18:21  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 
Araz Radiosu
 
 2006-07-08

 

Araz

 

Radiosu

 

2006

-

07-08

 
 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 17:49  توسط  (ائل دایاغی)  | 

« آذربایجان سر ایران است».

بار دیگر برگی نو، بر شاخ فساد و فتنه رویید و نادانان کوته فکر هرزه گو، زبان الکن خویش به ناسزا و تحقیر گشودند. قلب بزرگ و گرم سرزمین آتش، «آذربایجان عزیز» و قوم متمدن « تورک» هماره آماج تیرهای زهر آگین این گروه دژ منش بوده است و داغها بر دل دارد و زخمها بر گرده. اینان که نام خود را «پارت» گذاشته و خود را « آریایی» و « آریایی منش» میدانند، چگونه شرم نمیکنند و خود را پیرو« کوروش» میخوانند چه، که در قانون سلطنتی کوروش کبیر آمده است:« ... اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد،دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم را محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند...».آری، اینان اسم بر سلوک بر این سبیل دارند و رسم بر کوچک انگاری هر آن کسان که از آنان نیستند. هر چند در تاریخ هر چه کرده اند، آتش بر خود زده اند و آبرو از خویش برداشته اند.

به تعبیر شهریار ملک ادب، « استاد محمد حسین بهجت تبریزی»، این « سرگشتگان صحرای نادانی»، بارها اقوام مختلف ایران زمین را «دیگران» دانسته اند و خود را مالک این ملک، حال آنکه هر آنچه دارند از همین به اصطلاح «دیگران» است، علی الخصوص «آذربایجان و آذربایجانی و تورک» که بیش از نیمی از مردمان این ملک از این تیره اند و شریفند و نجیب.

در طول زمان، جاهلان، دهان خویش به لجنها آلودند و زبان خویش به طعنها گشودند به هر طریقی که میتوانستند. از راه رسانه های مختلفی چون صدا وسیما، روزنامه ها، فیلمها و به اصطلاح لطایف و مطایبات، زبان و لهجه و عزت و حرمت « تورک و آذربایجان» را تحقیر نمودند و این بار نیز در نشریه رسمی و ارگان خبرگزاری دولتی یعنی روزنامه « ایران» به تاریخ 22/2/1385 در ویژه نامه کودک و نوجوان روز جمعه چند تن از این جاهلان بی مقدار دست به خون فرهنگ و تمدن آغشتند  و « آذربایجان» را خشمگین ساختند به تبع اهانت و ظلمی که روا داشتند.  تعجب افزون بر شکسته دلی از این کژرفتاری این است که شعار دولتی که این جریده ارگان رسمی آن است،« مهرورزی و عدالت گستری» است.

آیا این گونه مهر می ورزند و عدالت می گسترانند؟ آیا دولتی که افتخار خویش را پیروی از اصول دین اسلام میداند چنین فضایی ایجاد نموده است که نشریه رسمی او بدین طریق کلام الهی را به باد نسیان می سپارد و رو به عصیان می گذارد، که خداوند فرموده است:« ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را در قبایل مختلف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید و همانا عزیزترین شما در مقابل ایزد دانا با تقواترین شماست». آیا حاصل برآیند خواست همه مردم ایران، که ادعایش عدالت گستری است در مقابل این همه اعتراض و خشم و فریاد و حق خواهی ناشی از حماقت گروهی از قلم به دستان جریده رسمی اش در توهین به آذربایجان و آذربایجانی، رسم عدالت به جای خواهد آورد؟

نیک میدانیم که این تلخکاری که تلخکاممان کرد، نه اولین است از این نوع نه آخرین خواهد بود، لیک چونان بزرگان آذربایجان مانند:« بابک و ستار خان و باقرخان و شیخ محمد خیابانی و ثقه الاسلام تبریزی و میرزا حسن رشدیه و جبار باغچه بان و پروین اعتصامی و محمد حسین شهریار و علامه امینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری و سرداران شهیدی چون باکری و شفیع زاده و یاغچیان و تجلایی»  و بسیاری دیگر بر عزت خود پای میفشاریم و گویای این نکته، که:

« آذربایجان نه تنها سر ایران است، بلکه سر ماندگاری ایران نیز هست».

«آذربایجان »،بزرگوارانه و مردانه نصیحت میکند آنان را که این ملک را ملک طلق خود میدانند:

« زنهار! ناموس مام میهن به غیرت آذربایجان تاکنون در امان مانده است و لاغیر».

در پایان، خواستار عذر خواهی رسمی روزنامه« ایران» به عنوان ارگان رسمی مطبوعاتی دولت نهم و مجازات نویسندگان و طراحان توطئه فتنه انگیز اهانت به عزت و زبان آذربایجان - آنهم در سال پیامبر اعظم که بایست سال وحدت و همدلی باشد- می باشیم، و خیال همگان را آسوده میداریم که:

« منیم دیلیم اولن دگیل              باشقا دیله دونن دگیل»

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:31  توسط  (ائل دایاغی)  | 

بعد از به قدرت رسيدن شوينيسم فارس در ۸۰ سال قبل، ترک ستيزی به سياست رسمی و مهمترين وظيفه دولت دست نشانده پهلوی تبديل شد. دولت آرياپرست ايران با به کار گيری تمام امکانات دولتی شروع به نابودی فرهنگ، زبان و هويت ملت ترک آذربايجان کرد. تاريخ ۷۰۰۰ساله مردم آذربايجان را کلا تحريف و با خرج ميليونها دلار، تاريخ کلا جعلی فارس را به فرزندان آذربايجان ياد دادند تا از هويت ترکی خود بيگانه شوند. .حاکميت و روشنفکران قوم فارس که با تلقين اربابان انگليسی خود، شديدا به بيماری نژادپرستی ، عرب و ترک ستيزی، دچار بودند، حالا اين بيماری به فرهنگ قوم بی ريشه فارس تبديل شده است. اين قوم بيمار در افکار ماليخوليايی خود آذربايجان کهنسال را ارث پدری خود ميپندارد و با تمام قوا مشغول غارت ثروتهای آن ميباشد.
چون اين نژادپرستان قدرت محو فيزيکی ميليونها ترک آذربايجانی را نداشتند ، لذا حيله گرانه با روشهای غيرانسانی و ظالمانه سعی در آسيميله کردن آنها در قوم فارس کردند ، برای اينکه راحتتر بتوانند آنها را فارسزبان بکنند، لازم بود که آنها را به مناطق فارس نشين بکشند. برای اجرای اين سياست کثيف، اول بايد اقتصاد آذربايجان را نابود و اقتصاد مناطق فارس نشين را بالا می بردند..
در دهه ۲۰ ميلادی آذربايجان به تنهايی ثروتمندتر از کل ديگر جاهای ايران بود. و شهرهايی مثل شيراز، يزد ، کرمان و اصفهان در مقايسه با تبريز و اورميه ، قصبه ای بيش نبودند. از لحاظ فرهنگی، صنعتی ، ميزان با سوادی .. آذربايجان مقام اول را داشت، اولين مدارس، تئاتر، سينما، چاپخانه، خيابان، روزنامه ، کارخانه و... در آذربايجان و به دست مردم پر استعداد آنجا بوجود آمده بود.رضا پالانی، ساختمان قشنگ تئاتر تبريز را تخريب کرد تا خاطره اجرای نمايشات ترکی در آنجا از حافظه مردم بيرون برود. زبان ترکی کلا ممنوع و صندوقهای جريمه در مدارس گذاشته شد. با ممنوع کردن زبان ترکی، جلوی شکوفايی استعدادهای فرزندان آذربايجان گرفته شد و رفته رفته سطح سواد و علم و دانش در آذربايجان رو به افت گذاشت، بطوری که امروزه استانهای آذربايجان بيشترين تعداد بيسواد را در ايران دارا ميباشند.. رضا پالانی تمام کارخانجات کفش؛ چرم و.. که محصولات اشان به تمام دنيا صادر ميشد، بست و دهها هزار نفر آذربايجانی به زور برای ساختن جاده ها، تونل ها، پلها، ساختمانها و.. به مناطق فارس نشين برده شدند. بعد با برنامه ريزی های دقيق، کشاورزی و ديگر منابع در آمد مردم آذربايجان را نابود کردند واقتصاد آذربايجان را فلج کردند، ملت برای سير کردن شکم زن و بچه خود، مجبور به مهاجرت به مناطق فارس نشين ، که دولت کل سرمايه مملکت را در آنجا گذاشته بود ،شدند. و حالا ميليونها ترک آذربايجانی آواره از وطن خود، مشغول کارهای سطح پائين در شهرهای فارس نشين هستند. دولت نژادپرست فارس با سياستهای تبعيض آميز خود، بيابانهای فارسستان را به گلستان و سرزمين سرسبز آذربايجان به بيابان تبديل کرده است. حاکميت جنايتکار فارس حالا با آلوده کردن آبهای زيرزمينی استان اردبيل با مواد راديو اکتيوی و مسموم کردن آبها و زمين های کشاورزی منطقه مراغه و بناب با سموم کارخانجان شيشه سازی ، عملا دست به نسل کشی عمدی در آذربايجان زده است. معلوم نيست که ملت آذربايجان تا کی سکوت خواهند کرد و به اين ظلم و تحقير تن خواهد داد؟ آيا اين در شان ملت تاريخساز آذربايجان ا ست که در اسارت و بردگی قوم بی مايه و بی فرهنگ تاجيک باشد؟
عکس های زيربخش خيلی کوچکی ازستم اقتصادی بر عليه آذربايجان را نشان ميدهد:

 







 


 

 








 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:7  توسط  (ائل دایاغی)  | 

  • Bölgələrdə vəkil qıtlığı
  • Hacı Məmmədov və daha 26 nəfərin məhkəməsi iyulun 20-də davam etdiriləcək
  • Dünya Bankı Azərbaycana güzəştli şərtlərlə kredit verməyəcək
  • Bəzi ekspertlər «AMAY»ı hakimiyyətdaxili qruplaşmanın qurbanı hesab edirlər
  • Vəkillər Fərhad Əliyevə qarşı ittihamların mücərrəd səsləndiyini söyləyirlər
  • 40 nəfərin namizədliyi qeydiyyata alınıb
  • Yanacaqdoldurma məntəqəsindəki yanğında 2 nəfər xəsarət alıb
  • Azərbaycanın balıqçı gəmisi Xəzərin Rusiyaya aid hissəsində saxlanıb
  • Şamaxının icra başçısı vəzifəsindən çıxarılıb
  • Dövlət qurumlarından informasiya almaq niyə çətindir?
  • Fərhad Əliyev müddətsiz aclıq aksiyasına başlaya bilər

<<<<<<<<<<<<

  • Fərhad Əliyev iyul ayının 6-da 48 saatlıq aclıq aksiyası keçirmək qərarına gəlib
  • Abbas Lisaninin məhkəməsi başlayır
  • Cari ilin yanvar-iyun aylarında vergi daxilolmaları artıb
  • Sığorta şirkətləri ilə fermerlərin iş birliyi niyə alınmır?
  • Yanvarın 1-dən metroda jetonlardan istifadə olunmayacaq
  • Almaniyanın Xarici İşlər naziri: «Qarabağ problemi regionun Avropa Birliyinə inteqrasiyasını çətinləşdirir»
  • Təkrar bələdiyyə seçkilərinə maraq niyə azdır?
  • Hacı Məmmədovun məhkəməsi davam edir
  • Yandırılan ərazilərdə ATƏT monitorinq keçirib
  • Gürcüstanın baş naziri Bakıya gəlib
  • Ədliyyə Nazirliyi İctimai Komitə yaradır
  • Qobustan həbsxanasında aclıq aksiyası keçirilirmi?
  • Daha bir özəl tibb müəssisəsinin fəaliyyəti dayandırıldı
  • Uve Halbax: «Avropanın Qarabağ münaqişəsinin nizamlanması üçün hazır formulu yoxdur»
  • QHT-lərin qeydiyyat prosedurası nə vaxt sadələşdiriləcək?

<<<<<<<<<<<<<<<<

  • İranda repressiyalar davam edir
  • Qafqaz ölkələrində kəndlinin vəziyyəti
  • Nəzir qutularına atılan pullar hara xərclənir?
  • Gəncə zavodu «UAZ» markalı avtomobillərin yığılmasını dayandıra bilər
  • Gediş haqqı baha, səliqə-sahman yox, oturacaqlar çirkli....
  • Hacı Məmmədovun dəstəsinin hazırlıq iclası iyulun 5-də davam etdiriləcək
  • «Danışıqlar davam etdirilmiş kimi görünsə də, əslində çoxdan dayandırılıb»
  • «Barmek» bu həftə təhvil-təslim işlərinə başlayacaq
  • Keçmiş sovet nizamnaməsilə NATO standartlarına keçid
  • Güclü yağış və qasırğa təsərrüfatlara ziyan vurub
  • «Barmek»in Azərbaycanı tərk etməsi investisiya mühitinə necə təsir edəcək?

<<<<<<<<<<<<

  • Babək qalasına gedən yolların çoxunun bağlandığı xəbər verilir
  • Vəkili Sakit Zahidovun hələ də polis təcridxanasında saxlanmasının qanunsuz olduğunu bildirir
  • Andreas Qross həmməruzəçi postunu tərk etdi
  • «Necə edəsən ki, qoşunların çıxarılması və statusla bağlı səsvermənin vaxtı uzlaşsın?»
  • Vəfa Mütəllimova: «Ünvanlı sosial yardımı almaq üçün ərizəni «Mersedes»lə gətirənlər var»
  • Səhiyyə Nazirliyi özəl tibb fəaliyyəti haqqında qanuna dəyişikliklər edilməsini istəyir
  • Məhbuslar aclıq aksiyasına başlayıb
  • Brayzanın açıqlamaları birmənalı qarşılanmır
  • Parlament prezidentdən alimlərin maaşının artırılmasını xahiş edəcək

<<<<<<<<<<<<<

  • İran azərbaycanlıları Bəz qalasına yürüşə hazırlaşır
  • İlham Əliyev Ucar və Zərdaba gedəcək
  • «Heç vaxt sifarişlə yazı yazmamışam»
  • Avropa Şurası rəsmisi: «Azərbaycanda yerli bələdiyyələr daha çox nailiyyət əldə ediblər»
  • Rafiq Əliyev işdən çıxarılmasının verdiyi bəyanatlarla əlaqəsi olmadığını deyir
  • Jurnalistlərin Təhlükəsizlik Xartiyası nəyi dəyişəcək?
  • Xəzərdə xüsusi taktiki təlim keçirilib
  • Elmar Məmmədyarov dondurulmuş münaqişələrin regionun inkişafına əngəl törətdiyini deyir
  • Səhiyyə Nazirliyi "Diamed" özəl tibb mərkəzinin fəaliyyətini dayandırdı
  • Azərbaycanda xeyriyyəçiliyə ayrılan puldan da vergi tutulur
  • ATƏT dövlət strukturlarının mətbuat katibləri və jurnalistlər üçün treninq keçirəcək

<<<<<<<<<<<

  • AŞ PA tövsiyələrin çoxunun yerinə yetirilmədiyini bilidirir
  • İran azərbaycanlıları Nobel mükafatı laureatı Şirin Ebadidən kömək gözləyir
  • Xəzərdə radiasiyanın səviyyəsini müəyyənləşdirmək üçün monitorinq aparılacaq
  • AŞ rəsmisi Bakı meriyasına seçkilər məsələsini müzakirə edib
  • Ermənistan son səkkiz ildə danışıqlarda müzakirə olunmuş bütün sənədləri açıqlaya bilər
  • «Sərhədsiz Reportyorlar» Sakit Zahidovun həbsi ilə bağlı bəyanat yayıb
  • Hökumət fövqəladə hallara hazırdırmı?
  • «Həmsədrlər sülh planını açıqlamaqla geniş diskussiya yaratmaq istəyirlər»
  • Qadınlardan ibarət «Gömrükçü» futbol klubu Azərbaycanı UEFA Kubokunda təmsil edəcək
  • Azərbaycanın AŞ qarşısında öhdəlikləri…

<<<<<<<<<<<>

  • Avropa Şurası Yerli və Regional Hakimiyyətlər Konqresinin prezidenti Bakıya gəlib
  • Sərnişinlər 20 dəqiqəyə yaxın tuneldə qalıb
  • Culfanın icra başçısı dəyişdirilib
  • Mirzə Sakitin Hüquqlarını Müdafiə Komitəsi yaradılıb
  • Azərbaycan ordusunun təchizatı...
  • ATƏT Azərbaycanın seçki islahatlarına ehtiyacı olduğunu deyir
  • Azərbaycan ordu gününü bayram edir
  • Özəl universitetlər təhsil haqqını necə müəyyən edir?
  • Gəncə sakini marixuana satarkən saxlanılıb
  • «Çərçivə sazişi»...
  • Məmur məsuliyyətsiz olanda
  • Yanğının qəsdən törədildiyi istisna olunmur

<<<<<<<<<<<<

  • Məmurun əsas funksiyası
  • Bakıdakı binalarda 64 lift yenisiylə əvəzlənəcək
  • Zuğulba, Bilgəh və Buzovna çimərliklərindən istifadə etmək olar
  • İyul ayından ünvanlı sosial yardımların verilməsinə başlanılacaq
  • Liftin işləmir…kondominium yarat!
  • Fərid Mənsurov Almaniyaya müalicəyə göndəriləcək
  • «ANS Commerce»də vergi yoxlamalarının iyunun 23-də başa çatacağı bildirilir
  • Həmsədrlər ATƏT-in Daimi Şurasına Qarabağ danışıqları barədə məlumat veriblər
  • Hansı sənət yaxşıdı?
  • Azərbaycanda uşaqların istirahəti
  • Din siyasətin, yoxsa siyasət dinin yerini tutur?

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

  • AŞ PA Azərbaycanın 1480 saylı qətnaməni yerinə yetirməsi məsələsinə baxacaq
  • Azərbaycanda ilk dəfə: 130 ədəd mənzil sertifikatı buraxılıb
  • Mətbuatın sağlamlaşdırılması yolları…
  • Özəl ali məktəblərin pedaqoji və iqtisadi yönümlü fakültələri də bağlana bilər
  • Ekspertlər inflyasiyanın 10 faizlik həddi keçə biləcəyini deyirlər
  • Mətbuat Şurası səlahiyyətlərini genişləndirmək məqsədi ilə təkliflər hazırlayır
  • BMT rəsmisi Azərbaycana dini təzyiqdən narahatdır
  • İKT işğal olunan ərazilərin dərhal və qeyd-şərtsiz boşaldılmasını tələb edir
  • Təhsil Nazirliyi ilə aclıq edən tələbələrin görüşü baş tutdu

 <<<<<<<<<<<

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:48  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Araz Radiosu 2006-07-08

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:43  توسط  (ائل دایاغی)  | 

STOKHOLMDA GÜNEY AZƏRBAYCANA DƏSTƏK AKSİYASI KEÇİRİLİB
2006-07-10 - 13:13:00

İyulun 9-da İsveçin paytaxtı Stokholmda Güney Azərbaycandakı etiraz aksiyaları zamanı həlak olanların 40-cı yas günü anılıb. Bu məqsədlə Stokholmda yaşayan azərbaycanlıların iştirakı ilə etiraz aksiyası keçirilib.

Aksiyada Güney Azərbaycanda həbs olunanların dərhal azadlığa buraxılması tələb olunub. Aksiyanın qətnaməsi İsveç ictimaiyyəti arasında Azərbaycan, ingilis və İsveç dillərində yayılıb.

Qətnamədə İranda güney azərbaycanlılarının təhqir olunduğu, öz dillərində təhsil ala bilmədikləri vurğulanır. Qətnamədə həmçinin Güney Azərbaycanda keçirilən kütləvi aksiyalara toxunulur: «Kütləvi aksiyalar, bütün Güney Azərbaycan şəhərlərində -o cümlədən, Təbriz, Urumiya, Ərdəbil, Miyana, Sulduz, Qoşaçay, Zəncanda baş tutdu. Amma həmin mitinqlər zamanı fars şovinizminin hərbi qüvvələri və polisi soydaşlarımıza qarşı vəhşicəsinə zor tətbiq etdi. Çoxsaylı soydaşlarımızın yaralandığı, onlarca insanın öldürüldüyü, on bir min fəalın isə həbs olunduğu bildirilir».

Sənəddə 150 nəfər fəalın indiyədək həbsdə saxlanıldığı qeyd olunur.

Qətnamənin sonunda deyilir: «Stokholmda yaşayan azərbaycanlılar olaraq, bugünkü etiraz aksiyamız vasitəsilə Güney Azərbaycandakı xalqımızla öz həmrəyliyimizi bəyan edir, fars şovinist rejiminin 30 milyonluq azərbaycanlılara qarşı apartheid siyasətinə etirazımızı bildirir, onu pisləyərək tutlanların ən qısa müddətdə azad olunmasını tələb edirik. Dünya ictimaiyyətınə, insan haqlarının aliliyinə inanan hər bir kəsə müraciət edərək, azərbaycanlıların Güney Azərbaycanın azadlığı uğrunda mübarizəsinə dəstək vermələrini rica edirik».

 

 

 

 

 

 

«Media forum»

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:40  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Say (No.): 348/2006

Tarix (Date): 7 July 2006

 

Hörmətli Xanım Milano

 

Məlumat : Saleh bey Kamrani haqqinda

BMT insan haqlari ali komiserliyi!

 

Güney Azərbaycanın insan haqları müdafiəçi vəkili, Saleh bəy Kamrani ilə maraqlandığınız üçün Cümə Axşamı 6 İyul 2006-da yazışmanıza görə təşəkkür edirəm.

 

Biz Kamrani bəyə görə istənilən son bilgini hüzurlarınıza təqdim edirik ki, bunalr onun öz webblog-dan götürülmüşdür və ünvanı da belədir:

 

http://www.salehkamrani.blogspot.com/

 

Birinci mətn bir ümumi bəyaniyyədir və ikinci də  Xanım Mina Kamraninin verdiyi müsahibədəki bilgilərə əsaslanmışdır. Mina Xanım, Kamrani bəyin həyat yoldaşıdır ki, bu xanım öz həyat yoldaşının qollarındakı zəncirləri açmağa çalışır. Üstəlik, Mina xanım GünAzTV-yə də bir müsahibə vermişdir bunun Link-ini aşağıda sizə dərc edirik. Əyər bu söhbətlərin üzünü istəyərsəniz biz bunları köçürüb və sizə verməyə məmnun olarıq. Link belədir:

 

http://www.azadtribun.net/MinaXanim.mp3

 

Ümid edirik ki, ədalət divanını bu qədər boğanlara barışmazlıq göstərəcəksiniz.

 

Hörmət ilə

 

Böyük Rəsuloğlu

 

 

Dünya Azərbaycanlılarının Haqlarını Müdafiə Komitəsinin sədri

 

 

Say (No.): 348/2006

Tarix (Date): 7 July 2006

Dear Mrs. Milano,

 

Re                 UN REQUEST OF INFORMATION CONCERNING MR. SALEH KAMRANI

Thank you for your communication on Thursday, 6 July 2006, taking interest in the case of Mr. Saleh Kamrani, a Southern Azerbaijani human right lawyer.

 

We are pleased to be able to provide you with the latest information regarding Mr. Kamrani consisting of two texts published in the webblog of Mr. Kamrani:

 

http://www.salehkamrani.blogspot.com/

 

The first text is a general statement and the second text is based on the information issued by Mrs. Mina Kamrani, speaking up for her husband, Mr. Kamrani. In addition, we would like to provide you the link to the telephone interview that Mrs. Kaamrani had with GunAzTV on Wednesday 5 July 2006. If you wish to have a transcript of this interview, we will be able to provide you that, although we can prepare it by the next Monday. The Link is:

 

http://www.azadtribun.net/MinaXanim.mp3

 

We hope that you will take effective steps against Iranian authorities who dare to go this far to undermine justice.

 

Yours sincerely,

 

Boyuk Resuloglu

 

 

Chairperson

The Committee for the Defence of the Rights of the World Azerbaijanis

 

 

 

The English Translation of the First Document

Published in the webblog of Mr. Saleh Kamrani

 

THE DETENTION OF SALEH KAMRANI HAS BEEN PROLONGED

 

Mrs. Mina Kamrani, the wife of Mr. Saleh Kamrani stated that, although I had the bail ready for the release of my husband, after hours of waiting (from 9.00 a.m. until 2.00 p.m. on Wednesday 6 July 2006), the judge of the court disregarded his own verdict and issued a new determination to continue the detention of my husband.

 

Mr. Saleh Kamrani, a lawyer and activist of human rights, has been detained since Wednesday 14 June 2006. Although more than 20 days have passed since this detention, Mr. Saleh’s lawyer has not been able to visit him, also his lawyer has not been given the files compiled against him. In spite of numerous calls and requests of his wife Mrs. Mina Kamrani to visit her husband, she has only succeeded once. Although the bail was set initially to 10 million Tumen (100 million Riyals), then the judge increased this amount to 50 million Tumen. At the end, upon meeting this increased bail, the judge has voted to indefinitely detain Mr. Kamrani for the excuse of continued interrogation, without determining any time limit for the release of Mr. Kamrani.

 

The English Translation of the Second Document

Published in the webblog of Mr. Saleh Kamrani

 

THE INTERVIEW WITH Mrs. MINA ESGERI (Mrs. KAMRANI), THE WIFE OF Mr. SALEH KAMRANI

 

(A note by the translator: married females use their maiden name, as well as their marriage name and hence Mrs. Esgeri is the maiden name of Mrs. Kamrani.)

 

“The accusation against my husband is: taking steps to overthrow the system (or the order) by way of giving publicity against the system. These were the words of Mrs. Mina Esgeri that today on 6 July 2006, further expressing that “my husband was not released today, despite the promise of the court.” She added that my husband called on Saturday 1 July 2006 and told me that there has been agreement to release under bail and the bail will be 10 million Tumen. I therefore referred to the court on Sunday 2 July 2006 counting on the strength of his word. I was stunned to find out that the bail was raised to 50 million Tumen. I prepared the 50 million Tumen bail after a great deal of trouble. After 4-5 hours back-and fro, they told me that the judge is on leave and will be back on Tuesday. You too come back on Tuesday to see him released.

 

Therefore, today (6 July 2006), since 8.00 a.m., I together with my family members and a number of friends have referred to the Revolutionary Court of Interrogation, Branch 14, in Teachers Street but after getting there we noticed that the judge has not come today.

 

After one hour of waiting, we were told that Mr. Judge will not be coming today and apparently he has gone to the meeting with a higher authority. The Judge will probably be back tomorrow.

 

It should be mentioned that still there is no permission for the lawyer of Mr. Kamrani to meet him. Upon requesting a meeting, his lawyer went to the Interrogation Centre on 28 June 2006 but was refused. He was informed that Mr. Kamrani’s release will take place within this week and there is no need for a lawyer. Also Mr. Saleh Kamrani was not permitted to sign himself the document referred to as “power of attorney.”

 

Later during the interview, Mrs. Esgeri also pointed out to her visit with the judge that: after I left the court, I came across the judge purely by coincidence and came to realize that he is on leave.

 

When I asked the judge regarding my husband, he said that the interrogation of my husband is not over yet and therefore he has to remain in custody and it is highly unlikely that he will be released so soon.

 

At the end of the interview, Mrs. Mina Esgeri announced regarding her husband that the only accusation by the court against my husband is “taking steps for the overthrow of the system by way of publicity against the system.

 

This news was sent on 6 July 2006

 

 

The First Source Document

 

بازداشت صالح کامرانی تمدید شد.

خانم مینا اصغری همسر صالح کامرانی اظهار داشت، علیرغم آماده بودن قرار وثیقه برای آزادی همسرم، پس از چندین ساعت انتظار در دادگاه (از ساعت 9 صبح تا ساعت 14 امروز، چهارشنبه14/4/84) ، قاضی دادگاه برخلاف حکم قبلیش رای به ادامه بازداشت همسرم داد.


صالح کامرانی وکیل و فعال حقوق بشر ،از روز چهارشنبه 24/03/1385 بازداشت شده است، علیرغم گذشت بیش از 20 روز از بازداشت ایشان هنوز وکیل وی موفق به ملاقاتش نگردیده است و در ضمن پرونده آقای کامرانی نیز در اختیار وکیلش قرار داده نشده است. به رغم دهها بار مراجعه و درخواست همسر ایشان خانم مینا اصغری، برای ملاقات همسرش، وی تنها یکبار موفق به دیدار همسرش گردیده است. اگر چه در ابتدا قرار وثیقه 10 میلیون تومانی برای آزادی آقای کامرانی صادر شده بود ولی قاضی این مبلغ را به 50 ميلیون تومان افزایش داد، و در نهایت علیرغم حاضر بودن وثیقه، قاضی رای به ادامه بازداشت آقای کامرانی داد و با بهانه ادامه تحقیقات هیچ سقف زمانی برای آزادی آقای کامرانی مشخص نکرده­ است.

 

 

The Second Source Document

مصاحبه با خانم مینا اصغری همسر آقای صالح کامرانی

مصاحبه با خانم مینا اصغری همسر آقای صالح کامرانی


اتهام همسر بنده اقدام برای براندازی نظام از طریق تبلیغ علیه نظام می باشد.
خانم مینا اصغری با بیان این مطلب اظهار داشتند که امروز(13/04/1385) نیز با توجه به قولی که از طرف دادگاه داده شده بود همسر بنده آزاد نگردید.


ایشان اظهار داشتند که : روز شنبه 10/04/1385 همسرم به من زنگ زدند و گفتند که قرار وثیقه بنده مورد موافقت قرار گرفته و قرار است که با قرار وثیقه 10 میلیون تومانی بنده را آزاد کنند، من نیز با توجه به حرف ایشان روز یکشنبه 11/04/1385 به دادگاه مراجعه کردم. ولی در کمال ناباوری دیدم که قرار وثیقه به 50 میلیون افزایش یافته است. من نیز با عجله قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آماده کردم ولی بعد از 4 – 5 ساعت بروبیا، به من گفتند که آقای قاضی مرخصی هستند و روز سه شنبه تشریف می آورند، شما روز سه شنبه بیایید آزاد میکنیم.


امروز(13/04/1385) نیز من از ساعت صبح ساعت 8 همراه با خانواده و تعدادی از دوستان به شعبه 14 بازپرسی دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم رفتیم و بعد از مراجعه به دفتر قاضی متوجه شدیم که ایشان تشریف نیاورده اند.


بعد از یک ساعت منتظر شدن به ما گفتند که آقای قاضی امروز تشریف نمی آورند و مثل اینکه پیش دادستان کل تشریف برده اند و فردا قرار شده بیایند.


لازم به ذکر است که هنوز به وکیل آقای کامرانی اجازه ملاقات داده نشده است، ایشان در تاریخ 10/04/1385 با مراجعه به بازپرسی مربوطه برای ملاقات، اجازه ملاقات نتوانسته اند بگیرند و همچنین به ایشان گفته شده که در عرض این هفته ایشان آزاد خواهند شد و نیازی به وکیل ندارند! و همچنین به آقای صالح کامرانی اجازه داده نشده تا وکالت نامه خودشان را امضا کنند.


ایشان در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به ملاقات حضوری خودشان با قاضی مربوطه فرمودند: من بعد از اینکه محل دادگاه را ترک کردم اتفاقی قاضی را ملاقات کردم و متوجه شدم که ایشان در مرخصی به سر میبرند.
بعد از پرسش از قاضی در مورد وضعیت همسرم ایشان فرمودند که هنوز تحقیقات ما تمام نشده و ایشان باید در بازداشت باشند و هنوز به این زودیها احتمال آزادی ایشان وجود ندارد.


درپایان خانم مینا اصغری در خصوص اتهامات همسرشان اعلام کردند که تنها اتهام همسرم که از طرف دادگاه اعلام شده، اقدام برای براندازی نظام از طریق تبلیغ علیه نظام می باشد.



تاریخ ارسال خبر 13/04/1385

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:33  توسط  (ائل دایاغی)  | 

BILDIRISH 2
 
Stockholmda Etiraz Aksiyasi
 
Eziz Azerbaycanlilar!
 
Cenubi Azerbaycan Turk milletinin shanli herekatini himayet etmek her bir
Azerbaycanli uchun milli sheref ve borc sayilir.
2006-05-22 Gunesh ili ” 1385-04-01”´den bu gune bir chox Azerbaycanin sherefli 
insani shehid veya Fars shovnizmi terefinden hebs edilibdir.
 
Shehidlerimizin xatiresini anmaq ve Fars shovnizmi terfinden  hebs olalanlarin  azad
edilmesi uchun Stockholmda aksiya gechirilecekdir.
Aksiyada verilecek shuarlar ve plakatlar  cenubi Azerbaycanda milletimiz terefinden
verilen shuarlardan ibaret olacakdir.
Hech bir cemiyyet ve ya teshkilatin emblemi ve ya bayragi aksiya yerine
getirilmeyecekdir.
 
Zaman: Bazar gunu 2006-07-09
Saat    : 12-13
Adres  :Sergels torg- Stockholm
 
Yashasin Azerbaycan Turk milleti
Olum olsun Fars shovinizmine
 
Aksiya komitesi_Stockholm
2006-06-30
Şəkildə gorən Şəhidlərin adlari
1-Asgar Qasimi 2-Himmat Ismzada 3-Huseyn Fathipur 4-Mahammadali Jannatniya 5-Tovhid Azariyun 
6-Farzad Asadpur 7-Calil Abidi 8-Riza Miraghapur Darvish 9-Eivaz Saiyahi

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:29  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Araz Radiosu 2006-07-08

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:24  توسط  (ائل دایاغی)  | 


 

 

ساوالان باخ هاوالان دردین آلان چوخدو منیم تک

سوءره م داغ دره وی بت بره وی جاندا تنیم تک

قارا آغلی قارا داغلی قارا باغلی وطنیم تک

آی بوتون وارلیغی گویچک دلی وورغونلارا باش چک

آی طبیعت گوزلی چوخلو گوزللیک گوزو سنسن

هم شیرین یازلی شیرین نازلی باخیشلار سوزو سنسن

نه بیلیم بلکه ده دونیاده بهشتین اوزو سنسن

کوثرین چشمه سی دریاچه وه باغلی

اتگین سبزه لی باغلی   گوللرین خوللو بوداقلی

...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:11  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Milli Mahnilar

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:49  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Babek bey Azeri ile musahibe

2006-06-30

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:48  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Babek Azeri : Ne sebeblere gore Fedraseyon parchalanib

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:47  توسط  (ائل دایاغی)  | 

GUNEY AZƏRBAYCANDA GEDƏN MİLLİ AZADLIQ HƏRƏKATINA DƏSTƏK KOMİTƏSİ

 

Bildiyiniz kimi 29və 30.06.06 Babək Xorrəmdinin ad gunun hər il Guney Azərbaycanda yaşayan o cumlədən Tehranda yaşayan soydaşlarımız 100 minlərlə insane Bəz Qalasina toplaşaraq  bu Tarixi gunu qeyd edirlər.Bakida   bu il Guneyli soydaşlarımızla həmraəy olaraq Guney azərbaycanda gedən milli Azadlıq hərəkatına  Dəstək  Dəstək komitəsi 30.06.06 saat 18 de tədbir duzənlemişdir. Belə ki sembulik olaraq ağ rəngli koynəkdə sinə hissəsində Babəkin şəkilin vuraraq 100 artiq soydaşımız giyərək ilk oncə Guneydə Şəhid olan soydaşlarımızın xatirəsini yad etmək məqsədilə şəhidlər  xiyabanın ziyarət edib və şəhidlərin məzari üstünə gül qayaraq  daha sonar dağ üstü və milli parkda  Ehalilə bir yerdə bu gunə ayid olan milli şeir və mahnilar oxuyaraq gəzinti keçirdi.bunuda qeyd etmək lazımdır kı əhali tərəfindən çox rəğbətlə qarşılandı və belə tədbirlərin çox geniş miqyasda keçirilməsini arzu etdilər.bu tədbirdən video çəkiliş ve foto şəkillərda hazırlanib arzu edenlər bizdən əldə ede bilərlər.bie neçə foto şəkil yazila bir yerdə gonderirik.

 

 

Guney azərbaycan informasiya mərkəzi(GAİM )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:44  توسط  (ائل دایاغی)  | 

اسامی و عکس های 10 نفراز  کشته­شدگان قیام اخیر ملت آذربایجان بر ضد آپارتاید در ایران

طبق کنوانسیون­های بین المللی، دولتها  و نیروهای شورشی تحت هر شرایطی حق شلیک و کشتار غیر نظامیان را ندارند، ولی متاسفانه دولت جمهوری اسلامی ایران در ادامه سلسله عملکردهای خود در نقض حقوق بشر و قوانین بین­المللی، تجمعات مختلف شهرهای آذربایجان را به شدت سرکوب و به خاک و خون کشید. ماده 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرر می دارد « تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». و نیز طبق ماده 20 کنوانسیون بین­المللی حقوق بشر برگزاری تجمعات حق هر انسانی است.

به رغم تمامی موارد فوق دولت جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نیروهای چهارگانه نظامی خود ( ارتش، بسیج، سپاه، نیروی انتظامی) با شیلک مستقیم به سوی تجمع­کنندگان در روزهای 1 خرداد در تبریز، 2خرداد در اورمیه و 4 خرداد در نقده و مشکین شهر تعداد کثیری از مردم بیگناه را به جرم طلب کردن ابتدايی ترین حقوق ملی و انسانی خود به خاک و خون کشید. طبق آمار غیر رسمی تاکنون در جریان این سرکوب وحشیانه دهها نفر جان خود را از دست داده­اند، صدها نفر مجروح و تعداد کثیری بازداشت گردیده­اند. بایکوت شدید خبری منطقه و حساس نبودن ارگانهای اطلاع رسانی و حقوق بشر فعال در ایران سبب گردیده است که هنوز تعداد و اسامی شهدای حوادث اخیر بطور قطعی مشخص نشده باشد.

"شورای حقوق بشر آذربایجان" پیرو اطلاعات موثق جمع آوری شده از مراکز بیمارستانی و خانواده­های شهداء اسامی 10 نفر و تصویر 9 نفر از این شهداء را منتشر می­کند.

کمیته اطلاع رسانی شورای حقوق بشر آذربایجان مصادف با اولین جلسه "شورای حقوق بشر" اسامی ده نفر از شهداء وقایع اخیر آذربایجان را به همرا عکس های آنان منتشر می کند و امیدوار است تمام نیروهای طالب حقوق بشر و دموکراسی­خواهی صدای عدالت­خواهی ملت آذربایجان را شنیده و به مدد آنان در مبارزه با آپارتاید و تبعیض بشتابند.

لازم به ذکر است که کمیته در تلاش است تا در اولین فرصت اسامی دیگر شهداء و مجروحین و شکنجه شدگان را به همراه اسناد منتشر کند لذا از کلیه افراد تقاضا می­گردد هر گونه اطلاعات(ازقبيل عكس، فيلم و سند) خود، در این زمینه، را در اختیار این کمیته قرار دهند.

اسامی شهداء نقده :

این افراد در تیراندازی نیروهای سپاهی و انتظامی؛ در مورخه 4/3/85 که با فرماندهی مستقیم سرهنگ محبی نیا(بردار نماینده مردم تکاب در مجلس)؛ به شهادت رسیده­اند. یکی از  مسئولان سردخانه بیمارستان امام خمینی نقده اظهار داشته است که تعداد شهداء در همان روز 14 نفر بوده است که تعدادی از آنها به بیمارستان عارفیان (متعلق به سپاه اورمیه) انتقال داده شدند. با اینحال تا به امروز افرادی که تصاویر آنها در ذیل آمده است شهادتشان قطعی است و در نقده به خاک سپرده شده­اند.

                

اسامی به ترتیب تصاویر از راست: عسگر قاسمی، همت اسم زاده، حسین فتحی پور، محمد علی جنت نیا، توحید آذریون

اسامی شهداء تبریز:

شدت سرکوب و تیراندازی نیروهای نظامی در اولین روز خرداد حکایت از وجود شمار كثيري شهيد در این شهر دارد. یا اینحال بایکوت شدید خبری و وجود شرایط شبه نظامی در تبریز تنها به ما امکان شناسایی دو نفر از شهدا را داده است.

بهزاد صبوحی نژاد ساکن کوی پرواز تبریز که بر اثر شدت شکنجه و ضربات به شهادت رسید. پیکر بی جان وی در مورخه 3/3/85 در حالیکه بر دستهای وی اثر دستبند و در جای جای بدنش اثر شکنجه نمایان  بود از استخر شاه­گؤلوی تبریز به دست آمد؛ نامبرده از فعالان شناخته شده حرکت ملی آذربایجان در محله پرواز بوده است. در ضمن برادر وی نیز مفقود هستند و از سرنوشت ایشان هیچ اطلاعی در دست نیست. (به علت فشار بر خانواده وی  موفق به تهیه تصویر از وی نشدیم)

رضا میرآقاپوردرویش از فعالان محله امامیه تبریز بوده و بر اثر شدت ضربات و جراحات وارده سه روز بعد از بستری در بیمارستان جان باخت.

 


اسامی شهداء مشکین شهر:

جلیل عابدی در جریان تظاهرات 4 خرداد بر اثر شلیک مستقیم یک درجه­دار نیروی انتظامی به سرش به شهادت رسید. خانواده ایشان تحت فشار شدیدی هستند و وکیل آنان آقای صالح کامرانی نیز هم اکنون در بازداشت به سر می­برد.

جلیل عابدی

اسامی شهداء اورمیه:

در جریان تظاهرات2 خرداد اورمیه نیزدو نفر به شهادت رسیدند که عکس و تصویر آنها در ذیل آمده است.

   

فرزاد اسد پور (22ساله دانشجوی دانشگاه آزاد اورمیه) و شهید ایواز سیاحی

 

"روابط عمومی شورای حقوق بشر آذربایجان"

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:34  توسط  (ائل دایاغی)  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:26  توسط  (ائل دایاغی)  | 

بابك قالاسينا عاييد خبرلر

آذربايجانين بوتون شهرلريندن خبر يئتيرير،‌ شهرلرين چيخيش يئرلرينين هالميسينا حاكيمييتين وريندن آختاريش چاديرلاري وورولوب و هر ماشين كي ايستيير او بوغازلاردان گئچه آختاريلير و هر كسه كي بير آذ شك ائله يير لر ماشيندان انديريب و قايتاريرلار. او كسلرده كي مامورلارين قارشيسيندا ديره­نيللر اونلاري قانداللاييب و دوستاقا آپاريرلار.

قوشاچايدا شهرده­ن تبريزه گئدن يولدا نئچه يئرده آختاريش چادرلاري گورونور. قوشاچايين فيسيندوز اوج يولوندا  و حسنآباد اوچ يولوندا بو آختاريشلاري داها شيددتله اوز وئرير.

اهرين اوچ يولوندا امنييتي قووهلرين سايي داها چوخدور. يگان ويژه اورادا يئرلشيب و هر ماشين كي اهره دوغرو ايسته­يير گئده قايتاريلير. آنجاق گئچه بيلسه­ده آداملاردان شكييلللر چكيلير و هر ماشينين نومره­لري گوتورولور و ماشينلار بير كاغاذ ياپيشديريلار و هئچ كيمه كليبره گدتمه­يه يول وئرميرلر.

خويون ائو­اوغلو اوچ يولوندا آختاريش چاديرلاريدا قورولوب و مامورلارين سايي حددن يوزلر نفردن چوخدور.

ميانانين قافلانتي بوغازيندا تهراندان و زنجاندان گلن ماشينلارين قارشيسي آلينير و چوخ چتينليكله ماشينلارا يول وئريرلر. اوتوبوسلارداندا موسافيرلري يئنديريب و يولدان قايتاريلار.

مشگين شهردن قالايا گئدن يولا دونن گئجه­ئن باغلانيليب و مشگين شهردن يوز اوتوبوس امنييتي قووه­لر قالايا يوللانيبلار

تبريزله اردبيل شهرينده نيظامي نيرولارا آمادهباش ووروبلار.

آذربايجانين بوتون شهرلرينده sms لر قطع اولوب و اهرله كليبرده موبايللاردا قطع اولوبلار.

آرتيرمالييق كي آذربايجانين بوتون شهرلرينده ميللتچي­لري ايتتيلاعاتا چاغيريبلار چوخلاريني ساخلاييب و بير چوخونادا بوراخاندان سورا نئچه مامورلا گؤز آلتيندا ساخلاييرلار.

قالا قباغيندا توتولوب و ايتتيلاعاتا چاغيريلان دوستلار

خوداآفرين بولگه­سينده رضا بيگ زاده(بي­اوغلو)،‌

كليبرده داريوش حاتمي(ائلچين)، شوكور قهرماني،

قوشاچايدا : بهبود قلي­زاده، جلال كوردريلو، مهدي بازماني، شاهرخ فرامرزي ، محسن فرامرزي،  مهدي تگرگي، احمد جدي، علي سلطاني

اردبيلده: اكبر قرباني ( اكبر قرباني اردبيلين اولايلاريندان بويانا ايتتيلاعات ترفيندن قره قورخويا معروض قاليردي و سه شنبه گونو تير آيي­نين آلتيسيندا اردبيلده ايش يئرينده ياخالاندي)

خويدا 30 نفردن آرتيق ايتتيلاعات چاغيريليبلار، ابراهيم جعفر زاده ايكي ساعات بازجويي­دن سونرا بوراخيليب.

تهراندا و اردبيل شهرينده نئچه دوستلاريميز اؤلومه تهديد اولونوبلار

بو سيخينتيلارا باخماياراق آذربايجان ميللتي اؤز شهيدلرينين آغيرلاما آنيتينين بابك قالاسيندا گئچيردمه­يه قرار وئريب و ايندي ساعات 9 دا ماشين ترافيكي بوتون شهرلرين گيريش و چيخيش يئرلرينده گورونور

 

خبرهاي اجتماع عظيم مردم آذربايجان در قلعة بابك

همزمان با چهلمين روز شهادت جمع زيادي از ملت آذربايجان به دست دشمنان ملت آذربايجان و روز تولد اسوة مقاومت ملت آذربايجان در برابر دشمنان خاك آذربايجان، بابك قهرمان، يورش ملت آذربايجان به ميعادگاه عاشقان آذربايجان، قلعه بابك آغاز شد.

همزمان با يورش ملت آذربايجان به طرف شهر كليبر و قلعه بابك دشمن تا دندان مسلح ملت آذربايجان تمامي مبادي ورودي و خروجي شهرهاي آذربايجان جنوبي(آذربايجان اشغالي)  را تحت شديدترين تدابير امنيتي قرار داده است، در تمامي ورودي و خروجيهاي شهرهاي آذربايجان جنوبي ايستگاههاي پليس و قرارگاههاي سپاه و بسيج قرار دارد. اين وضعيت تداعي كننده وضعيت فلسطنيني­ها در نوار غزه مي­باشد.

از شهر خوي خبر مي­رسد دشمن ايست بازرسي خود را در سه راهي ائواوغلو قرار داده است و تعداد نيروها حاضر در سه راهي به اندازه چند گردان مي­باشد.

در قوشاچاي سه راهي فيسين دوز و سهراهي حسن آباد كاملاً بسته شده است و عبور مرور خودروها به كندي صورت مي­گيرد.

در گلوگاه قافلانتي در نزديكي شهر ميانه نيروهاي نظامي هر نوع خودرويي را باتزرسي كرده و اكثر مسافران را از ادامه راه باز مي­دارند.

در سه­راهي اهر تعداد نيروهاي نظامي از تمامي نقاط بيشتر مي­باشد و يگانهاي ضد شورش با تفنگهاي آماده صف كشيده­اند. اكثر قريب به اتفاق ماشينها اجازه عبور پيدا نمي­كنند و در صورت عبور از تمامي سرنشينهاي ماشينها فيلمبرداري شده و شماره ماشين يادداشت شده و يك برچسبي به ماشينها زده مي­شود. وشماره ماشين به ايست بازرسيهاي بعدي گزارش شده و در صورت مشاهده ماشين افراد داخل آن بازداشت و ماشين به پاركينگ پليس انتقال مي­يابد.

مسير مشگين شهر به كليبر به صورت كامل بسته شده است. و از مشكين­شهر 100 اوتوبوس نيروهاي نظامي براي سركوب مردم در قلعه  بابك اعزام شده­اند. لازم به يادآوري است نيروهاي غيربومي(فارس) جايگزين نيروهاي بومي شده­اند. كنترل مناطق آذربايجان به دست سپاه سپرده شده است.

تمامي smsها در اذربايجان جنوبي قطع مي­باشد و تمامي موبايلها در اهر و كليبر قطع مي باشند

امروز تمامي ملت آذربايجان متهم مي­باشند و در صورت حضور در جاده­ها تحت بازجويي قرار ميگيرند.

فشار بر فعالين حركت مللي آذربايجان از روزهاي گذشته آغاز شده و در تمامي شهرها خبرهاي دستگيري فعالين به گوش مي­رسد

اردبيل: اكبر قرباني( اكبر قرباني از زمان انقلاب هويت خواهانه عظيم مردم اردبيل تحت فشار نيروهاي انيتي بوئ و روز سه شنبه در محل كار خود در كارخانه ذوب­آهن اردبيل دستگير شد. اكبر قرباني مهندس مواد و متالوژي مي­باشد). از زمان قيام مردم اردبيل بر ضد آپارتايد تعداد كثيري از مردم اردبيل در زندانهاي رژيم آپارتايد قرار دارند و يكي از شناخته شده ترين فعالين حركت ملي  عباس لساني به علت اعتصاب غذا و آب در وضعيت بسيار وخيمي از لحاظ جسماني قرار دارند.

قوشاچاي: بهبود قليزاده، جلال كوردريلو، مهدي بازماني، شاهرخ فرامرزي، محسن فرامرزي، علي سلطاني، مهدي تگرگي، احمد جدي

خودافرين: رضا بيگزاده

كليبر: داريوش حاتمي(ائلچين)، شكور قهرماني

در شهر خوي نيز بيش از سي نفر به اطلاعات برده شدند و بعد از بازجويي آزاد گرديدند.

در شهرهاي تهران و اردبيل و شهرهاي ديگر آذربايجان تعداي از فعالين حركت ملي تهديد به مرگ شده­اند.

لازم به يادآوري است كه از زمان انقلاب عظيم ضد آپارتايدي ملت آذربايجان هزاران نفر  هنوز در زندانهاي آپارتايد فارس قرار دارند و تمامي ارگانهاي حقوق بشري وابسته به فارس و قدرت حاكم دم فرو بسته­اند.

هنوز حسن دميرچي( هنرمند و موسيقيدان)، مهندس اماني، چنگيز بختآور، دكتر حيدر اوغلو، جواد عباسي، ياشار حكاك­پور، سيروس حسين نژاد، مجيد پژوهي فام، حامد يگانه پور و ........................................

در زندان آپارتايد بسر مي­برند به اميد آزادي تمامي زندانيان راه آزادي

 
 
قوشا چايدان يني خبر
آلينان خبرلره گوره قوشاچايدا اوضاع داها گرگين له شيب بابك قالاسينين واختي يئتيشديكجه ميللي فعالاريميز اطلاعات قوه له ري طرفينن نئچه گوندور كي ياخالانيلار بو اساسدا بوگون چارشنبه ايكي نفر
وحيد امين
 سعيد بهاري
مهدي بازماني ممقان
شاهرخ فرامرزي
آديندا توتولانارين ليستينه آرتيريلدي

 

 

اهرين سه راهيندان كلئيبره ساري هئچ ماشينا كئچمه‌يه اجازه وئريلمير.

اهرين كوچه‌لرينده ايكي آدديمدان بير الي باتوملو ايكي مأمور دوروب.

اهرين بوتون چاليشقانلاري دونن گئجه ائولريندن آپاريليبلار.

آپاريلانلارين ايچينده بو آدلار گؤزه ديير:

1-              دوكتور محرم كامراني

2-              صالح ملا عباسي

 

كلئيبرين ميللتينه شهردن چيخيب-گيرمه‌يه اجازه وئريلمير.

اونلارا دئييلير:

"سيز بير گون بير يئره گئتمه‌سز نه اولار؟"

نيظامي قووه‌لر مريضلره‌ده شهردن چيخماغا اجازه وئرميرلر.

***

***

از سه راهي اهر به طرف كليبر به هيچ خودروئي اجازه تردد داده نمي‌شود.

در كوچه‌هاي اهر در هر دو قدم دو مأموران باتوم به دست ايستاده‌اند.

تمامي فعالان حركت ملي اهر ديشب از منازلشان توسط مأموران امنيتي ربوده شدند.

در بين ربوده‌شدگان اسامي ذيل به چشم مي‌خورد:

1-   دكتر محرم كامراني

2-   صالح ملا عباسي

 

به اهالي كليبر اجازه ورود به شهر و خروج از آن داده نمي‌شود.

به ايشان گفته مي‌شود:

"اگر يك روز جائي نرويد چه اتفاقي مي‌افتد؟"

نيروهاي نظامي و امنيتي حتي به بيماران كليبر نيز جهت درمان اجازه خروج از شهر نمي‌دهند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:22  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

 

 

پاسدار محمود احمدی نژاد با نشان گرگهای خاکستری اعضای حرکت ملی آذربایجان روبرو شد!

 

 

 

 

"وقوع برخی درگیریهای پراکنده در ورزشگاه تختی تبریز همزمان با سخنرانی محمود احمدی نژاد رئیس حکومت فارس گرای تهران، برخی درگیریهای پراکنده در داخل ورزشگاه تختی تبریز بوقوع پیوسته و سبب بازداشت جمعی از جوانان معترض گردیده است.

مامورین امنیتی به جوانهایی که سلام بوزقورد می دادند، پلاکاردهای اعتراض آمیز در دست داشتند و یا با صدای بلند احمدی نژاد را در مورد مسایل اخیر آذربایجان مورد توبیخ قرار می دادند ، حمله کرده و آنان را بازداشت نموده اند.عکسهای جالب برخی از این صحنه های اعتراض امیز، در سایتهای اینترنتی رژیم منتشر شده است.

در دو مورد فریادهای خشمگینانه عدالت عدالت جمعی از مردم به حدی بلند شد که احمدی نژاد مجبور به قطع سخنرانی خود شد و در حالیکه این سخنرانی به صورت زنده از تلویزیون تهران پخش میشد اظهار داشت که در مورد مسایل مذکور نیز صحبت خواهد کرد!

20 تیرماه 1385"

منبع : www.gamoh.org

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:13  توسط  (ائل دایاغی)  | 

آذربايجانيميزين يوکسک بايراغينا

 

                 تاني‌يارلار بيزي اولساق هارالي بايراغيميزدان

                            دوشمه‌يين بير كره ائللر آرالي بايراغيميزدان

                         ييخميشيق‌دوشمان‌ائوين‌ بيز ياپيشاندان‌بري‌هرواخت

                           آیلی،اولدوزو،اوجا اوچ بويالي بايراغيميزدان

                            دالغالانديقجا، دامارلاردا قوچاقليق قاني قاينار

                          اوزمه‌ال عسكريم اولسان يارالي، بايراغيميزدان

                          هراوزاق دوشموشون آيريلماياجاقدير آنا، سندن

                          گؤر نه قان ايچره توتوبدور خوجالي بايراغيميزدان

                            ده‌ييشيلمز وطن عشقي آ- قنيم بومبا گوجو ايله

                            دؤنه‌جكديرمي‌ مگر بير شوشالي بايراغيميزدان

                             تاپدالانديقجا علسگر ماحالي، هر آشيغين‌‌دا

                            اولاجاقدير سازي جنگي هاوالي بايراغيميزدان

                            آناتورپاق سني بير كيمسه ائليمدن آلا بيلمز

                            گؤزاولان يئرده جوانلي- قوجالي بايراغيميزدان

                         باياغي پارچا دئييل، تانري اوره‌ك پارچاسي‌ديراو

                        سن اؤزون اول موغايات قان- قادالي بايراغيميزدان  

                          اسيرم خالقيميزا، خالقا أسن يوكسه‌له‌جكدير

                           بونواؤيره‌نميشم آنجاق باهالي بايراغيميزدان

        ------------------------------------------------

                     yashasen    azerbaycan       

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 13:5  توسط  (ائل دایاغی)  | 

مطالبات ملت آذربایجان و پاسخ رژیم آپارتاید ایران

اصلان. س.

سلسله قیامهای بی نظیر و ضد آپارتاید ملت تورک آذربایجان با انتشار متن و کاریکاتور به شدت اهانت آمیز روزنامه ایران در تاریخ 22 اردیبهشت ماه سال 1385 آغاز شد و به این ترتیب بغض فروخورده شده ملت آذربایجان از 85 سال حاکمیت شوونیزم همچون آتشفشانی از خشم منفجر گردید.
لرزش حاصل از این انفجار به حدی وسیع بود که نه تنها مردم ایران بلکه ملل اقصاء نقاط جهان را نیز متوجه عظمت خود کرد.
اعتراضات اولیه بیشتر در قالب گفتگوهای حضوری، تلفنی، ارسال پیام کوتاه با تلفن همراه، انتقال ایمیل و تکثیر صفحه اهانت آمیز روزنامه ایران بود
با تکرار اهانت این روزنامه در تاریخ 29/2/85 و عدم عذرخواهی صحیح و به موقع، زمزمه های اولیه بتدریج تبدیل به تجمعات متوالی دانشگاهی و سپس قیامهای عظیم شهری گردید.
طی کمتر از سه هفته صرف نظر اط دهها بیانیه صادر شده توسط نهادها، گروهها و شهرها و مناطق مختلف، شهرهای ذیل دستخوش اعتراضات وسیع دانشگاهی و قیامهای بعضا عظیم خیابانی گردید:
1- تهران: قیامهای متعدد دانشگاهی، یک قیام شهری موفق، دو تجمع شهری ناموفق
2- شهرری (باروت کوبی):قیام شهری
3- خوی: قیام دانشگاهی و قیام شهری
4- خلخال: قیام دانشگاهی و 2 قیام شهری
5- میانه: قیام دانشگاهی و 3 قیام شهری(با یک شهید)
6- اهر: قیام دانشگاهی و دو قیام شهری
7- کلیبر: یک قیام شهری
8- تبریز: قیامهای متعدد دانشگاهی، قیام شهری به مدت یک هفته، 2 قیام عظیم نیم میلیون نفری(دهها شهید)
9- زنجان: قیام مستمر دانشگاهی و دو قیام بزرگ شهری
10- ابهر: قیام دانشگاهی
11- قئیدار: قیام دانشگاهی
12- قزوین: تجمع ناموق دانشگاهی
13- آبیک: تجمع شهری
14- طارم: قیام شهری
15- ساوه: تجمع دانشگاهی
16- اورمیه: قیامهای متعدد دانشگاهی، یک قیام عظیم دویست هزار نفری در شهر(حداقل دو شهید)
17- مرند: قیام دانشگاهی و قیام عظیم شهری(یک شهید)
18- قیام شهری در مشکین شهر(حداقل یک شهید)
19- سولدوز: قیام عظیم شهری (حداقل 15 شهید)
20- قوشاچای: سه قیام بزرگ شهری
21- مراغه: قیام دانشگاهی و دو قیام شهری
22- بناب: قیام دانشگاهی و یک قیام ناموفق شهری
23- اردبیل: قیام مستمر دانشگاهی،قیام شهری به مدت یک هفته و یک قیام دویست هزار نفری
24- پارس آباد: قیام دانشگاهی و دو قیام شهری
25- گرمی: قیام شهری
26- صوفیان: قیام شهری
27- علمدار گرگر: قیام شهری
28- زونوز: قیام شهری
29- یامچی: قیام شهری
30- ماکو: قیام شهری
31- بازرگان: قیام شهری
32- همدان: تجمع دانشگاهی و بیانیه کثیرالامضاء اعتراض آمیز
33- بهار: قیام شهری
34- قزوین: تجمع دانشگاهی ناموفق
35- بیرجند: تجمع دانشگاهی
36- قوچان: تجمع دانشگاهی
37- رشت: قیام شبانه دانشگاهی
38- قشقایستان : تجمع ناموق در شیراز
39- قم: اعتراضات حوزوی و تجمع ناموفق
40- قیام دانشگاهی در مرکز تربیت معلم میرازکوچک خان جنگلی گیلان
41- هشترود: 2 قیام شهری
42- سویوق بولاق(مهاباد): قیام دانشگاهی
43- محمد یار: قیام شهری
44 چهار برج: قیام شهری
45...
در همه تظاهراتهایی که در شهرهای و دانشگاهها بوقوع پیوسته، شعارهای هویت طلبانه و عدالت خواهانه ای در دفاع از فرهنگ و تاریخ و زبان آذربایجان سر داده شده و حقوق ملت تحت ستم آذربایجان مطالبه شده است.
برخی از این مطالبات عبارتند از:
-عذر خواهی رئیس جمهور بعنوان بالاترین مسئول روزنامه موهن ایران از ملت آذربایجان
-عزل وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
- عزل وزیر کشور
-مجازات توهین کنندگان به اقوام چه در روزنامه ایران و چه در دیگر رسانه های گروهی
-توقف هرگونه تحریف تاریخی علیه تمدن تورک - آذربایجان
-به رسمیت شناخته شدن زبان تورکی آذربایجانی در سراسر ایران
-عدم استفاده از اسم مجعول آذری به جای نام تاریخی تورک در تریبونهای رسمی
-ایجاد فرهنگستان زبان آذربایجانی و تاسیس انستیتوی آذربایجان شناسی
-حق تحصیل به زبان تورکی در عموم سطوح تحصیلی
-حق خودمختاری و داشتن مجلس محلی و استقلال فرهنگی و اقتصادی
-حق داشتن پرچم ایالتی
-استفاده از زبان تورکی در اسکناسهای ملی
-بهره مندی مساوی از رسانه های گروهی تصویری،سمعی و کتبی
-افتتاح مدارس و کنسرواتوارهای موسیقی آذربایجانی و احداث سالنهای نمایش در سراسر مناطق تورک نشین
-مبارزه با اعتیاد و بیکاری خانمانسوزی که به دلیل بی تفاوتی مسئولین در حال رواج در آذربایجان است
-رفع مظالم وحشتناک اقتصادی در آذربایجان
-توقف تغییر ترکیب جمعیتی شهرهای تورک نشین به سود قومیتهای فارس و کرد
-اعاده حدود تاریخی آذربایجان
-اعاده نامهای تاریخی و بومی در مناطق تورک نشین
-احداث دانشگاه
-احداث راه و راه آهن
-توجه به میراث عظیم فرهنگی آذربایجان و ابنیه تاریخی در حال نابودی آن
- جلوگیری از انهدام و قاچاق آثار فرهگی و عتیقه
-به رسمیت شناخته شدن حق تظاهراتهای اعتراض امیز و اعتصابات عمومی و صنفی
-تجدید نظر در سطح و نوع رابطه دولت تهران با دولت اشغالگر ایروان
-برسمیت شناخته شدن حق تجمعات ملی بر سر مزار شخصیتهای تاریخی و یا اماکن باستانی نظیر قورولتای قلعه بابک
-آزادی زندانیان سیاسی
-مجازات آمرین، قاتلین و ضاربین مردم طی قیامهای سراسری مناطق تورک نشین
-شهید اعلام شدن مقتولین قیامها و نیز پرداخت دیه به اولیای دم و تامین هزینه درمان مجروحین
تشکیل گروههای حقیقت یاب برای بررسی فجایع پیش آمده
.....

متاسفانه قیامهای مسالمت آمیز و حق طلبانه ملت آذربایجان در چندین شهر از جمله در تبریز، نقده، اورمیه، مشکین شهر و مرند ، به دلیل سرکوب شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی جمهوری اسلامی ایران به خاک و خون کشیده شد و طبق آمارهای موثق با دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی همراه گردید.
در جریان قیامهای شهری آذربایجان، ابنیه دولتی متعددی به اتش کشیده شده است که فعالین حرکت ملی مسئولیت اکثریت قریب به اتفاق این حوادث را برعهده نهادهای امنیتی و شبه نظامی جمهوری اسلامی می دانند
متاسفانه تاکنون برخورد مقامات جمهوری اسلامی ایران با سلسله قیامهای ضد فاشیزم ملت آذربایجان به هیچ وجه قانونی و معقول نبوده است. جمهوری اسلامی در سرکوب سلسله قیامهای ملت آذربایجان از شیوه های ذیل استفاده کرده است:


- تلاش برای ارتباط دادن قیامهای مردمی آذربایجان به کشورهای خارجی
- به عمل آوردن مصاحبه های بی ارزش تلویزیونی با برخی از نوجوانان ناشناس
- اراذل و اوباش خطاب کردن مردم
- دشمن نامیدن قیام کنندگان توسط رهبر دینی جمهوری اسلامی ایران
- پان تورکیست و تجزیه طلب و جاسوس نامیدن مردم آذربایجان
- ادامه بی اعتنائی محض به اصول 15 و 19 قانون اساسی در زمینه حقوق اقوام
- ادامه بی اعتنائی محض به طومارهای کثیر الامضا از جانب فضلای اقوام در محکومیت شوونیزم
- بی اعتنائی به بیانیه های سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر
- آذری زبان خطاب کردن ملتی که فریاد می کشد من تورکم
- تلاش برای تورک معرفی کردن عوامل فارسی زبان و اهانت گر روزنامه ایران به منظور مضحکه جلوه دادن قیامهای ملت آذربایجان
- تلاش برای تورک تبار معرفی کردن برخی از مقامات غیر تورک و اساسا ضد تورک جمهوری اسلامی برای ساکت کردن ملت معترض تورک
- تحقیر اعتراضات مردم آذربایجان و غیر توهین آمیز اعلام کردن مفاد روزنامه ایران در هفته اول
- بایکوت کامل اخبار قیامها در رسانه های داخلی و عموما تحریف موارد جزئی منتشر شده
- مرتد و ضد دین معرفی کردن مردم قیامگر آذربایجان از سوی برخی از مرتجعین دینی
- تلاش برای برگزاری ضد تظاهراتهای وابسته و نمایشی در شهرهای ناآرام آذربایجان
- انکار گسترده حوادث خونین شهرهای تورک نشین توسط نهادهای نمایندگی ایران در خارج از کشور
- قطع خطوط اینترنت
- قطع سیستم پیام کوتاه تلفنهای همراه
- قطع تلفنهای همراه
- قطع تلفنهای ثابت
- قطع موقت اب و برق در برخی از مناطق به شدت نا آرام همچون چهل متری تبریز
- تهدید رسمی به مجازات کسانی که پیامهای مربوط به اخبار حوادث آذربایجان را از طریق اس ام اس، ارسال می کنند
- استراق سمعی تلفنها
- گذاشتن میکروفون در تلفنهای همراه بازداشت شدگان
- گسترده تر شدن فیلترینگ سایتهای اینترنتی
- هجوم به منازل و جمع آوری آنتن های ماهواره ای
- امنیتی شدن فضای کافی نتها و مراکز مخابراتی
- ربودن برخی از جنازه شهدا و پیکر مجروحین از صحنه قیام
- عدم تحویل برخی از اجساد و مجروحین به خانواده ها
- ایجاد تضییقات و تهدیدات وسیع به هنگام درمان مجروحین و یا اخذ جنازه شهدا
- دریافت میلیونها تومان وجه نقد همراه یک قوطی شیرینی از خانواده های به هنگام تحویل برخی از جنازه ها
- رها کردن جنازه ها در معابر و یا اماکن عمومی
- تهدید خانواده های مقتولین به سکوت مطلق
- بازداشت و در یک مورد قتل کودکان
- سرکوب خانه به خانه و بی رحمانه مردم در شهرهای مختلف
- هجوم شبانه به منازل و انداختن گازهای اشک آور به درون خانه ها
- شکستن درب منازل و ورد وسایط نقلیه نظامی به درون خانه ها
- بازداشت فله ای اعضای خانواده ها
- سرقت اموال شخصی به هنگام تفحص اشخاص و خانه ها
- مصادره و ضبط برخی از اموال شخصی بازداشت شدگان همچون کتابها و لوازم کامپیوتر و موبایل
- توقیف زنان و دختران عامل و ناظر در قیام
- تهدید و ضرب و شتم بازاریان و کسبه ای که مغازه های خود را به دلیل همراهی با مردم تعطیل کرده و - یا مایل به تعطیل کردن بودند
- استفاده از کیسه های بزرگ مشکی برای انتقال دستگیر شدگان
- ربودن فعالین حرکت ملی آذربایجان از معابر
- انحلال برخی از نهادهای قانونی دانشجویان در دانشگاههای مناطق تورک نشین
- انحلال بسیاری ازبرنامه های فرهنگی سالنهای دانشگاهی و غیر دانشگاهی طی ماه گذشته
- ایراد اتهام به نهادهای قانونی آذربایجان
- دستگیری وسیع خبرنگاران و عکاسان و نویسندگان نشریات و توقیف گسترده جراید آذربایجانی
- لغو مجوز فعالیت مغازه ها و آموزشگاهها و یا دیگر اماکن شخصی مربوط به فعالین
- تفتیش کتابفروشی های آذربایجانی و توبیخ و تهدید شدید فروشندگان و ناشرین کتابهای تورکی
- امنیتی تلقی کردن بازیهای فوتبال در استادیومهای آذربایجان
- امنیتی تلقی کردن تصاویر شخصیتهای آذربایجانی
- امنیتی تلقی کردن موسیقی آذربایجانی
- امنیتی تلقی کردن گفتگو به زبان تورکی در برخی از شهرها
- امنیتی تلقی کردن دفاع از هر تیم خارجی در بازیهای جام جهانی فوتبال 2006 آلمان
- طولانی شدن غیر قانونی بازداشت افراد بدون ارایه موارد اتهام
- بی خبر گذاشتن خانواده های محبوسین
- حمله های غافلگیرانه به مردم بی خبر کوچه و بازار و ضرب و شتم آنان
- تهدید کارگران و کارمندان و همچنین در مواردی اخراج از محل کار
- سلب درجه درجه داران مخالف با سرکوب ملت آذربایجان
- تهدید مخوف سربازان وظیفه تورک در پادگانهای واقع در مناطق نا ارام به عدم هواداری از قیامها
- استفاده از نیروهای سرکوب گر غیر بومی
- استفاده نمایشی از برخی از سلاحهای نیمه سنگین چون آرپی جی و تیربار دوشکا در برخی از شهرها
- محاصره شهرهای دستخوش قیام و ممنوعیت ورود و خروج وسایط نقلیه به این شهرها
- دزدیدن فعالین و انتقال آنها به بیابانهای اطراف شهرها و گذاشتن کلت بر شقیقه انها جهت اجتناب از تداوم فعالیتهای ملی
- ممنوعیت تردد در برخی از اماکن عمومی و تفریحی برای جوانان
- استفاده از انواع فنون شکنجه برای اعتراف گیری از فعالین بازداشت شده آذربایجانی
- پرونده سازی برای محبوسین و یا افرادی که در مظان بازداشت قرار دارند
- تهدیدها و احضارهای بسیار گسترده تلفنی
- گروگان گیری اعضای خانواده برای تسلیم شدن فرد مورد نظر
- فحاشیهای ناموسی علیه بازداشت شدگان
- بازداشت غیر قانونی وکلای مدافع محبوسین
- ضرب و شتم و تهدید به قتل نمایندگان مستقل آذربایجان در مجلس شورای اسلامی
- اقدام به قتل برخی از فعالین در تصادفات و حوادث بسیار مشکوک
- بازداشت کسانی که جهت تفحص از اوضاع دستگیرشدگان به نهادهای قانونی مراجعه می کنند
- جلوگیری از اخذ وکیل توسط دستگیر شدگان
- تهدید همسران افراد زندانی به عدم ارتباط با رسانه های گروهی
- حمله به خوابگاههای دانشجویی و بازداشت بی دلیل دانشجویان تورک
- عدم اعلام نام بازداشت شدگان
- عدم پاسخگوئی به خانواده های بسیار نگران مفقودین و محبوسین
- صدور احکام تعلیق و اخراج برای دانشجویان
- ممانعت از ادامه تحصیل دانش آموزان بازداشت شده
- استقرار نیروهای مسلح در سطح شهرها و ایجاد رعب و وحشت به طرق مختلف
- استفاده از مساجد و مدارس و بیمارستانها در قالب اسکان نیروهای ضد شورش، بازداشتگاهها و شکنجه گاههای موقت
- وارد آوردن اتهامات دروغین و غیر اخلاقی به فعالین و شخصیتهای حرکت ملی آذربایجان در داخل و خارج از کشور
- نفوذ در کشورهای همسایه و اقدام به قطع برنامه های شبکه گوناز تی وی از ماهواره ترک ست و اعتراض به آغازپخش شبکه اویانیش تی وی از این ماهواره توقیف خبرنگاران خارجی فعال در آذربایجان
- نفوذ در کشورهای خارجی و تلاش برای توقیف کردن روزنامه های مدافع قیام ملت آذربایجان
- تلاش برای ضد فارس و کرد وارمن وروس نشان دادن قیامهای هویت خواهانه ملت آذربایجان
- بازداشت ساختگی افراد وابسته جهت منحرف کردن مفهوم قیام
- تداوم اهانت به ملت آذربایجان در قالب برنامه های صدا وسیما و نشریات شرق و حوزه علیمه قم،
تاکید بر عمومی شدن تعصب زبان فارسی از طرف رییس جمهور
... -

 

برگرفته از تریبون آزاد

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:43  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

 

büyük türk milleti

تیر آینین 7،8،9 دا بابک قالاسیندا

گوروش یئریمیز بابک قالاسی 9-8-7/4/85


selamlar olsun

biz dalga iran azarbaycanının  türk olduğumuza iftikar ederselamlar olsunken

türk milleti avrupadan türkiyeden güney kuzey azerbaycan hayer denizin solunda türkmenistan güney horsan çine kadar türk milleti biliyoruz ve hepimiz bir milletiz nice devlet olabilir bizi türkiye azeri ve türkmen kabul ederlerseler çok bilmiyolar biz bir milletiz kurt oğluyuz hiç bir ayrılık olamaz birgün iranın fars devleti bizi kötü söz söylemesi bizi türkeri solcanı okşatması bizim türk halkının büyüklüüne hiç tehsiri yoktur biz(dalga) işçileri iftiharla yaratığımız hamaseni   bitene kadar yapacağız hatta canımıza bu yolda vericeğiz ve buna bişimize iftihar ediyoruz

  türk milleti her yerde yaşasa  türktür allaha güveniyo geçmiş tarihlerine güveniyo güçlü halkına güveniyo ağır medniyetine güveniyo  bu zaman azerbaycan türkleri başında dalga teşkilatı

azerbaycanın istiklaline yeni hükümet kurmalarına fikir olacaktır ondan eksik bir şeye izin vermemelidir inşallah halkımızı yardımı ile

yaşasın babak

yaşasın sattar

  yaşasın dalga işcileri

yaşasın büyük halkımız

yaşasın bize yardım eden tüm insanlar

elirza nasiri  taşbılağ

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 17:10  توسط  (ائل دایاغی)  | 

هارای هارای من تورکم .

 
پنجشنبه، 11 خرداد، 1385

                                       

                                نامه به عمو صمد بهرنگی

     شاگردانت را گشتند! نویسندگانت را ممنوع قلم کردند وروانه زندان نمودند.

      آنهائی که در روزهای عادی ازتویاد میکردند درروزامتحان سکوت کردند

     ولب فروبستند وحتی این اعتراض راغایله خوانند!آذربایجان راسرایران خوانند.

                     « سری که زبان نداشته باشد به چه درد می خورد »

   کجاست آقای عباس عبدی ودوستانشان که میگفتند:ما درایران مسئله قومی نداریم !

      خوش بود گرمحکی تجربه آید بمیان / تا سیه رو شود هرکه در او غش باشد

                          صمد از فرزندانت پذیرائی کن !

      گفتی : هر نوری هرچقدر هم ناچیز باشد بالاخره روشنائی است

                      فرزندان خلف تو با خونشا ن روشنائی دادند .

        صمد ! خون ریخته شده ات در ارس بجوش آمد ، خروشان شد .

        و هزاران هزار تورک آذری با دست خالی خواستهای تورا شعار دادند.

                            مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشند دش

                            گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشند ش

                       شما را باده و جامه          گوارا و مبارک باد

                     

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 16:43  توسط  (ائل دایاغی)  | 


 


 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 16:26  توسط  (ائل دایاغی)  | 

   سرويس شهرستانها:     
فرماندار تبريز گفت: سركرده اوباش و آشوب گران يكشنبه تبريز توسط ماموران شناسايي و دستگير شده است.
محمدعلي ذبيحيان در گفت وگو با خبرگزاري فارس افزود: آشوب گران يكشنبه تبريز افراد وابسته به كشورهاي خارجي بودند كه اين افراد سعي داشتند با سوءاستفاده و به بهانه چاپ مطالب توهين آميز يك روزنامه دولتي به آذري زبان، آنان را به خيابان ها بكشانند كه با هوشياري مردم و عملكرد قاطع نيروي پليس، امنيتي و بسيج در اجراي نقشه خود ناكام ماندند.
وي تصريح كرد: تعدادي از آشوبگران هم اينك تحت تعقيب هستند كه بزودي دستگير خواهند شد.
فرماندار تبريز تاكيد كرد: در آشوب هاي يكشنبه خسارات جزئي به اماكن و بانك وارد آمده است.
ذبيحيان اين نكته را نيز گوشزد كرد كه هر تجمعي بايستي داراي مجوز قانوني از طريق فرمانداري و وزارت كشور بوده و در غير اين صورت اين گونه تجمع ها غيرقانوني محسوب مي شود.
خاطرنشان مي شود، به دنبال دعوت شبكه ماهواره اي «گون آز تي وي» و براساس اطلاعيه هايي كه برخي از اراذل، اوباش و آشوبگران در تبريز صادر كرده بودند، عصر يكشنبه اين آشوبگران قصد داشتند مردم را به بهانه چاپ مطالب توهين آميز به آذري زبان ها به صحنه بكشانند كه با ابتكار عمل نيروهاي امنيتي، انتظامي و بسيجيان توطئه آنان خنثي شد.
در اين تجمع كه از ساعت 17بعدازظهر روز يكشنبه در ميدان نماز آغاز شد درگيري هايي بين نيروي انتظامي و تجمع كنندگان به وجود آمد و تجمع كنندگان معترض با سنگ پراني خسارت هاي جزئي را به اماكن عمومي از جمله بانك ها وارد آوردند
. 

متن فوق كفته هاي فرماندار تبريز در رابطه با تضاهرات روز يكشنبه مردم تبريز است كه در روزنامه كيهان 10.خرداد .1385شماره  18531بررسي ميكنيم  :                                                                             

                                                                            فرماندار تبريز گفت: سركرده اوباش و آشوب گران يكشنبه تبريز توسط ماموران شناسايي و دستگير شده است.                                                                                                             

 اين چگونه بازداشتي است كه نه اسم ونه مشخصات شخصي ديگري در مورد شخص بازداشت شده ارائه نشده است .آيااين شخص خارجي است ؟ رهبر كدام گروهك به اصطلاح ضد انقلاب است ؟ازصحت اين گفته خبري در دست نيست  .

محمدعلي ذبيحيان در گفت وگو با خبرگزاري فارس افزود: آشوب گران يكشنبه تبريز افراد وابسته به كشورهاي خارجي بودند كه اين افراد سعي داشتند با سوءاستفاده و به بهانه چاپ مطالب توهين آميز يك روزنامه دولتي به آذري زبان، آنان را به خيابان ها بكشانند كه با هوشياري مردم و عملكرد قاطع نيروي پليس، امنيتي و بسيج در اجراي نقشه خود ناكام ماندند.

   آقاي فرماندار :آيا  500000 نفر آشوبگر خارجي بودند وبياد 29 بهمن تبريز كه عوامل رژيم شاهنشاهي گفتند آنها همگي از خارج آمده بودند شما در شهر تبريز به تركها ميگوييد آذري زبان واز به زبان آوردن روزنامه ايران خوداري ميكنيد ونوشته روزنامه ايران آنقدر كثيف بود كه نيازي به سواستفاده نبود منظور از عملكرد قاطع حمله وحشيانه به ملت است .

ذبيحيان اين نكته را نيز گوشزد كرد كه هر تجمعي بايستي داراي مجوز قانوني از طريق فرمانداري و وزارت كشور بوده و در غير اين صورت اين گونه تجمع ها غيرقانوني محسوب مي شود. 

اصل 28 قانون اساسي ج اا: تشكيل اجتماعات وراهپيماييها بدون حمل اسلحه به شرط آنكه مخل مباني اسلام نباشد آزاد وبلامانع است .

در اين اصل كه ما نام فرمانداري و وزارت كشور را نميبينيم شما به قانون اساسي خود نيز اهميت نميدهيد ودر ثاني چندبار دانشجويان وفعالين آذربايجاني جهت تظاهرات بر عليه ارامنه جنايتكار به فرمانداري و وزارت كشور مراجعه نموده اند ولي هميشه جواب رد به سينه يشان خورده است .

دراين چند سطر خواستم بگويم كه به جاي فريب ملت به گفته هاي برحق آنها توجه كنيد .دادستان تبريز چگونه بابيشرمي تمام ميگوييد كسي كشته نشده در حالي كه 19 نفر درتبريز و16 درنقده و6  نفر درمرند و1نفر در مشكين شهر شهيد شده است و افشار سليماني جاسوس ايران در آذربايجان شمالي چگونه ميگويي هيچ اتفاقي رخ نداده درحالي كه آذربايجان در آتش ميسوزد . 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:40  توسط  (ائل دایاغی)  | 

الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی......چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی......چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی

چرا مردی کند دعوی کسی که کمتراست از زن......... الا تهرانیا انصاف می کن خر...تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی..........به رشتی کله ماهی خور؛به طوسی کله خر گفتی

قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر شمردی.......جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن.....الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی........به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی

چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی......به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی

مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن...الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی....به مردی با تو پیوستم؛ندانستم که نا مردی

چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی.....اگر می خواستی عیب زبان هم رفع می کردی

ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن.....ال تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل.........فرو می ریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل

چه گویم ساز تو بی قانون و هر دمبیل..........تو را یک شب نشد سازو نوا در رادیو تعطیل

ترا تنبور و تنبک بر فلک می شد مرا شیون....الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم........عدو را تا که ننشاندم به جای از پا ننشستم

به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم.........چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده است و حوضش..........الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد........ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد.......چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن.......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

چو خواهد دشمن بنیاد قومی را بر اندازد..........نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هر یک رابه تنهایی بدو تازد......چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

تو بودی انکه دشمن را ندانستی فریب وفن.......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

چرا با دوستارانت عناد و کین و لج باشد.........چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد......هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد

تو گل را خار بینی و گلشن را همه گلخن......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

تو را ترک آذربایجان بودو خراسان بود.........کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود

چو شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود.......کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان پنبه چو نی نه تیر ماند و نی جوشن......الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان........نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان

از این قحط و غلا مشکل توانی وا رهاندن جان.....مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن...........الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

 

شهریارادب پارسی : شهریار

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:24  توسط  (ائل دایاغی)  | 

عکسهای تظاهرات مرندیهای غیور و زدو خورد با گاردویژه

بوز گورد

 

منبع:سایت آرازیتhttp://www.arazit.com/article123.html

زنده باد آذربایجان

مرده باد شئونیسم

زنده بادبزقوردها(گرگهای خاکستری)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:13  توسط  (ائل دایاغی)  | 

خدایا به امید تو

خدا یا پا در راهی گذاشته ام که خیر وصلاح ملتم در آن است

خدایا تو  بهتر از هر کس دیگری می دانی

من بهترین شغل را دارم

خانواده خوب دارم

زندگی خوب دارم

ولی دوست دارم همه خوب زندگی کنند

دوست دارم همه از نعمتهایی که به من ارزانی داشتی برخوردار باشند

خدایا کمکم کن برای خلقم  برای مردم رنجدیده  ومردم خوبم کاری کرده باشم

الهی به امید تو

خدایا مرا در این راه ثابت قدم و خستگی ناپیذیر ودوراندیش وموفق بدار

بار الهی حق ملتم  حق قومم در حال نابودیست

حقی که از گذشته گانمان به ارث بردیم

هر ملتی حق دارد به زبان خود بخواند وبنویسد

هر ملتی باید ازادانه وبدون قید وبند برای خود  وزندگی و اینده خود تصمیم بگیرد .

تو خود گفتی ( سرنوشت هیچ قوم وملتی را عوض نمی کنی مگر ان ملت خودش بخواهد )

پروردگارا کمکم کن من می خواهم در سرنوشت ملتم سهیم باشم

می خواهم سرنوشتم را خودم رقم بزنم

اگر روزی انگلیس وروز دیگر شور و ی در سرنوشتم دخالت کرد ومن بی تفاوت بودم  وحاکمان استبدادی

برایم تصمیم گرفتند . دیگر نمی خواهم  وتحمل نمی کنم وبرمی خیزم البته با توکل برتو  وبا ایمان به

امتی که هر وقت خواستند توانستند ۰

ما موفق می شویم  بدون دخالت بیگانه

بدون دخالت اجنبی

بلکه با تکیه به گذشته خود

بلکه با تکیه به خلق خود

بلکه با تکیه به همه انهایی که می خواهند برای خود و فرزندان خود  کاری کرده باشند

باز پروردگارا از تو کمک می خواهم

در این راه دشوار و پر فرازو نشیب

بنام  ملت بزرگ ترک

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 11:37  توسط  (ائل دایاغی)  | 

من كه هستم!؟!؟

شانلي آذربايجان

عشقينله قلبيم چيرپينير داييم آي آذربايجان *****    عشقين گويونده سن گونش من ده آي آذربايجان

سنسن آنا يوردوم منيم ، خوشدور منيم سنلن گونوم *****     سن سيز نفس چكسم منه اولسون واي آذربايجان

المعتصم لر ايستسه حام اولا تزوير ايله ***** داغلاردا بابك لر كيمي ، ساللام هاي آذربايجان

وار چوخ بويوك قوربانلارين « ستار» كيمي سردارين ***** من ياده ساللام بير به بير سن ده ساي آذربايجان

سينمده آنجاق عشقين سؤنمز اوديلا ، ايستي يم ***** قيش گونلري اولموش منه سانكي ياي آذربايجان

من هانسي اؤلچويله سني اؤلچوم ، قضاوت ائيله ييم ***** دونياده هئچ بير يئر سنه اولماز تاي آذربايجان

جانيمدا جان وار بورجلويام وئرديكلرين نعمت لره ***** جان ايسته سن قوربانليغا وئررم پاي آذربايجان

« من داغلارا سالديم سسي » داغلاردا قايتارسين سنه ***** سن ده انو قالدير گويه ، عرشه ياي ، آذربايجان

حق اوسته جانيندان كچن، شانلي ايگيدلر يوردوسان ***** قويمازلار اولسون ائلررين حقي ضاي آذربايجان

« يالقيزن دا عاشيقدير سنه عاشق اولان عاشق لره ***** عشقيم ، حياتيم ، وارليغيم ، سنسن آي آذربايجان

مجيد صباغ ايراني (يالقيز)

 

من هويتي دارم كه هميشه به عنوان وحشي و غارت گر معرفي شده است، من زباني دارم كه حق يادگيري آن را ندارم و در برابر اين خواسته ام ، مرا پان تورك مي نامند ، من فرزند آن كساني هستم كه تفنگ به دست ، و بر پشت اسب ، نهال مشروطيت و انسانيت را آبياري كر ده اند ، من فرزند سر ايرانم ، سري كه زبان ندارد؛

من فرزند قومي هستم كه هرگز مصالح خودش را در نظر نگرفته است ، من آن كسي هستم كه اشعار بسياري در مورد كثيف بودن هويتش سروده شده است ، من از آن كساني هستم كه قبلا ترك خر و اكنون سوسك ناميده مي شدند ، من كسي هستم كه نمكدان شكن هاي پان ايرانيست ، خدمات قوم مرا ناديده گرفته اند و آن ها را ننگ ابدي تاريخ شمرده اند ، من كسي هستم كه در كودكي با افسانه هاي دده قورقود به خواب رفته ام ، من گورد اوغلو هستم ، من كسي هستم كه به خاطر 8 سال نويسندگي براي آذربايجان ، اين لقب را از كانون دانشگاهيان آذربايجان گرفته ام، من كسي هستم كه در كودكي مباني فلسفه و انسان دوستي را آموخته ام ، من آن كسي هستم كه افسانه ي كوراوغلو را از جانم بيشتر دوست دارم  وشرح قهرماني هاي دلي حسن و ايوازش روح مرا به پرواز در مي آورد ، من كسي هستم كه براي تحقق حقوق تمامي ملل له شده ي ايراني تلاش مي كنم ؛ من خواستار ايجاد جامعه اي مدني  و سكولار هستم ، جامعه اي كه تورك و فارس و عرب و كرد و لرو گيلك و بلوچ و ... همه و همه در برابر قانون يكسان باشند ، من در پي ايجاد جامعه اي هستم كه به دور از تعصب و نگاه هاي پان قوميتي ، به آبادي سراسر ايران بيانديشد ، من در پي ايجاد جامعه اي هستم كه ترك و فارس و عرب ، اگر زبان هم را هم نفهمند ، هم ديگر را دوست بدارند ، من در پي اينم ، اگر چه از طرف دستگاه هاي پان ايرانيست به وحشي و پان ترك و نفهم و فاشيست و امثالش متهم باشم،

من با سهند هم صدايم ، آن جايي كه مي گويد؛

 

من دئميرم اوستون نژاد دانام من * من نمي گويم نژاد برترم

دئميرم ائلريم ائلردن باشدي* من نمي گويم طايفه ي من در صدر طوايف قرار دارد

منيم مسلكيمده ، منيم يولومدا * در مسلك و راه  و روش من

ملت لر هاميسي دوستدور قارداشدير* همه ي ملت ها با هم برادر و دوست هستند

چاپماق ايسته ميرم من هئچ ميللتين* نمي خواهم زبان،وطن و محبت

نه ديلين ، نه يوردون ، نه ده امگين* ديگران را غارت نمايم

تحقير اتمه ايرم ، هدله ميرم* تحقير نكرده و نخواهم كرد

كئچميشين ، ايندي سين ،يا گله جگين* گذشته و آينده ي كسي را

پوزماق ايسته ميرم من بير ليكلري* نمي خواهم يكي بودن را محو كنم

انسانليق بيرليگي ايده آليم دير* انسانيت و وحدت ايده آل من است

قارداشليق ، يولداشليق ،ابدي باريش* برادري و دوستي و صلح ابدي

دونيادا  ان بويوك آرزيلاريمدير* بزرگترين آرزوهاي من در جهان است

آن جاق بير سوزوم وار ، من ده انسانام* اما يك حرفي دارم ، من هم انسانم

ديليم وار ، خلقيم وار ، يوردوم وار يووام وار* داراي زبان ، قوم ، آشيانه و وطن هستم

يئردن چيخماميشام گوبه لك كيمي * هم چون قارچ از زمين نروئيده ام

آدامام ، حقيم وار ، ائليم اوبام وار* انسانم ، داراي حق و طايفه و خانواده هستم

قول يارانما ميشام ،ياراناندا من*در هنگام خلقت برده آفريده نشده ام

هئچ كيمسه اولمارام، نه قول ، نه ده اسير* از اين رو هرگز برده و اسير هم نخواهم شد

قورتولوش عصريدير انسانا بو عصر* اين عصر ، عصر آزادي انسان هاست

اسير اولانلار دا بو خوون كسير* حتي اسيران پيش از اين نيز قيد و بندهاي خود را بريده اند.

 

من اين گونه انديشيده و سخن رانده ام ، اما براي پاسخ هايي به كساني كه سعي دارند ، حق پايمال شده ي مرا بي ارزش جلوه بدهند ، استدلال هاي زيادي دارم و شما خواننده ي عزيز را به خواندن آن ها دعوت مي كنم و هم چنين در اين مقاله اصطلاح هاي سياسي مورد استفاده  در اين رابطه و نيز سياست هاي نژادي و ساير دلايلي كه به من حق مي دهند را خواهم آورد.

 

البته قبلا در پي آن بودم كه پاسخي به نويسنده ي وبلاگي بدهم كه سعي داشت با تمامي منطق ناقصش ، اجدادم را ننگ ابدي تاريخ معرفي كند و مثلا و به قول خودش "ترك بودن را مايه ي شرمساري و اير بودن را مايه ي افتخار معرفي كند" اما به ياد {آتا بابا سوزي} افتادم كه مي گويد : ايت هورر كروان كوچر ، و نيز به اين نتيجه رسيدم كه اگر قرار باشد من هم مثل ايشان ، تمامي كمبودها و نداشته هاي خودم را به گردن ديگران بيندازم و تازه اين را حقيقت محض بنامم و براي نقض كننده اش ، انواع ناسزا و توهين را آماده داشته باشم ، پس مني كه از مردم برخاسته ام و اين شخص كه ديروز از تربيون پان ايرانيسم چيزهايي شنيده است چه فرقي با هم داريم!؟

در اين صورت من هم مثل او راسيست و فاشيست و ضد حقيقت هستم و اين با خط مشي فكري من جور نيست.

در اين مقاله چند موضوع مورد بررسي قرار گرفته اند:

1. تعاريفي از راسيزم ، فاشيزم و... ، سياست هاي پشت پرده و قوميت شكن دولتي در گذشته و حال ، و نيز پيش بيني حكومت هاي آينده ي ايران

2. تعريف هويت و مليت و بررسي اين كه آيا براي ايران زبان ملي نياز است!؟

3. تعاريفي از زبان و هويت "ترك ايراني"  (مقاله ي نژاد و پاسخي كه در كنفرانس علمي دانشگاه تهران ، به اين نوپرداز - دكتر اشرفيان بناب - داده ام نيز در وبلاگ علمي من خواهد بود - بازديد شما باعث افتخار ماست)

 

4. نشان دادن استعداد هاي آذربايجان براي جذب سرمايه هاي اقتصادي كلان، در طي 80 سال گذشته و تبيين ظلم عظيم به اين منطقه در طول اين 80 سال

5. نشان دادن سياست هاي استعماري متخاصمان در خصوص آذربايجان و نهايتا پيش بيني وقايع بعدي و نيز نشان دادن  خواسته هاي كنوني مردم آذربايجان

 

با گورد اوغلو همراه باشيد.

 

مقاله ام را با جمله ي پرمغز برتولت برشت آغاز مي كنم:

آن كه حقيقت را نمي داند ، بي شعور است ، اما آن كه حقيقت را مي داند و آن را دروغ مي نامد ، حقيقتا تبهكار است.

 

قسمت اول: چند اصطلاح سياسي

راسيزم

 به معناي نژاد( زبان انگليسي)Race برگرفته از

نظريه اي كه ميان پديده هاي فرهنگي و نژاد رابطه اي مي شناسد و بعض نژاد ها را ذاتا بر بعضي ديگر متوفق مي شمارد. راسيزم با مفهوم خاص خويش از نژاد بدون استثنا پديده هاي اجتماعي نامربوط به زيست شناسي نظير فرقه هاي ديني و ملت ها ،گروه هاي زباني و فرهنگي را در بر مي گيرد و درباره ي آن ها حكم مي كند. خلاصه راسيزم عبارت است از عقيده به اين كه يك گروه نژادي طبيعتا محكوم به حقارت است و نژاد ديگر داراي برتري موروثي است. راسيزم چيزي بيشتر از تعصب نژادي است و ريشه هاي آن را درعصر جديد به نظريات كنت.دو گوبينو ، نويسنده ي فرانسوي ، مي رسد كه در 1853 آن را اعلام كرد. در قرن بيستم ، بزرگترين حامي اين نظريه هاستن استوارت چيمبرلين (1855-1927)نويسنده ي آلماني انگليسي الاصل بود.

راسيزم خصوصيات ملي ، قومي و فرهنگي را با خصوصيات نژادي در هم مي آميزد و حقارت ها يا امتيازات آن ها را به نژاد نسبت مي دهد. راسيزم قبول نتايج مطالعه ي عيني و علمي در نژاد ها و سنجش نابرابريهاي كنوني نيست و راسيست ها غالبا براي توجيه نظريات خود به عوامل متافيزيكي و تقديري متوسل مي شوند. راسيزم نابرابري را مطلق و بدون قيد و شرط مي شناسد؛ به اين معني كه يك نژاد از طريق وراثت و به سبب طبيعت خود برتر يا حقير است واين حقارت يا برتري ربطي به مكان و عوامل اجتماعي ندارد. اين نظريه در امور داخلي و سياست جهاني نقش مهمي را بازي كرده است. چنان كه درمورد رفتار نازيهاي آلمان با يهوديان و توجيه آن ها از سياست جهان گيري خود ، مبارزه ي كنوني براي حقوق مدني در ايالات متحده و سياست آپارتايد و نيز مكاتب فكري پان ايرانيسم ، پان توركيسم ، پان عربيسم و ... اين نظريه مطرح بوده و هست.

اما بشنويم نظر انيشتين اقتصادي - ماركس- را در باره ي اين پديده

(توضيح : ماركس بنيانگذار مكتب ماركسيسم در اروپا بود كه در رهايي اروپاييان از ارتجاع چند هزار ساله ي كليساي لاتين و كميته هاي تفتيش عقايد آنان و نيز در رهايي از چنگال فئوداليسم و بورژوازی كه اساسا گلوي اقتصادي اروپا را فشرده بود ، نقش مهم و انكار ناپذيري داشت ، و به دليل بالا بودن فوق العاده ي سطح تعليمات ماركس ، نظريات او در اين دوره با سردي مواجه شده است ، زيرا اصولا از تكامل فكري بشر قرن بيست و يكم خارج بوده و انسان در اين دوره  و با توجه  به شرايط جوامع بشري ، به سختي قادر به درك تعليمات وي خواهد بود.)

ماركس در باره ي نظام هاي راسيزم و نژاد پرست مي گويد:

در طي روند تكامل فكري بشر ، گذر از مراحلي نظير راسيزم ضروري است زيرا بشر مكاتب سياسي را از راه آزمون و خطا بايد تجربه كند و به مراحل صحيح تري برسد ، براي مثال گذر بشر از برده داري به فئوداليسم ، با اين كه هر دو نظريه ، ناقص و پر اشتباه مي باشند ، اما براي تكامل جوامع بشري ضروري هستند و بايد سپري شوند ، و نيز بايد گفت زمان خود سازنده ي بزرگي است و به آرامي و با اسلحه ي ناديدني خود ، اشتباهات گذشتگان را شسته و به جايش افكار صحيحي را در مغز بشر به امانت مي گذارد.

(براي اطلاعات تكمليلي تر به سايت هاي زير مراجعه كنيد:

httP://marxists.org

)http://Alijavadi.com

لطفا در هر دو مورد از ضد فيلتر استفاده كنيد،

سايت دوم مربوط به يكي از نظريه پردازان سكولاريست است كه نظرياتشان در محافل جهاني كمونيسم از جايگاه بالا و ويژه اي برخوردار است.

 

شوونيزم

اين اصطلاح از نام نيكولا شووين ، سرباز امپراطوري اول فرانسه گرفته شده است و به خاطر ستايش ها و تعاريف مبالغه آميز و دور از حقيقت وي از فرانسه و ناپلئون گرفته شده است و در زبان هاي ديگر با معني وطن پرستي افراطي جاي گرفته است، به طور كلي افراد طرفدار اين نظريه ، مشكلات رواني و عقده هاي سرخورده ي فراواني دارند و اين مكتب را نيز به خاطر خودخواهی و خود كم بيني شديد خود برمي گزينند.

اين دسته نيز در نظر ماركس ، در جبر طبيعي تاريخ ناپديد خواهند شد و روزگاري اين نظريه با تمسخر و توهين نگاه خواهد شد.

 

فاشيزم

 گرفته شده است كه اصول نهضت فاشيستي است .Fascimo  از

 گرفته شده است و علامتي بود مركب از تبري كه برگرد دسته ي Fasces فاسشيمو نيز از

آن ميله هايي در امتداد دسته مي بستند و در پيش حكام به عنوان سمبول قدرت حمل مي كردند. اين علامت بعد ها سمبول حزب فاشيست ايتاليا به رهبري موسوليني شد. نهضت فاشيست در ايتاليا در مارس 1919 متشكل شد و در 1922 به قدرت رسيد.

 

فاشيزم يك نهضت سياسي و نظريه اي است كه اين نظريه را توجيه مي كند. هدف نهضت فاشيسم استقرار يك رژيم ديكتاتوري ضد پارلماني است كه اساس آن بر بزرگداشت دولت و دشمني آشكار با دموكراسي ، ليبراليزم و سوسياليزم قراردارد. اين نهضت اصلا ايتاليايي است ولي در تمامي جهان و به خصوص ميان راسسيت ها هواداران فراواني دارد، براي مثال حكومت پهلوي در ايران ، حكومت پرون در آرژانتين و حكومت فالانخيزم در اسپانيا از جمله ي اين حكومت ها بوده اند. فاشيزم آيين تبعيض نژادي ، قهرمان پرستي ، تبليغ روح جنگجويي و هوادار ميليتاريزم است و هوادار حكومت هاي اوليگارشي است (حكومت گروه اندك)

اما ضميمه ي مقايسه اي پهلوي و فاشيزم :

قهرمان پرستي و علم كردن ستون هاي تخت جمشيدو نيز افزايش باستان پرستي در زمان سلطنت رضا شاه،

حكومت وي ضد پارلماني بوده و مجلس و دولت فرمايشي و تشريفاتي بود، در مورد نژاد پرستي و ايجاد حزب پان ايرانيسم خودتان بهتر از من مي دانيد ، هم چنين سركوب دموكرات ها در نواحي مختلف ايران و هواداران حكومت هاي سوسياليستي در زمان محمد رضا پهلوي ، به بهانه هايي از قبيل انيراني و خائن به دربار و نيز حكومت گروه اندك ( شاه و دارو دسته اش بر سراسر ايران با وجود تناقض بسيار ميان باورهاي مردمي و درباري) و بالاخره تهجيز ارتش با بريدن از بودجه ي ساير نهاد هاي آباداني ، تنها و تنها به دليل ساخت ابزاري براي سركوب آزاديخواهان در ايران ، تماما اسنادي هستند كه فاشيستي بودن حكومت پهلوي را اثبات مي كنند.

ممكن است عده اي بگويند كه اين ارتش براي دفاع از ايران تجهيز شده بود و با فاشيزم تناقض داشت ، اما بايد عرض كرد كه ناتواني كامل اين ارتش در هنگام ورود متفقين به خاك ايران ، خود دليلي براي تبليغات پرسرو صدا ي فاشيستي پهلوي در مورد آن و به طور كلي فاشيسم درباري دارد.

 

و باز هم در مورد اصول حكومت فاشيستي (براي مقايسه ي جمهوري اسلامي با آن)

  بايد عرض شود كه اصطلاح فاشيسم براي برچسب زدن و لجن مال كردن كليه ي عقايد سياسي مخالف با سوسياليسم و دموكراسي نيز به كار رفته است.

اصول نهضت فاشيسم از ديدگاه موسوليني

1. فاشيزم « نه به امكان صلح پايدار اعتقاد دارد و نه به سودمندي آن» ، صلح « فرض زيانمندي» است.

2.فاشيزم با ماركسسيزم و ديگر اشكال انديشه هاي سوسياليستي مخالف است ، به گفته ي موسوليني ، سوسياليزم « اشتياق به يك وضع اجتماعي است كه در آن غمها و آلام پستترين مردمان از ميان برود و اين اشتياقي است به قدمت تاريخ بشر» به اين ترتيب فاشيزم در تئوري و عمل مخالف «ايدئولوژي دموكراتيك» است و با ليبراليزم سياسي نيز سرستيز دارد.

مقايسه:

نظام جمهوري اسلامي ، از ابتداي تشكيل خود به صلح به عنوان پديده اي بي اثر نگاه كرده است ، كشتار 3000 زنداني سياسي مخالف حكومت در فاجعه ي خونين سال 58 و قتل عام مردم كردستان (40 هزار نفر) در زمستان 58 به دست آيت الله خليلي و نيز دامن زدن به جنگ 8 ساله ي ايران و عراق كه با نظريات ارتجاعي آقاي خميني و به قصد همه گير كردن مكتب شيعه در جهان انجام يافت ، نمونه اي از سياست هاي فاشيستي نخستين روزهاي تشكيلي حكومت اسلامي است.

از ديگر اختصاصات فاشيزم تبعيت زندگي همه ي گروه ها از دولت ، به كاربردن سيستم ترور ، حفظ سيستم يك حزبي و انحصار قدرت و وسايل ارتباط عمومي در دست دولت است .

ملاحظه مي فرماييد كه هم اكنون نيز تمامي گروه هاي جامعه بايد از دولت تبعيت كنند ( در همه ي اركان زندگي از تولد و ازدواج تا مرگ) و نيز سيستم ترور كه نمونه هاي آن را مي توانيد در نخبه كشي هاي عظيم نظام ، براثر سقوط هواپيما ، تصادف هاي جاده اي و ... مشاهده كنيد ، در مورد انحصار قدرت هم همين را بگويم كه براي مثال آقاي احمدي نژاد داماد آقاي جنتي(امام جمعه ي موقت تهران) ، پسر بزرگ آقاي خامنه اي داماد آقاي حداد عادل( رئيس مجلس) و آقاي شمخاني( دريادار و وزير دفاع ) داماد بزرگ آقاي خامنه اي هستند( حكومت هزار فاميل)

البته انحصار راديو و تلويزيون در دست دولت و سيستم يك حزبي در زمان پهلوي هم به شدت مورد استقبال دربار قرار داشت و با اندكي تامل مي توان از لفظ فاشيزم براي هر دو دولت استفاده كرد.

 

اما حكومت جمهوري اسلامي چه سياست هايي در پشت پرده اش براي نابودي آزاديخواهان دارد!؟

بايد توضيح عرض كنم كه جمهوري اسلامي حكومتي نئوفاشيستي است ، يعني اگرچه در شكل اوليه ي قانون اساسي و يا نهادهاي سياسي ، چند قانون مطابق با مباني سوسياليسم و دموكراسي نوشته شده است ، اما در عمل هيچ يك از اين قوانين جاري نبوده و با كساني كه خواهان اجراي آن قوانين هستند ، نيز به شدت و با سرعت برخورد مي شود (نمونه اش آقاي عباس معروفي كه خواستار فقط و فقط اجراي قانون آزادي مطبوعات قانون اساسي شدند و به 3 سال زندان ، همراه با شكنجه هاي رواني و جسمي گرفتار آمدند - دادگاه عمومي انقلاب ، سال 1380 ، خوشبختانه اكنون ايشان سالم بوده و در آلمان مشغول انجام وظيفه ي خود -آگاه كردن جهانيان از فاشيزم اسلامي - هستند)

 

حكومت جمهوري اسلامي اكنون با توجه به اين كه چندين سال مكرر به وعده هايش وفا نكرده است و كم كم سرو صداي اعتراض ها بلند مي شود (اعتصاب كاركنان شركت واحد) دست به اقدامي نو زده است ، اين اقدام نو استفاده از برچسب هاي تجزيه طلب ، صهيونيست ، وطن فروش و بيگانه پرست است كه در مواقعي كه حركت هايي اعتراض آميز و حتي بوروكراتيك ( بدون مخالفت با دولت ، فقط خواستار برقراري چندين اصل قانوني شدن) اتفاق مي افتد ، سريعا عامل و منشا اين حركات را نيروهاي بيگانه و عده ي قليلي معرفي مي كنند كه با نگرش در تظاهرات اعتراض آميز چند صد هزار نفري مردم آذربايجان در خرداد ماه ، بايد عوامل اين اعتراضات را نه درخارج از كشور و  (به قول خودشان) دشمنان قسم خورده ي نظام ، كه بايد در پشت درهاي بسته  ي وزارت اطلاعات و وزارت كشور جستجو كرد.

تا آن جايي كه تاريخ ايران به ياد مي آورد؛ هرگز و در طول هيچ دوراني، از سياه ترين روزهاي حكومتي قاجاريه تا سفيد ترين روزهاي حكومت هخامنش و... مردم ايران و قوميت هاي مختلف به جان هم نيافتاده بودند و شايد زماني حمله ي مغول و زماني حمله ي قاجار و زماني راسيزم پهلوي در ايران حاكم شده است ، اما در تمامي اين ها حكومت ،قوميت را تحت فشار گذاشته است و نه اين كه حكومت زمينه را براي اهانت اقوام به هم ديگر فراهم كرده باشد، و ملاحظه مي شود كه نظام جمهوري اسلامي ، در اين سال ها نخست با به چهره زدن ماسك تماميت ارضي و يكپارچگي ملي ايراني ، دست به تعقيب و آزار مخالفين خود و سپس با آزاد گذاشتن احزاب فاشيست گذشته و باز گذاشتن زمينه هاي فعاليت زالومآبانه ي آنان كه نتيجه اي جز ايجاد تنفر قوميت ها از هم ندارد ، نوع جديدي از بازي سياسي  " تفرقه بينداز و حكومت كن"  را انجام مي دهد كه به مراتب تاوان سنگين تري از گذشتگان و سياست هاي ضد انساني آن ها خواهد داشت و مردم ايران روزي (شايد چند صد سال ديگر ؛زمان سازنده ي بزرگي است) وداع تاريخي عظيمي با اين افراد خواهند داشت.

 

بخش دوم

آيا براي ايران يك زبان ملي نياز است!؟!؟

زبان رسمي  و ملي در ايران امروز فارسي است كه البته اين زبان در طي حكومت هاي اخير زبان رسمي كشور گشته است.

اما ببينيم چگونه استفاده ي پشت پرده از مكاتب فكري فاشيستي باعث نابودي ساير زبان ها در ايران مي شود!؟

با توجه به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه خلاصه ي همه ي آن ها به قرار زير است:

تهي كردن نام روستاها ، شهرها ،محله ها ، مغازه ها و حتي باغ و بساتين ها از عناصر نامي بيگانه و جاي گزيني آن ها با نام هاي فارسي( بيگانه منظورشان زبان هاي تركي ، كردي ، لري ، گيلكي  و ... است)  و نيز افزايش لغت سازي و معادل گذاري براي زبان فارسي در داخل زبان هاي ديگر به طوري كه تا 40 سال آينده ، تمامي اين زبان ها 70 درصد لغات و تركيباتشان از زبان فارسي باشد و برابر اين سياست راديو و تلويزيون هاي محلي نيز اين گونه برنامه اجرا كنند و براي مثال از 8 ساعت برنامه ، 5 ساعتش به زبان فارسي و 3 ساعتش به زبان محلي آميخته با فارسي باشد ( كه البته كسي از پدر و مادرهاي ما كه اين زبان را نمي فهمند)

هم چنين پالايش زبان فارسي از عناصر زباني تركي ، كردي و ... كه در طول تاريخ و به حسب ضرورت وارد آن شده اند و جاي گزيني آن ها با عناصر و واژگان باستاني و مطرود شده.

بر اساس همين سياست هاست كه گذاشتن نام هايي چون (براي پسران)«ائلوين» ، «ايلكين» ، «اوغور» ، «گوركم» ، «اووشار» ، «دان يئل» ،«سهند» ، «ساوالان» ، «باريش» ، «ايگيد» ، «ارن» ، «اركين» ، «اوزگور» ،«سايان» ، «يالچين» ، «تورال» ، «بايكال» ، «آلپاي» و ... و نيز براي دختران نام هاي :«شن اول»،

«آي سودا» ، «داملا» ، «ياغمور» ، «آيسيلا» ، «سئل آنا» ، «نورآي» ، «سئوگي» ، «اوزلم» ، «ماوي» و ... ممنوع بوده  و در حوزه ي اداره ي ثبت احوال به سختي و با دوندگي هاي فراوان اين نام ها گذارده مي شود و سپس در حوزه ي آموزش و پرورش از كودكاني كه نام هاي اين چنيني دارند ، به سختي ثبت نام مي شود و در حوزه هاي بالاتر  و دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي ، دارندگان اين نام ها از سوي حراست دانشگاه در تعقيبي هميشگي قرار دارند.

اما عده اي اين مطلب را پيراهن عثمان كرده اند كه خب زبان فارسي را اكنون همه ي درس خوانده ها مي فهمند و انتقال مطالب با اين زبان آسان شده است و نيز زبان هاي ديگر نيازي به تدريس ندارند!

بايد در پاسخ به اين كسان عرض شود؛

ما هم نگفتيم كه فارسي را كسي نخواند و ننويسد (در مناطق قوميت نشين) ونيز كسي هم خواهان آن نباشد ، نه ما مي گوييم فارسي را بخوانيم و بنويسيم ، بعد از اين كه زبان مادري خود را ياد گرفتيم ، فارسي را براي انتقال مطالب ياد بگيريم و زبان محلي خود را براي حفظ فرهنگي كه از پدرانمان به ارث برده ايم.

و بايد عرض كنم كه كساني كه مي گويند (زبان خود را مثال مي زنم ،زيرا با آن آشنايي دارم) زبان تركي نيازي به تدريس ندارد و از سويي ديگر فرياد مي زنند (فريادي كه فقط گوش خودشان را كر خواهد كرد)كه اين زبان ،زبان قومي بي تمدن و بربر و حشي است كه واژگان نداشت ، اما گرامر داشت و واژگانش را از فارسي و عربي گرفت ، چنان كه اكنون وقتي به صحبت دونفر كه با هم تركي آذري صحبت مي كنند گوش ميدهي ، 60 درصدش را مي فهمي و ...

پاسخ اين افراد را اين گونه مي دهيم:

نخست اين كه در مرحله ي تكوين زبان ها ، ابتدا اصوات ، سپس كلمات و واژگان ، سپس جمله و تركيب و نهايتا گرامر قرار دارد و دليل اين كه وقتي اكنون دو نفر تركي صحبت مي كنند و غير ترك زبان ها هم مي فهمند ، همان سياست يكسان سازي بوده است ، وگرنه مي توانيد به حرف هاي كساني گوش كنيد كه سني از آن ها گذشته است و در واقع داخل اين سيستم نيافتاده اند ، اگر توانستيد 10 درصد جملاتشان را معنا كنيد ، آن وقت بياييد و ادعا كنيد.

از سوي ديگر زبان تركي به دليل گستردگي لهجه ها و گويش هايش در سراسر آسيا و نيز به دليل تفاوت هاي ادبي كه در شعر و موسيقي مناطق مختلف ترك نشين آسيا وجود دارد ، به طور يقين نياز به تدريس و آموزش به صورت علمي و با متدهاي نوين دارد.

اين زبان در حوزه ي اشعار باياتي ، در آذربايجان ايران و جمهوري آذربايجان به قدري با باياتي هاي تركيه و تركمنستان و ...  تفاوت دارد كه شعراي هر دوي اين مناطق سبك هاي مختلفي را براي بيان باياتي هاي خود برگزيده اند ، اين تفاوت از نظر شروع باياتي با هجاي بلند يا كوتاه و نيز آهنگ ، وزن ، موضوع و محتواي آن است ( اين تفاوت ها به دليل دور افتادن اين فرهنگ ها از هم است كه در مناطق گوناگون تكوين و تكامل يافته اند) اما آن چيزي كه درفرهنگ همه ي ما مشترك است افسانه ها وباورهاي ماست كه در همه ي اين مناطق حماسه ي دده قورقود  جايگاهي ويژه دارد و هم چنين درموسيقي تمامي اين مناطق ، موسيقي و رقص به صورت رزمي انجام مي گيرد و ساز مشترك همه ي اين مناطق ساز قوپوز و فرزند آن باغلاما است كه اشعار و باياتي ها و افسانه ها را به خوبي با نوايش نشان مي دهد (اين ساز در آذربايجان ، هماني است كه در دست عاشيق ها مشاهده مي شود و آن را عاشيق سازي مي نامند)

ماحظه مي فرماييد كه تدريس زبان هاي قوميت ها و تبليغ فرهنگي آنان يك ضرورت است و بايد در مدارس مناطق قوميت نشين زبان آن ها و فرهنگشان به صورت علمي به نسل هاي آينده آموخته شود، از اين منظر فارسي نيز مي تواند به عنوان زبان رسمي استان هاي فارس نشين و به عنوان زبان اداري سراسري ايران حفظ شود و اجباري براي انجام همه ي نشست ها و بيانيه ها  وخطابه ها به آن نباشد و بلكه فقط در مناطقي شعر و ادبياتش تدريس شود كه به آن نياز است ، مانند شيراز و اصفهان و... و نه در همه ي ايران .

اما يك ملت چه تعريفي  دارد!؟
يك ملت مجموعه افراد و اشخاصي هستند كه در يك مكان زندگي مي كنند و با هم ديگر مشتركات نژادي ، زباني و فرهنگي - تاريخي فراواني دارند ، آداب و رسوم و خواسته هايشان تا حدودي با هم ديگر مطابقت داشته و براي هم تعصب خاصي قائل هستند.

با اين تعريف مي توان در ايران مليت ها و ملت هاي گوناگوني را تعريف كرد ، اما بايد ببينيم آيا اين كه ايران را به چند ملت تقسيم كنيم ؛ براي مثال ملت فارس زبان و ملت غير فارس زبان و ... ، اين ضربه اي به تماميت ارضي و استقلال ايران خواهد زد!؟

بايد قبل از اين پاسخ ، هدف خود را كه ايجاد جامعه اي سكولار است به طور خلاصه شرح دهم ؛ در جامعه ي سكولاري كه درپي آن هستيم ، هيچ كسي با مليتش شناخته نخواهد شد ، بلكه تنها معيار شناسايي انسان ها انسانيت است و بس. البته اين به معني نيست كه مليت هاي مختلف هيچ حقي درباره ي مسائل فرهنگي و زباني خودشان نخواهند داشت ، بر عكس تمامي مليت ها حق تدريس زبان، داشتن فرهنگستان زبان و يا موسيقي محلي و كلا عناصر فرهنگي را خواهند داشت ، ولي مليت سبب امتياز نيست.

اما اكنون كه ايران را به چند مليت تقسيم مي كنيم ، به خاطر دفاع ما از تجزيه طلبي و ميليتاريزم نيست (زيرا همان طور كه گفتيم ، سكولاريسم با اين خط مشي مغاير است) بلكه ما براي تسريع در امر برابري حقوق مردم ايران ، آن ها را به چند ملت تقسيم كرده ايم و اين را هم بگويم كه قبل از تشكيل حكومت سكولار در ايران ، به طور يقين در ايران ، حكومتي فدرال حداقل به مدت 300 سال حكومت خواهد كرد و پس از آن كه ريشه هاي فكري راسيزم و فاشيزم به طور كامل از ذهن و جان مردم ايران پاك شدند( بعد از رسيدن به حق و آزادي كه هرگز نداشته اند) آن موقع بايد انتظار تشكيل حكومتي دموكرات و سكولار را داشت كه بر اساس انسانيت كار كند و ناسيوناليسم قومي را از هر دو طرف نقض كند، يعني هم از طرف كسي كه به برتري و كيش پاك اعتقاد دارد و در روياهاي خود احقاق حقوق ترك و كرد و عرب را تابويي براي ايراني مي شمارد كه سراسر فلاتش گسترده شده است و نيز جهانيان را همه از نژاد آريا مي شناسد و هم در برابر كسي كه ميليتاريزم و تجزيه را تنها راه نجات قومش مي داند و اساسا قوم و نژادش را آن قدر بالا مي شناسد كه امكان اشتباه آن ها را صفر در نظر گرفته است.

 

اما عده اي گفته اند ، شما چگونه ملتي هستيد كه هم نوروز مي گيريد و هم چهارشنبه سوري و ... و اين ها همه دليل براين است كه در ايران ملتي وجود ندارد و همه اير(پارس ، پارت و ماد) هستند. نمونه ي اين تفكر كه به واقع بايد گفت از 80 سال پيش فراتر نيامده است و مرحله ي كاتاليز شدن فكر انساني در پست ترين و تريك ترين چاه هاي تاريخ بوده و جايي فراتر از زباله داني تاريخ ندارد  ، نشريه هايي مانند جدول كتيبه و ... هستند كه چه ادعاهايي هم در مورد آذربايجان دارند ، به نظر من كه بهتر است ، در پايان نصايح عافيت طلبانه ي خود بنويسند : زنده باد پان ايرانيسم ؛ تا حداقل خوانندگان بفهمند كه در برابر چه مكتبي قرار گرفته اند.

پاسخ به اين عزيزان ؛

در مناطق آذربايجان ، اگر شما نوروز را مشاهده مي كنيد و اگر چهارشنبه سوري را ، مي توانيد رسم « تكم گرداني» (مجله ي ايران شناسي) و نيز ميدان قطب تبريز (گورد ميداني ) را مشاهده كنيد ، هم چنين رسم «شال سالاماق» ( مرحوم شهريار در باره ي اين رسم در شاهكار جهاني اش «حيدر بابا» مي گويد:

بايراميدي گجه قوشي اوخوردي

آداخلي قز بيگ جورابين توخوردي

هر كس شالين بير باجادان سوخوردي

آي نه گوزل قايدادي شال سالاماق

بيگ شالينا بايرامليغين باغلاماق

 

شال ايسته ديم منده ائوده آغلاديم

بير شال آليب تز بلميه باغلاديم

غلام گيله قاشديم ، شالي ساللاديم

فاطما خالا منه جوراب باغلادي

خان ننه مي يادا سالوب آغلادي)

و نيز رسم هايي نظير برگزاري 4 چهارشنبه سوري به نام هاي « يئل چرشنبه سي» ، « اود چرشنبه سي» ، «سو چرشنبه سي» و «تورپاق چرشنبه سي» كه در هيچ كجاي ايران 4 تا چهارشنبه برگزار نمي شود و هم چنين آوازهاي محلي و فولكلوريك آذربايجاني كه ناشي از باورهاي طبيعت گراي اجداد ما دارد،

البته من نمي گويم كه با اين وجود ها اين ها ايراني نيستند ، نه ، ولي رسوم «تكم گرداني» و« قورد دويوشدورمه» در همه ي كشورهايي كه ترك زبان دارند برگزار مي شود، در ايران هم قبل از دوران صفويه اين رسم در ميدان قطب كنوني تبريز(قورد ميداني) برگزار مي شده است (سفرنامه ي نادر ميرزا) و بنابراين فرهنگ ما تفاوت هايي با تمامي ايرانيان دارد.

بسياري رسم ها نيز وجود داشته است كه از بين رفته اند كه از آن ها گاهي در شعر ها و باياتي ها نشانه هايي مي بينيم.

با اين همه باز هم مي گويم كه من افتخار دارم كه ترك ايراني باشم و در داخل اين مملكت براي گرفتن حق خود تلاش كنم ،زيرا حق گرفتني است و نه دادني.

و اكنون با افتخاري بيشتر اعلام مي كنم كه از سال 84 خبر تاسيس كرسي تدريس زبان و ادبيات تركي آذربايجاني را در دانشگاه تبريز شاهد بوده ايم ، كه خود مي تواند باعث شروع تربيت معلم براي مدارس و پايه هاي پايين تر باشد كه اميد است تا چند سال آينده ، در مدارس ما اين زبان زيبا و گران سنگ ، همانند فارسي و عربي به كودكانمان آموزش داده شود(اين خبر را هم به قولي به كوري چشم حزب پان ايرانيسم درج كرده ايم)

و باز هم عرض مي كنم كه اگر تمامي مردم اين منطقه بر حسب نظرات عده اي آريايي نسب هم شوند ؛ و به آن ها گفته شود كه زبان تركي زباني تحميلي و بيگانه است و بايد زدوده شود ، بحران آذربايجان و ميليتاريزم ، كاهش نمي يابد و بيشتر و بيشتر هم مي شود ، نمونه اش تشكيل حكومت فرقه ي دموكرات آذربايجان در سال 1324 است؛ بنابراين به اين مدعيان آزادي و ضد تجزيه اعلام مي كنم كه شما اگر كاسه ي داغتر از آش نشويد ، بسياري از مشكلات اين مردم حل خواهد شد ، اما وقتي با ناداني  و ارتجاع كامل از آذربايجاني كه نمي شناسيدش سخن مي رانيد ، وقايعي بدتر از تجزيه ي ايران انتظار شمارا مي كشد ، بنابراين پا از گليم خود دراز نكنيد  و به قول معروف بگذاريد ما به درد خود بميريم.

شما به جاي آن كه درد بيكاري ، فقر ، له شده شخصيت هاي انساني در آذربايجان،تنها به دليل تفاوت نژادي و زباني را مورد انتقاد قرار دهيد ، دست روي مسائل مي زنيد كه البته اين مسائل چند هزار سال است براي ما حل شده است و اساسا در ذهن شما گنجيدنشان كمي دور از انتظار است؛ و نتيجه اش همين است كه در تبريز مردم شعار دادند " فارس ديلي ايت ديلي " و " هر كس كي بي طرفدي ، فارس دان دا بي شرفدي " و هم چنين " آند اولسون ستارخانا ، اود ووراريخ تهرانا" و هم چنين " خليج فارس ، آستارا ، تورك لر ... فارسلارا"

همين اعمال شما اين نتايج را دارد و به قول اقاي نيوتن "براي هر عملي عكس العملي وجود دارد، مساوي و در خلاف جهت آن  "

بنابراين و با توجه به اين كه دوران حيوانگري و فاشيزم خيلي وقت است كه سپري شده است ، بياييد به ترك و عرب وكرد به چشم انسان نگاه كنيد.

 

بخش سوم در وبلاگ علمي گورد اوغلو پاسخ داده خواهد شد ، منتظرش باشيد.

 

بخش چهارم : استعدادهاي طبيعي آذربايجان براي جذب سرمايه هاي خارجي

اين ها را قبلا هم گفته ام و بنابراين كپي مي كنم ( مي توانيد اين بخش را نخوانيد و به بخش بعدي برويد)

 

" دردي كه به گمان التيام ناپذير بودن ، مدت ها با صبر وشكيبايي تحمل شده است ، وقتي قابل درمان تشخيص داده شود ، غير قابل تحمل مي گردد - آلكسي دوتو كويل "

آن طوري كه خود مي دانيد ، آذربايجان در دوران حکومت هاي گذشته {قبل از پهلوي} نظیر حکومت صفویه ، قاجاریه و قبل از آن ها در سلجوقيه ، هميشه به عنوان مهم ترين استان بعد از پايتخت ( در مواردي خود پايتخت) مطرح بوده است و نيز در طول تاريخ ايران از نقطه نظر سياسي نقش مهمي را در وقايعي نظير مشروطه و هم چنين انقلاب و جنگ بازي كرده است ،

اين چنين شهر مهمي ، به دليل تفاوت زبان و فرهنگي از 85 سال پيش و دقيقا با برپايي حكومت پهلوي مورد بي مهري قرار گرفت و نيز مورد انواع تحقير ها و توهين هايي كه از طرف حكومت و مردم (ناخواسته) به قومیت و نژاد آنها مي شد ، وقايع بعدي نظیر تشكيل دولت خود مختار آذربايجان در سال 1324 نيز پاسخ خشم توده ي مردم به سیاست هاي يك جانبه گرايانه ي دولت پهلوي بود ، اما پس از انقلاب اميد آن مي رفت كه با تمامي ایرانیان رفتاری شايسته و منصفانه شود (اصل 18 قانون اساسي) اما مشاهده شد كه پس از انتخاب آقاي رفسنجاني براي رياست جمهوري مشكلات بي شماري براي آذربايجان پديد آمد كه به طور خلاصه تعدادي از آن ها براي شما نقل مي شود؛

1. آذربايجان قبل از انتخاب ايشان به رياست جمهوري ، از نظر اقتصادي در رتبه ي دوم بود و پس از پايان هشت ساله ي رياست جمهوري ايشان به رتبه ي 27 كشور سقوط كرد.

 

اين درحالي است كه آذربايجان پتانسيل فوق العاده بالايي براي جذب سرمايه هاي داخلي و خارجي دارد (اين استان در زمان هاي دور دروازه ي تجارتي ايران با اروپا بوده است) اما انتخاب و انتصاب مديران نا كارآمد به پست هاي مهم در آذربايجان باعث عقب ماندگي اقتصادي آن شده است. سوءمديريت در آذربايجان حتي در صنايع كوچك نيز بيداد مي كند ، براي نمونه :

 

شكلات آيدين ؛ حتي اگر امروزه نيز در فرانسه و ايتاليا و آلمان خوب بگرديد ، مي توانيد

 را پيدا كنيد ، كه اين شكلات ها مستقيما در حوالي تبريزAidin شكلات هايي با مارك

توليد مي شوند ، اما به علت سوءمديريت براي جذب سرمايه هاي اروپايي ونيز عدم حمايت دولت از آن ، محصولي كه قادر بود تا در بازارهاي جهاني ، با توليدات اروپايي رقابت كند ، مجبور به فروش 41 درصدي سهام خود به شركت هاي شكلات سازي تركيه شده و عملا كيفيت محصولاتش از صادراتي به درجه 2 تنزل كرده است.

 

صنايع كفش تبريز

در روزگاران گذشته ، كفش هاي دست دوز و هم چنين كفش هاي توليد شده با ماشين آلات اين عمل كه مختص كارخانه ها و كارگاه هاي تبريزي بود ،از اعتبار بالايي در بازارهاي ايران و حتي جهاني برخوردار بود ، اما  اندك  اندك و به دليل ورود بي سابقه ي محصولات چيني و باز هم به دلايلي چون عدم حمايت دولت از آن ، توليدش كاهش يافته و به سختي دربازار پيدا مي شود ، كيفيت اين كالا هم بسيار كاهش يافته است و چون كفش هاي دست دوز مرغوب ، هنوز هم قيمت بالايي دارند (بالاي 60 هزار تومان) بازار فروش اين محصولات فوق العاده كاهش يافته است.

 

صنايع فرش تبريز

اين قسمت نياز به گفتن ندارد ، حتما خودتان بهتر از من مي دانيد؛

صنایع لبنیات

اين صنعت در تبريز فوق العاده افت كرده است ، پنير تبريز كه به عنوان سوغاتی اين ديار مشهور بود ، اكنون كم كم جاي خود را به پنير هاي خامه اي ، پنيرشكلاتي و ساير محصولات تكنولوژي هاي جديد و وارداتي مي دهد كه باز هم مي توان ردپاي سوءمديريت در اتحاديه ي شير و صنايع لبنيات را به وضح مشاهده كرد.

نمونه هاي بيشتر را خودتان در آذربايجان پيدا كنيد.

 

از نظر منابع طبيعي آذربايجان (به جرئت مي توان گفت) غني ترين نقطه ي ايران است ، معادن آن شامل معدن مس سونگون اهر ، معدن اورانيوم گورچين در شمال تبريز ودر  سيه رود ،(جلفا) معادن تيتانيوم - زيركونيم (از عناصر قابل استفاده در راكتورهاي اتمي) در حوالي ميانه ، معادن تنگستن و قلع در اطراف هريس ، معادن سرب و روي در تمام قسمت جنوبي كوه سهند ، معادن گرافيت ، آهن ، نيكل ، كبالت ، ذغال سنگ ، منگنز ، مولبيدن ، منيزيت ، گوگرد ،{ طلا (قره بابا ، هشترود) } ميكا ، سلتين ،بور ، سولفات، زرنيخ ، گچ ، تالك- آز بست ، كائولن(خاك چيني) ، فلدسپات صنعتي ، تراورتن (معروف ترين آن ها آذرشهر) كوارتز و بنتونيت است ، (اقتباس از نقشه ي پراكندگي معادن ايران ؛ تهيه شده در سازمان زمين شناسي شمال باختري كشور)

ملاحظه مي فرماييد كه صنايع بي شماري را مي توان در آذربايجان به راه انداخت،و هم چنين فقط با سرمايه ي 10 ميليون دلار كه اگر دولت بپردازد ، براي 100 هزار نفر بيكار آذرشهر، رحمانلو ، ممقان و اطرافش كار در تراورتن آذرشهر موجود خواهد بود.

 

و اين در حالي است كه صنعت مس كرمان توسط همين سونگون تغذيه مي شود و اگر عملا آذربايجان نباشد ، صنايع تبديلي ساير شهرهاي ايران فلج مي شود.

و اما آمار بيكاري در اين شهر از سال 71 تا كنون رشد 45 درصدي داشته است ، تعداد معتادين در تبريز كه تا سال 1347 فقط و فقط 3 نفر بودند اكنون و پس از گذشت حدود 38 سال به رقم وحشتناك 40 هزار نفر رسيده است، آمار جرم و جنايت و بزهكاري نيز حدود 23 درصد افزايش دارد (از سال 71 تا 84)

اگر ريشه ي تمامي جرم و جنايت ها را بررسي كنيم به يك نكته مي رسيم؛ بيكاري ، فقر

كه رفع اين دو نيازمند برنامه ريزي و سياست گذاري هاي كلان دولتي و بخش خصوصي است.

 

بخش آخر:

مردم آذربايجان چه مي خواهند!؟!؟

مردم آذربايجان نخست به صورت بوروكراتيك خواهان رفع تبعيض هاي موجود ميان آذربايجان  و ساير مناطق هستند ، يعني برقراري اصول 18 ، 21 ،19  و 15

يعني بودجه ي فرهنگي آن ها همه ساله به اصفهان نرود

يعني زبان مادري بايد تدريس شود

يعني بايد جوك سازي و دامنه ي اهانت هاي بي شمار دستگاه ها و رسانه ها متوقف شود

يعني بايد آذربايجان دوباره از رتبه ي 27 اقتصادي به جايگاهي برسد كه شايستگي اش را دارد

يعني بايد جلوي لجن پراكني سايت ها  و وبلاگ هاي پان ايران گرفته شود

و ....

و وقتي كه اين چيزها را ندهند ، حركت هاي بعدي دموكراتيك (فدارليسم) و سپس ميليتاريك (تجزيه طلبانه) خواهد بود و راهي براي رفع آن ها جز نگرش صحيح و انساني به خواسته هاي اين مردم وجود نداشته و وجود ندارد و نخواهد داشت.

 

از همراهي و مطالعه ي شما سپاس گزاريم.

لطفا نظرات سازنده ي خود (چه موافق و چه مخالف و چه ممتنع) را ابراز كنيد تا همه براي سازندگي ايراني عاري از ناسيوناليسم و به دور از تعصب نژادي و جامعه اي مدني  وسكولار تلاش كنيم.

 

قهرمان ائليم !

توتموش بوگون اوجالماغا ، دؤنمز اياغ ائليم

اولسون هميشه حق ايله ،دنياده ساغ ائليم

چيرمانميش ائتسين ئوز قوجامان وارليقين بنا

قورسون هميشه ليك آليشان كؤز اوجاغ ائليم

آتلانميش ئويله ،سانكه ايگيت قوچ كور اوغلو دور

آن جاق بوگون قلينجي قلم ،چال پاپاغ ائليم

 

گونلؤم سوين كه اوغرون اولوبدور ايشيق بوگون

ايللرجه آچمادان گؤزون ، اولموش اوياغ ائليم

تاريخلر ايچره فرصت ،اولوبدورسا چوخ بيزه

بيلمك گرك ،بو گونكوني كسگين سيناغ ائليم

دوشمز بونونجا بيرده اينان كيم ، قاچار زمان

گؤستر گوجون ، نه وارسا ئوزونده سوراغ ائليم

 

پارلات بوگون توتولموش اوزون ، ملي وارليقين

اولسون اوزون گونش كيمي، اولدوقجا آغ ائليم

سؤنموشسه ئولمه دن ، آتاليق يوردوموزدا ، گون!؟

جاندان گركدي ،يانديرا ئولمز چراغ ائليم

قيرميشسا شاختالار ، قره قيشلاردا ، ال – قولون

آتسين بوگون كي يازدا توكنمز بوتاغ ائليم

چالما زدي نيسگيلينده ،آغير گؤزلريم قاپاق

بير گون ، گؤرم كه يوردونا اولموش داياغ ائليم

تانريم! بوغونتي گونلري دؤندرمه بيرده ، كيم

بسلردي لاله لر كيمي ، باغريندا داغ ائليم

 

چكميشدي هر نه چوخلي جفالر، وفا اوچون

گؤرموشدي ئوز گه لردن آجيقلي قيناغ ائليم

 

ايسترسه بيرده دشمن اونا قارشي دور ماسين

تورك اوردوسوندان اولماسين هيچ بير اوزاغ ائليم

 

تبريزلي ،ائيلر اوندا گوونلر كه ئوزگه رنگ

بيلسين نه در كه توتماسين هيچ بير بوياغ ائليم

 

            گئتمز بير ئوز گه ايزلره ، چاشماز وفا يولون

             چون ملي يول بيلير كي نه سولدور ،  نه ساغ ائليم