تبليغاتX
ملت بزرگ ترک
ملت بزرگ ترک ازاروپا تاآسیای مرکزی,قفقاز,ترکمنستان,خراسان,افغانستان تا چین










+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:33  توسط  (ائل دایاغی)  | 


اول مهر روز حرکت ملی مردم اذربایجان 

سلام بر مردم غیور اذربایجان

سلام بر دلاورمردان تبریز

سلام بر مردم شجاع اردبیل

سلام بر رشیدمردان وشیرزنان ارمیه

سلام بر افتخار افرینان زنجان

سلام بر مردان وزنان مبارز همدان

سلام بر حماسه سازان خرداد اذربایجان وتمامی ترکان ایران

سلام بر شهدا وزندانیان سیاسی بیداری ملی اذربایجان

روز اول مهرماه در سراسر مناطق ترک نشین قیام ملی مردم اذربایجان تکرار خواهد شد به ما بپیوندید

مامیتوانیم چون میخواهیم همان طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد

خواهیم
Şəkildə gorən Şəhidlərin adlari
1-Asgar Qasimi 2-Himmat Ismzada 3-Huseyn Fathipur 4-Mahammadali Jannatniya 5-Tovhid Azariyun 
6-Farzad Asadpur 7-Calil Abidi 8-Riza Miraghapur Darvish 9-Eivaz Saiyahi

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 15:28  توسط  (ائل دایاغی)  | 

تاریخ مقاله ۸۵/۴/۲

تجزيه طلبي چيست!؟

ريشه ها و پيدايش

 

همان طوري كه قبلا هم وعده داده بودم ، اين مقاله را نوشتم؛ نخست بايد اعلام كنم كه نوشته ها و افكار من ، تنها و تنها به" تشكيلات مبارزاتي دالغا" وابسته است و غير از آن به هيچ گروه و دسته ي سياسي ديگري وابسته نيستم.

)}Http://kuroglu.blogfa.com{اساسنامه ي تشكيلات دالغا (

نخست : تعريف تجزيه طلبي از نظر علوم سياسي

اعتقاد به اين كه گروه يا سرزمين معيني بايد از سازمان بزرگتري كه وابسته به آن است  جدا شود. غالبا در تجزيه طلبي نظر بر استقلال سياسي اقليتي خاص از يك واحد بزرگ سياسي است و نهضت هاي حامي چنين انديشه هايي را تجزيه طلب مي نامند. در قرن گذشته و قرن حاضر بر اثر رشد ناسيوناليزم ، نهضت هاي تجزيه طلب بسياري در داخل امپراطوري ها و كشورهاي وسيع به وجود آمده و بر اثر آن ها ملت هاي تازه اي پديد آمده اند. تجزيه طلبان  ممكن است خواهان جدايي از كشوري و پيوستن به كشور ديگر باشند. تجزيه طلبي معمولا از جرايم سياسي شمرده مي شود.

 

اما براي اين تعريف مي توان موارد ديگري نيز افزود؛ از جمله اين كه با مطالعه در تاريخ نظام هاي فاشيست و نژاد پرست ، هم چون آلمان نازي ، كه بعدا به 2 قسمت آلمان شرقي و غربي تقسيم شد ، پيش زمينه ي تجزيه طلبي را بايد در حكومت جستجو كرد و نه در گروه هاي تجزيه طلب.

تجزيه طلبي هميشه بر اساس ناسيوناليزم قومي صورت نمي گيرد ، برخي موارد منافع اقتصادي مشترك نيز باعث تجزيه طلبي است ، هم چون مذاكرات گروه هاي كرد با گروه هاي تجزيه طلب آذربايجاني كه براي رهايي از زير فشار جمهوري اسلامي تاحدودي با هم ديگر اتحاد دارند، يا برگزاري سمينار هاي تخصصي فدراليسم كه هر دوي اين گروه ها( كه از نظر ناسيوناليزم قومي با هم متفاوتند) در آن خواسته هاي مشتركي را مطرح مي كنند.

 

اما ريشه ي تجزيه طلبي در ايران به كجا بر مي گردد!؟!؟

به واقع ريشه ي اين امر از آغاز حاكميت راسيزم انگليسي تحت نام پهلوي و در راس آن رضاخان مير پنج جستجو كرد، از زمان آغاز حاكميت پهلوي حركت هايي مانند قيام آزاديستان به رهبري خياباني در آذربايجان ، شيخ خزغل در خوزستان و يا ميرزاي جنگلي در گيلان و سپس قيام فرقه ي دموكرات آذربايجان را مشاهده مي كنيم ، آيا بايد نتيجه بگيريم كه تمامي اين ها از روي كج انديشي و به قولي تهي مغزي قياميان صورت گرفته است!؟ در اين صورت چرا مكررا شاهد اين وقايع هستيم !؟ نه در ايران ، بلكه در كل جهان.

اما اگر اندكي به دور از تعصب ملي به اين گونه مسائل بنگريم ، متوجه مي شويم كه اوليگارشي پهلوي با علم كردن ستون هاي تخت جمشيد و رواج باستان پرستي و تفاخر بر استخوان پوسيده ي دخمه هاي هخامنشيان و با مطرح كردن موضوعاتي چون نژاد پاك ، زبان پاك و مزخرفاتي از اين دست كه هيچ گونه سند علمي و منطقي نداشته و حاصل كاوش هاي زالومآبانه ي كساني نظير كسروي است ، درصدد حاكميت بر كل فلات ايران برآمده است و نخستين حربه براي اين عمل ، مطرح كردن ناسيوناليزم آريايي - ايراني براي ملت هاي ساكن فلات ايران و در واقع له كردن هويت و شخصيت و زبان آنان بوده است كه خود اين عمل به واقع بازي با آتش بود كه موج انفجارهاي خشم قوميت هاي مختلف ، چندين بار بساط حكومت پهلوي را لرزاند و دست آخر در سال 57 براي هميشه تخت حاكميت از لوث وجودشان پاك شد و قوميت ها هم توانستند نفس بكشند كه متاسفانه با فريب كاري عمومي كه جمهوري اسلامي در پيش گرفت باز هم مساله ي قوميت ها تشديد شد و اكنون در آستانه ي انفجاري ديگر است.

 

 

اما چگونه بايد جلوي اين انفجار گرفته شود!؟!؟

حضرات پان ايرانيست را مي گذارم كنار ، زيرا اصولا اين گونه مسائل كه بايد با دموكراسي و بر محور انسانيت حل شود ، در حوزه ي تفكر و گنجايش فكري آنان نمي گنجد ، اما ساير گروه هايي كه دوست ندارند كشور تجزيه شود ؛

نخست اين كه بايد سعي كنيد تا براي مبارزه با اين پديده به گرداب پان ايرانيسم فرو نرويد؛ مطرح كردن مسائلي چون تحميلي بودن زبان و يا يكساني قوميت و يا زير پا گذاشتن ارزش ها و سنت هاي قومي ترك زبانان آذربايجان ، موج انفجار را شدت خواهد بخشيد و نيز اهانت به سران اين جنبش و پيروان آنها با عناويني هم چون خائن ؛ انيراني و ... به هيچ عنوان صحيح و پسنديده نبوده و به دور از اصول دموكراسي است ، هم چنين انديشه ي كشتار و يا اخراج آنان از ايران. ( دموكراسي يعني قانون يكسان براي همه ، همه يعني هم ناسيوناليست افراطي و هم تجزيه طلب و هم ناسيوناليست مذهبي  و هم سكولاريست و هم كمونيست و ...)

 

دوم اين كه ابتدا بايد خواسته هاي آنان را گوش كنيد و سپس با آن مخالفت كنيد!

بسياري از دوستان بدون در نظر گرفتن خواسته هاي اين افراد ، به طور غرض ورزانه هاي شب و روزشان را به ابطال نظريات آنان گماشته اند كه اين هم مانند مورد قبلي به دور از اصول انسانيت و دموكراسي است (قرار نيست كه همه ي انسان ها دقيقا مثل هم باشند!)

نخستين خواسته ي اين افراد زبان مادري است ، اين خواسته بسيار كليدي است ، زيرا 78 درصد كساني كه به نام آذربايجان مطلب نوشته اند؛ خواهان آن هستند، بنابراين تمسخر زبان تركي آذربايجاني و ناديده گرفتن آن ، راه درخواست هاي بعدي را مي بندد و طرفين را مانند دشمن خوني به جان هم  مي اندازد و روز به روز شاهد مقالات توهين آميزي از هر دو طرف نسبت به سنت ها و تاريخ هم ديگر خواهيم بود.

 

سوم

به هيچ عنوان تصور نكنيد كه اعمال جمهوري اسلامي در راستاي مبارزه با تجزيه طلبان است ، وبه قولي اپرتيونيست نباشيد و نگوييد چون جمهوري اسلامي فلان قيام را سركوب كرد؛ پس به سمتش برويم ، مطمئن باشيد كه پس از آن ها نوبت شماست ، اين نظام خودش عامل تفرقه ميان قوميت هاست و در راس آن كساني هستند كه به افراد خودشان هم رحم نمي كنند؛ (افرادي نظير اكبر گنجي دست راست رفسنجاني «رئيس جمهوري پيشين» و يا موسوي خوئيني ، فرزند آيت الله موسوي خوئيني كه از مهره هاي كارآمد خميني بود.)

بنابراين نخستين كار در رفع تجزيه طلبي ، مبارزه با جمهوري اسلامي و ساختن جامعه اي سكولار و به دور از تعصب هاي قومي - نژادي و مذهبي است نه نابودي گروه خاصي به دست نظامي كه تا آرنج به خون بيگناهان آلوده است.

 

چهارم و شايد مورد آخر

در رفع اين پديده ، تاريخ  را به عنوان حربه به كار نبريم ، زيرا تاريخ نيز نوشته ي يك كاتب است و نيز در نظر بگيريم كه تاريخ نويس ممكن است غرض هايي از عدم نگارش برخي مسائل داشته باشد و يا به طور كلي از آن ها آگاه نباشد ، بنابراين تا در تاريخ تمامي كشورهاي جهان مطالعه نكرده ايم ، در مورد قوميت و مليت نظر ندهيم ، پديده ي جديد مورد استفاده ، علم ژنتيك است كه البته با توجه به مقاله ي وبلاگ علمي گورد اوغلو و با استناد به نظر بسياري مردم شناسان و متخصصين اين علم ، اثبات كرده ايم  كه چيزي به نام نژاد خالص در جهان وجود ندارد و هيچ گونه سند علمي براي اثبات خلوص نژادي و به قولي اصول نهضت هاي ناسيوناليست ملي وجود ندارد ، زيرا اولا تمامي افراد نوع آدمي از يك زير گونه ي هوموساپينس به وجود آمده اند و اصل مشترك دارند ، و دوما طبقه بندي آدمي به نژادهاي گوناگون تنها براي سهولت مطالعه ي آنها صورت گرفته است و نبايد از آن به عنوان عاملي براي اثبات مهملاتي چون نژاد پاك و نژاد برتر استفاده گردد.( وبلاگ علمي گورد اوغلو)

هم چنين از فكر ايجاد امپراطوري ايران به معناي حكومت بر تمامي فلات ايران دست برداريد ، زيرا تمامي ملت هاي جدا شده از ايران ، توسط سازمان ملل به عنوان كشورهاي مستقل شناخته مي شوند و از منظر ديپلماسي سياسي امكان پيوستن آن ها به ايران در حدي كم تر يك درصد است ، هم چنين كساني كه ادعاي برتري فرهنگي دارند ، اگر فرهنگ اريايي - اهورايي شما به قول خودتان فوق العاده غني است ، چرا تمامي ملت هاي جدا شده - با اين كه مي توانستند دوباره به كشور شما نپيوستند!؟ بياييد از اين مهملات و خرافات دست برداريد ، فرهنگ و نژادي به نام فرهنگ و نژاد برتر شناخته نشده است ، تفاوت هاي فرهنگي تابع برتري نيست و بلكه تابع شرايط زندگي است كه اين هم ارتباطي به برتري  و يا نژاد ندارد.

هم چنين تصور نكنيد كه هر كسي گفت : من توركم ، و يا از نماد بزقورد استفاده كرد ، بايد در دم اعدام شود ، عرض كردم كه تا خواسته هاي نخستين آذربايجان برطرف نشده است ، اين گونه اعمال شدت خواهد گرفت.

 

به سقوط نظام جمهوري اسلامي و به طور كلي سقوط فاشيزم در خاور ميانه شايد كم تر از صد سال مانده باشد ، و پس از آن ، چه بخواهيد و چه نخواهيد ، شايد بر اساس كج انديشي هاي راسيزم مآبانه ي عده اي ، خاور ميانه به تكه هاي متعددي تقسيم شده باشد و آن وقت براي ايجاد حكومتي سكولار و دموكرات خيلي دير است.

البته قابل پيش بيني است كه پس از رفع نظام اسلامي ، حداقل 200 سال حكومت فدرال در ايران برپا شود و پس از آن كه مساله ي ناسيوناليزم قومي و برتري نژادي مانند بسياري افكار ديگر كه به واقع مرحله ي ازمايش فكر  انسان و تبلور انديشه ي وي است ، به زباله داني تاريخ ريخته شود ، آن وقت نوبت حاكميت انسانيت بر انسان است و نه حاكميت ضد انسانيت بر انسان، پس بياييد زمان آن را نزديك تر بياوريم.

 

بحران خاور میانه

 

۸۵/۴/۱۱

بحران خاور ميانه

 

بدون مقدمه بايد عرض كنم كه اگر هم اكنون به اوضاع خاور ميانه دقت كنيد

اسرائيل و لبنان در حال جنگ هستند، پ.ك.ك در تركيه عمليات تروريستي ترتيب داده است ، طالبان در افغانستان چندين بمب گذاري كرده اند، ارتش ارمنستان هم چنان با حمايت هاي جمهوري اسلامي جنايت هاي خود را در قره باغ ادامه مي دهد؛

تمامي اين ها را اگر مانند يك پازل در كنار هم بچينيم ، قطعه ي گمشده ي آن پرونده ي هسته اي ايران است كه تحولات خاور ميانه مي تواند ذهن جهانيان را از آن منحرف كند، اما اگر اين پروژه شكست بخورد كه احتمال آن هم زياد است كه انحراف فكر جهانيان با قرباني كردن هزاران كودك و زن بي گناه لبناني و قره باغي ، بتواند موثر باشد ، رژيم اسلامي همانند سال 67 دست به يكي از كثيف ترين اعمالش يعني كشتار زندانيان سياسي خواهد زد و حتما همه ي شما بهتر مي دانيد كه عده ي بي شماري از دوستان ما در جريانات اول خرداد و با بهانه هاي واهي و برچسب هاي هميشگي نظام در زندان به سر مي برند ، بنابراين از تمامي شما خواهشمندم كه آگاه باشيد و هر گونه كه مي توانيد ، با نوشتن نامه به سازمان حقوق بشر ، با جمع كردن امضاي اينترنتي و يا با اعتراض در پشت بام ها ، مانع اين عمل نظام شويد.

اكنون ما در زندان هاي رژيم بيش از 50 هزار نفر زنداني سياسي معلوم الحال داريم ، 20 هزار نفر آن ها در وضعيت نامشخصي هستند، 5 هزار نفر در انفرادي  و 2 هزار نفر زير شكنجه هاي شديد قرون وسطايي به سر مي برند ، بنابراين بياييد با همدلي با اين عزيزان اجازه ي جنايتي ديگر را به نظام ندهيم.

در اين راستا " دالغا " موارد زير را براي جلوگيري از اين عمل بر مي شمرد:

1. در مراسم صدمين سالگرد مشروطيت و در سر مزار پاك باقر خان سالار ملي از سر دادن هر گونه شعار خودداري كرده و فقط از اين عزيز و هم رزمانش تمجيد كرده و براي آن ها فاتحه قرائت كنيد.

 

2. هر گونه اطلاعاتي از وضعيت زندانيان سياسي آذربايجان در دست داريد ، بلافاصله با ديده بان حقوق بشر كه از سايت زير تغذيه مي شود تماس بگيريد (اگر توانايي داريد ، به زبان انگليسي نامه اي بنويسيد و براي سازمان حقوق بشر بفرستيد - ايميل آن ها در ذيل اعلام خواهد گشت)

http://www.hra-Iran.blogfa.com

 

3. بعد از مراسم مشروطيت ، ما سالگرد درگذشت صمدبهرنگي را هم در پيش داريم ، (6 شهريور) در اين مراسم نيز خواهشمنديم همانند مراسم مشروطيت ، شعار ندهيد ، زيرا اكنون و با بحراني شدن اوضاع منطقه ، مسئولان نظام بيشتر به دنبال بهانه گشته و در صدد كشتار بيشتر بر خواهند آمد ، بنابراين عاقلانه تر مبارزه كنيد.

 

4. براندازي رژيم و ايجاد حكومتي سكولار و بي طرف ، نيازبه برنامه ريزي هاي طولاني مدت و استفاده از ابزارهاي مبارزاتي وسيع دارد ، كه با يكي دوبار اغتشاش ، هرگز به نتيجه نخواهد رسيد ، بنابراين در برگزاري راهپمايي ها و تجمع ها ، احساسي عمل نكنيد و نخست به صورت بوروكراتيك ، خواسته هاي خود را مطرح كنيد ، نظير برقراري اصل 15 قانون اساسي.

5. نخستين عمل ووظيفه ي ما بيدار كردن مردم آذربايجان است ، شايد نتوانيم روزي را ببينيم كه آذربايجان از زير فشار فاشيزم آزاد شده باشد ، اما بايد تخم انديشه ي آزادي خواهي را در آذربايجان بكاريم ؛ تمامي انقلاب هاي جهان نظير فرانسه ، ايران، روسيه ، كوبا ، شيلي ، اندونزي و ... صد ها سال پس از ظهور انديشمندان آزادي خواه اتفاق افتاده است ، بنابراين انتظار معجزه از مردم آذربايجان را نداشته باشيم.

بيدار كردن تنها وظيفه ي ماست ، بقيه ي خواسته هايمان را براي بعد از بيداري نگه داريم.

 

گونش سؤنمز

داغ اگيلمز ، وطن ايچون اؤلن اؤلمز

ياشاسين آذربايجان

دالغا

 

ايميل هاي ديده بانان حقوق بشر جهاني :

toronto@hrw.org

Hrwuk@hrw.org

berlin@hrw.org

ssadier@ohchr.org

eastgulf@amnesdty.org

radwant@hrw.org

ypoc@ohchr.org

 

 

در پيوست مطالبي در مورد زبان و مذهب آذربايجان كه از منابع زير برداشت شده است را خدمت شما مي آورم:

كتاب راهنماي گردشگري آذربايجان شرقي

كتاب اكونومي آذربايجان از انتشارات اتاق بازرگاني آذربايجان شرقي

 

Language and religion

Language of the people of Tabriz is turkic-Azari. Azari Language from physiological view point is among Oral-Altaic languages; with very strong lexicon and Grammar, having roots in Ilamian & Sumerian languages, Azari is considered as one of the 10 existing & recognized languages world wide.

Azerbaijan people are first settlers of Iran plateau and their rich civilization dates back to 8 thousand years ago. The dominant religion in Tabriz is Islam but also minorities of Christians live in this city too.

زبان مردم تبريز تركي -آذري مي باشد. آذري از ديدگاه فيزيولوژيكي داراي گرامري بسيار قوي و نظامي قانون مند است و از زبان هاي التصاقي (اورال- آلتايي) شمرده مي شود، اين زبان در زبان هاي سومري و ايلامي ريشه دارد. آذري يكي از ده زبان زنده ي جهان است.

مردم آذربايجان نخستين ساكنان فلات ايران هستند و تمدن غني آن ها به 8 هزار سال قبل باز مي گردد. مذهب عمده ي مردم تبريز اسلام است اما عده ي اندكي مسيحي نيز در اين شهر زندگي مي كنند.

 

(حتي خود فاشيزم اسلامي هم به اين نتيجه رسيده است كه هويت سومر چه بوده است)

 

و يك سند ديگر در باره ي سومر از كتاب تاريخ تمدن ويل دورانت

جلد اول : شرق باستان

بخش سومر - زبان

زبان سومري جزو زبان هاي التصاقي است ، و در آن لغات زيادي از زبان مغولي وجود دارد كه همين امر بيانگر  رفت و آمد هاي دائمي اقوام ترك زبان در اعماق تاريخ به منطقه ي فلات ايران دارد.

 

 

 حیدربابایه ینی دن سلام 

 

 

حيدر بابايه يني دن سلام

 

حيدر بابا  ائلديريملار شاخدي

 سللر سولار شاقيلديوپ آخدي

مرد اوغولارين ووردي كندين سولارا

نامردلر دوردي اوزاقدان باخدي

به سن هاردايدين قارداش!؟

سسيمه سس ورمدين ، مني دوتدولار ،

 اليمه ال ورمدين ؛ مني قوغدولار ،

 منه بل باغلامادين ، مني ازديلر.

سيلدي زامان بيزيم گوزوموزدن آخان ياشلاري

آقارداشيم هارديدين به سن!؟

 بيز قارا قيشا ديلنيرديك ، ايندي سه يازدان قورخوروخ.

بيز دير ورمديك بيزه كيم باخاجاق ايندي بيزه

بيز سايماديق اوزوموزي كيم ساياجاق ايندي بيزي!؟(آراز ائل سس)

سني سسله دي بيزيم شهريار

سني ديلندي بيزيم شهريار

سنن يالنيز بير شي ، يالنيز بير شي ايستدي

" من سني تك داغا سالديم نفسي

سن ده قايتار گويلره سال بو سسي

بايقوشوندا دار اولماسين قفسي

بوردا بير شير داردا قالوب باغيرير

مروت سيز انسانلاري چاغيرير"

سن ايسه حيدر بابا

بوردا بوگون مين لر شيري داردا قويوب ، بوغدولار

بوردا بوگون آذربايجاني داردا قويدولار

بوردا بوگون سنين ايگيد بالالاريني ازديلر

ديلريني ، كيملگ لرين ، وارليغلارين چالديلار

منيم سسيمي ائشيدير سن مي حيدر بابا

قالخ آياغا ،بالالاريني قورتار بو بلادان

قالخ آياغا ، گويلره سال بيزيم سسيميزي

قالخ آياغا ؛ سس سسه ور مندن

قالخ آياغا ، سوسماقين داها يتر

بوندان آرتيق بوينو بوكوك ياشاماق داها يتر

بوندان آرتيق آذربايجان اياخ لانماسي داها يتر

بوندان آرتيق بيزه آد قويوب بيزي سيخديلار داها يتر

بوندان آرتيق بيزيم آتالارا اوغوري ، يول كسن دديلر داها يتر

بوندان آرتيق ايرانين باشي دديلر داها يتر

آخ قارداشيم ، بو باشين ديلي يوخدور

بو باشين يارالاري ، بدنين آياخ لارينداندي

او بدن بو باشي آياخليري

نجه ياتميسان حيدر بابا!؟

سنين ايگيت لرين داغيلدي

كوراوغلوون ايوازي ازيلدي

قوچ نبي وين هجري تاپدالاندي

ستارخانون بلي سيندي بالالارين توتاندا

كورشونلار(1) آچيلدي ، بومبا لار پاتلادي .

او آندا سن هاردايدين قارداشيم!؟

قارداشيم ديلداشيم قانداشيم

گل اليني ور منيم اليمه ، باشيوي قوي يارالي آذربايجانين چينينه

كافانا تاخ (2)آتاوين دده قورقود ايگيتلرين ، بوزقودرلارين ، كور اوغلولارين ، نبي لرين ، ستار لارين ، باقر لرين ؛ صمد لرين آيدئن يوللاريني ،

آرخالان آتاباباوين آذربايجان وطنينه ، توك اتگيندن باش آشاغيليخ داشيني

اوز قوجامان وارليغيني ائيله بنا ، بو شونيزمي ييخاندان سونرا.

آرتيق سنه دونيا دا هئچ بير كس اوزوندن سونرا يارديم ائده مز

اوزونه دون ، اوزونه گل ، نه وارسا اوزليگينده دير

و بونلارين هاميسيندان اونجه ، قالخ آياغا ، اينان اوزوه ، كيمليگيوه ، ديلينه

اوجادان سسله نه گوجون وار سسله ، جان بدنينده وارسا سسله:

ياشاسين آذربايجان

ياشاسين آنا ديليم

گونش سؤنمز ، داغ اگيلمز ، آذربايجان ايچون اولن اولمز ، ميلت تسليم اولا بيلمز ، گرك داغيلا بو شونيزم.

 

گورد اوغلو

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 15:1  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Babek Azeri : Guney Azerbaycanda Milli Birlik mumkundir?

سسيميزي بوتون مئديالاردان ميللتيميزين قولاغينا چاتديرمالييق

<<<<<<<<<کلیک  کنید<<<<<<<<<

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 21:33  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 

بی شک بر کسی پوشیده نیست که مبارزه و جنبش ملی در آذربایجان با خروشی عظیم و وسیع در جریان است. جریانات و گروههای متضاد و د رگیر در این پیکار در تقویت یا سرکوب آن  تلاش کرده و هر کدام جهت رسیدن به اهداف شان راه حلها ی  خود  را اتخاذ نمودند. در این پیکار جمهوری اسلامی میخواهد با سرکوب ونابودی ترکها مسئله ملی را حل کند.

فعالین و تشکلات سیاسی آذربایجان ، تاکتیک و استراتژی خود را تعیین کرده و یا در حال فرموله کردن خود هستند تا بتوانند جوابگوی مسائل مختلف مبارزات رو به گسترش مردم آذربایجان  باشند.

در همین رابطه از جانب بخشی از فعالین و  جریانات سیاسی شعار و خواست برگزاری  رفراندوم برای  آذربایجان مطرح  شده که مخالفانی را به دنبال داشته و در شرایط امروز ایران برگزاری  رفراندوم را در آذربایجان،  غیر عملی ودر نتیجه  طرح آن را نادرست میدانند.

در طی چند سال گذشته شوونیستهای ایرانی  و ناسیونالیستهای ایرانگرا هم  جهت " تعیین نوع حکومت" ، " تشکیل مجلس موسسان" و " تغییر قانون اساسی"  شعار رفراندوم را طرح نموده و برگزاری رفراندوم را خواستارشده اند بطوریکه رفراندوم  آنها  در خدمت نظام متمرکز سیاسی  و حکومتی ایران وحفظ تمامیت ارضی ایران خواهد بود و دقیقا این اهداف در تقابل و تضاد با منافع و آرزوهای ملت ترک و دیگر ملل زیر دست قرار دارد.

هدف ازطرح  برگزاری رفراندم برای ترکها، اعمال اراده خودشان در اداره امور آذربایجان و تصمیم گیری در تمامی مسائل آذربایجان  میباشد و اگر نخواهیم خود را فریب دهیم این مطالبات تنها و تنها در استقلال وجدائی آذربایجان متحقق میشوند . ولی علاوه بر این، دلایل و اهداف مهم  دیگری هم از طرح این شعار مد نظر می باشند.

بعد از سرکوب و ساقط  شدن "حکومت ملی آذربایجان" تحت رهبری  جعفر پیشه وری و فرقه دمکرات آذربایجان در تاریخ 21 آذر 1325، سرزمین آذربایجان به اشغال در آمد و ملت ترک در 58 سال گذشته در اسارت و بردگی بسر برده است ولی ترکها میخواهند به اسارت، بی حقوقی خود و اشغال آذربایجان پایان دهند. ملت ستمدیده ترک در یک دهه گذشته به آگاهی ملی  مسلح شده وبا سازمانیابی به اشکال مختلف در برابر اشغالگران صف آرائی کرده و پرچم مبارزه و رهائی خود را بر افراشته است.

رفراندم و روش مراجعه به آرا و عقاید مردم روشی دمکراتیک و مبارزه ای  مسالمت آمیز میباشد که در صورت قبول  و رعایت آن از طرف حکومت، مطالبه " حق تعیین سرنوشت ملل" میتواند به آسانی و با کمترین دردسرمتحقق شود و به همین جهت فعالین و گروههای سیاسی آذربایجان  نمی توانند این روش مبارزه را مد نظر نداشته باشند و برای برگزاری آ ن تلاش نکنند.

رفراندوم بعنوان شیوه مبارزه دمکراتیک حق هر ملتی است که آنرا اسناد بین المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، اعلامیه اعطای استقلال کشورها، منشور سازمان ملل و غیره برسمیت شناخته شده است.

جنبش ملی و دمکراتیک آذربایجان برای جلب حمایت، ایجاد دوستی و همکاری و توافق دولتها و سازمانهای بین المللی مجبور و موظف است ازاصول و قوانین بین المللی و روشهای قانونی مبارزه تبعیت کند. چنین روش و موضعی ماهیت رادیکال و دمکراتیک جنبش ملی آذربایجان  را در افکارداخلی و بین المللی بیشتر عیان میکند.    

مردم در رفراندوم دمکراتیک نقش خود را باز یافته و آینده زندگی خود، حاکمیت و قدرت خود را ناشی از اراده خود خواهند دانست و بدین طریق با طرد " از خود بیگانکی"  اراده حکومت کنندگان اشغالگر را می شکنند.

طرح شعار رفراندم میتواند تاثیرات مثبتی در حرکت ملی اذربایجان داشته و مردم را بیشتر به مبارزه سوق دهد. 

به این طریق  ملت ترک میخواهد خواست و اراده خود را اعمال کند و اجازه ندهد اشغالگران با تحمیل انواع تبعیضها و ظلمها  به آن تصمیم گرفته و تحت کنترل قرار بگیرد.

جریانات سیاسی با گرایشات فکری متفاوت میتوانند حول محور رفراندم بمثابه شعا رو تاکتیک مبارزاتی  مشترک جمع یا متحد شوند و مردم را به یک همه پرسی عمومی آماده و دعوت کنند تا مردم به آلترناتیو استقلال، و یا به اسارت و بندگی یعنی به ادامه وضعیت موجود و تائید حاکمیت اشغالگران رای دهند.

رفراندم نباید استراتژی حرکت ملی آذربایجان باشد بلکه میتواند بعنوان وسیله یا تاکتیکی در جهت رسیدن به اهداف ملی باشد. بسیاری از ملل جهان با توسل به رفراندوم،بدون آنکه درگیر جنگهای خونین، طولانی و فرسایشی شده و طرفین  دچار لطمات جبران ناپذیر انسانی و اقتصادی شوندبه استقلال وحقوق ملی خود دست یافتند.

برای نمونه:

>  نروژ در رفراندومی با اکثریت رای در اکوست سال 1905 از سوئد جدا شد.

> ایسلند با 97  در صد رای مردم در سال 1944 از کشور پادشاهی دانمارک جدا شد.

> سلواکیا با80 در صد رای مردم در سال 1993 از جمهوری چک جدا شد.

> تیمور شرقی زیر نظر سازمان ملل  با 78.5  در صد رای مردم بعد از سقوط دولت سوهارتو وسرکار آمدن دولت اقای ب - جی- حبیبی به استقلال رسید.

 >  مردم اسکاتلند، ایرلند شمالی، ولزدر بریتانیا در فاصله زمانی معین  برای استقلال رفراندوم برگزار کرده و میکنند.

 > مردم فائیرو در دانمارک با جمعیت نیم میلیونی و با مساحت 600 کیلو متر مربع  تاکنون چندین بار بری کسب استقلال رفراندوم برگزار کرده اند.

> مردم والون در بلژیک برای استقلال رفراندوم برگزار کرده اند.  

> چندین ملت دیگر در اسپانیا و دیگر کشورها برای جدائی و تشکیل دولت ملی خود به شیوه مسالمت آمیز و رفراندوم  مبارزه میکنند.

این مثالها نشان میدهد که مسئله ملی و  ستم ملی درکشورهای  اروپائی، کانادا و دمکراتیک ترین کشورهای دنیا حل نشده و با وجود بسیاری از آزادیها و رفاه نسبی، ملل تحت ستم برای استقلال خود رفراندوم برپا میکنند. چرا که برقراری دمکراسی و "دمکراسی" موجود در کشورهای کثیرالملله حتی با تاریخ و قد مت 200 ساله نتوانسته اند مسئله ملی را حل کنند.(شاید برای تعدادی متوهم که تصور می کنند بر قراری دمکراسی در ایران علاج و راه حل مسئله ملی است جالب و اموزنده باشد)

بسیاری از ملل ستمدیده برای رسیدن به حاکمیت سیاسی ، راههای مسالمت آمیز را ترجیح میدهند ولی متاسفانه دول حاکم و شوونیست پاسخ آنها را با خشنونت پاسخ می دهند.

شکی نیست که جمهوری اسلامی ایران رژیمی اشغالگر است ومانندحکومت سلطنتی گذ شته با پیشرفته ترین سلاحها مبارزات مردم ملل مناطق اشغالی آذربایجان، کردستان، عربستان (احواز) ، بلوچستان، ترکمن صحرا رابه خون کشیده است. بنا براین بعید به نظر میرسد که جمهوری اسلامی با رفراندم ملی در آذربایجان موافقت کند.

اکنون ناسیونالیستهای ایرانی هم از سازمان ملل می خواهند برای تغییر قانون اساسی و حکومت اسلامی در ایران  رفراندم برگزار کند. ولی چنین انتظاری از سازمان ملل از طرف ناسیونالیستهای ایرانی و حتی از جانب ملل تحت ستم و ملت ترک شاید زیاد واقعبینانه نباشد. چرا که منشور سازمان ملل این حق را به سازمان ملل نمیدهد که در مسائل داخلی کشورها دخالت کند مگر اینکه کشوری به دلایلی حکومت نداشته باشد یا به خاطر اختلافاتی درگیر جنگ شده و یا در شرایط بحرانی و خاصی قرار گرفته باشد. سازمان ملل در بعضی از کشورها، در برگزاری رفراندم نقش داشته ولی شرایط آنها با با شرایط آذربایجان متفاوت بوده است. بنا بر این در خواست برگزاری رفراندم در آذربایجان توسط سازمان ملل به احتمال زیاد بی نتیجه باشد.

حال سوال این مطرح است که اگر از سویی سازمان ملل از نظر حقوقی توان برگزاری رفراندم را ندارد و از سویی دیگر اگر جمهوری اسلامی چنین حق و اجازه ای را برای رفراندم نمیدهد، چه لزومی برای طرح رفراندوم در آذربایجان وجود دارد؟

امروز در جهان تلاش میشود مبارزات قهرآمیز محدود و به انزوا کشیده شودو یا از اعتبار آن کاسته شود.

 شعار رفراندم  نشان میدهد که ملت ترک مبارزه سیاسی و مسالمت آمیز را ترجیح میدهدو برای دستیابی به حقوق ملی و حق تعیین سرنوشت خویش به جای جنگ وخونریزی مبارزات سیاسی ،راه حلهای سیاسی و یا حتی اصل گفتگو و مذاکره تاکید می کند. (تاکیدبر شیوه های مسالمت آمیز ناشی از توهم  به ماهیت اشغالگرانه و ضدانسانی حکومت اسلامی و یا رفرمیسم نبوده و نیست)

جمهوری اسلامی بعنوان دشمن سر سخت ترکهای آذربایجان اگر به راه حلهای سیاسی سر فرود نیاورد قطعا با قهر انقلابی و آتش سلاحهای ملت ستمدیده ترک روبرو خواهد شد.

مردم آذربایجان بطور عام وتشکلات و فعالین آذربایجان بطور خاص باید از هم اکنون خودرا به هر دو حالت آماده کنند. به احتمال زیاد هیچوقت امکان و شرایط برای برگزاری رفراندم ایجاد نشود بنا بر این فعالین و مبارزین آذربایجان باید از هر لحاظ بخصوص از لحاظ سازمان و تشکیلات انسجام و آمادگی لازم و کافی را داشته باشند که در اولین فرصت با قیام و جنگ توده ای کنترل آذربایجان را بدست گیرند و استقلال آذربایجان جنوبی را به مردم جهان اعلام کنند.  

 

Al Bayraq

 

azer_baijan@yahoo.co.uk

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 22:27  توسط  (ائل دایاغی)  | 

حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا
سئللر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا
قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا
سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !
منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه

ترجمه فارسی :

حيدربابا چو ابر شَخَد ،‌ غُرّد آسمان
سيلابهاى تُند و خروشان شود روان
صف بسته دختران به تماشايش آن زمان
بر شوکت و تبار تو بادا سلام من
گاهى رَوَد مگر به زبان تو نام من

 

حيدربابا ، کهليک لروْن اوچاندا
کوْل ديبينَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چيچکلنوْب ، آچاندا
بيزدن ده بير موْمکوْن اوْلسا ياد ائله
آچيلميان اوْرکلرى شاد ائله

 ترجمه فارسی :

حيدربابا چو کبکِ تو پَرّد ز روى خاک
خرگوشِ زير بوته گُريزد هراسناک
باغت به گُل نشسته و گُل کرده جامه چاک
ممکن اگر شود ز منِ خسته ياد کن
دلهاى غم گرفته ، بدان ياد شاد کن

بايرام يئلى چارداخلارى ييخاندا
نوْروز گوْلى ، قارچيچکى ، چيخاندا
آغ بولوتلار کؤينکلرين سيخاندا
بيزدن ده بير ياد ائلييه ن ساغ اوْلسون
دردلريميز قوْى ديّکلسين ، داغ اوْلسون

 ترجمه فارسی :

چون چارتاق را فِکنَد باد نوبهار
نوروزگُلى و قارچيچگى گردد آشکار
بفشارد ابر پيرهن خود به مَرغزار
از ما هر آنکه ياد کند بى گزند باد
گو :‌ درد ما چو کوه بزرگ و بلند باد

حيدربابا ، گوْن دالووى داغلاسين !
اوْزوْن گوْلسوْن ، بولاخلارون آغلاسين !
اوشاخلارون بير دسته گوْل باغلاسين !
يئل گلنده ، وئر گتيرسين بويانا
بلکه منيم ياتميش بختيم اوْيانا

  ترجمه فارسی :

حيدربابا چو داغ کند پشتت آفتاب
رخسار تو بخندد و جوشد ز چشمه آب
يک دسته گُل ببند براى منِ خراب
بسپار باد را که بيارد به کوى من
باشد که بخت روى نمايد به سوى من

 

حيدربابا ،‌ سنوْن اوْزوْن آغ اوْلسون !
دؤرت بير يانون بولاغ اوْلسون باغ اوْلسون !
بيزدن سوْرا سنوْن باشون ساغ اوْلسون !
دوْنيا قضوْ-قدر ، اؤلوْم-ايتيمدى
دوْنيا بوْيى اوْغولسوزدى ، يئتيمدی

 ترجمه فارسی :

حيدربابا ،‌ هميشه سر تو بلند باد
از باغ و چشمه دامن تو فرّه مند باد
از بعدِ ما وجود تو دور از گزند باد
دنيا همه قضا و قدر ، مرگ ومير شد
اين زال کى ز کُشتنِ فرزند سير شد ؟

 

حيدربابا ، يوْلوم سنَّن کج اوْلدى
عؤمروْم کئچدى ، گلممه ديم ، گئج اوْلدى
هئچ بيلمه ديم گؤزللروْن نئج اوْلدى
بيلمزيديم دؤنگه لر وار ،‌ دؤنوْم وار
ايتگين ليک وار ، آيريليق وار ، اوْلوْم وار

ترجمه فارسی :

حيدربابا ، ‌ز راه تو کج گشت راه من
عمرم گذشت و ماند به سويت نگاه من
ديگر خبر نشد که چه شد زادگاه من
هيچم نظر بر اين رهِ پر پرپيچ و خم نبود
هيچم خبر زمرگ و ز هجران و غم نبود

حيدربابا ، ايگيت اَمَک ايتيرمز
عؤموْر کئچر ، افسوس بَرَه بيتيرمز
نامرد اوْلان عؤمرى باشا يئتيرمز
بيزد ، واللاه ، اونوتماريق سيزلرى
گؤرنمسک حلال ائدوْن بيزلرى

 ترجمه فارسی :

بر حقِّ مردم است جوانمرد را نظر
جاى فسوس نيست که عمر است در گذر
نامردْ مرد ،‌ عمر به سر مى برد مگر !
در مهر و در وفا ،‌ به خدا ، جاودانه ايم
ما را حلال کن ، که غريب آشيانه ايم

 

حيدربابا ، ميراژدر سَسلننده
کَند ايچينه سسدن - کوْيدن دوْشنده

عاشيق رستم سازين ديللنديرنده
يادوندادى نه هؤلَسَک قاچارديم
قوشلار تکين قاناد آچيب اوچارديم

 
ترجمه فارسی :

ميراَژدَر آن زمان که زند بانگِ دلنشين
شور افکند به دهکده ، هنگامه در زمين
از بهر سازِ رستمِ عاشق بيا ببين
بى اختيار سوى نواها دويدنم
چون مرغ پرگشاده بدانجا رسيدنم

شنگيل آوا يوردى ، عاشيق آلماسى
گاهدان گئدوب ، اوْردا قوْناق قالماسى
داش آتماسى ، آلما ،‌ هيوا سالماسى
قاليب شيرين يوخى کيمين ياديمدا
اثر قويوب روحومدا ، هر زاديمدا

 ترجمه فارسی :

در سرزمينِ شنگل آوا ، سيبِ عاشقان
رفتن بدان بهشت و شدن ميهمانِ آن
با سنگ ، سيب و بِهْ زدن و ، خوردن آنچنان !
در خاطرم چو خواب خوشى ماندگار شد
روحم هميشه بارور از آن ديار شد

 

حيدربابا ، قورى گؤلوْن قازلارى
گديکلرين سازاخ چالان سازلارى
کَت کؤشنين پاييزلارى ، يازلارى
بير سينما پرده سى دير گؤزوْمده
تک اوْتوروب ، سئير ائده رم اؤزوْمده

  ترجمه فارسی :

حيدربابا ، قُورى گؤل و پروازِ غازها
در سينه ات به گردنه ها سوزِ سازها
پاييزِ تو ، بهارِ تو ، در دشتِ نازها
چون پرده اى به چشمِ دلم نقش بسته است
وين شهريارِ تُست که تنها نشسته است

 

 

حیدربابا یا سلام --- بایاتی لارین قالانی

  ترجمه فارسی:

   حیدر بابا یا سلام --- ادامه  شعر

 

 

 

شهريار

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 22:11  توسط  (ائل دایاغی)  | 

 
 
 
Milli
 
 
Mahnilar
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 18:30  توسط  (ائل دایاغی)  | 

Son xəbərlər

  • İranın mətbuat tarixində misli görünməmiş hadisə
  • Səhiyyə naziri şəxsən özəl tibb müəssisələrinə baxış keçirəcək
  • Teymur Rəcəbov qələbəylə başladı
  • Azərbaycan tennisçiləri qrupdan çıxa bilmədi
  • İyulun 26-da futbol üzrə 15-ci çempionatın püşkü atılacaq
  • Prezident olimpiya oyunlarına hazırlıqla bağlı sərəncam imzalayıb
  • «Elmar Hüseynovu mənim rəhbərlik etdiyim dəstə öldürüb»
  • Sakit Zahidovun saç və dırnaq nümunələri xaricə müayinəyə göndərilə bilər
  • Rusiyadan Azərbaycana verilən idxal qazı dayandırılıb
  • Naxçıvandakı SES-in tikinti-quraşdırma işləri sona çatmaqdadır
  • Bakıda mənzil oğrularının sayı artıb
  • Olduqca mürəkkəb və ehtiyatlı ideya
  • Azərbaycan Livana humanitar yardım edəcək
  • Dövlət Miqrasiya Proqramı təsdiq edilib
  • «Rüşvəti almayanda, heç verən də olmur…»
  • Kompüter oyunları üzrə ölkə birinciliyi keçiriləcək
  • BMT Azərbaycanın məcburi köçkünlərinə yardımı dayandıra bilər
  • Hidayət Orucov Dini Qurumlarla İş üzrə Dövlət Komitəsinin sədri təyin edildi
  • Elmar Hüseynovun atası oğlunu Fərhad Əliyevin öldürtdüyünə inanmır

<<<<<کلیک  کنید <<<<<

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 14:22  توسط  (ائل دایاغی)  | 

بیزدن بیزی آلانمازلار

<<<<<<<<<کلیک  کنید <<<<<<<<

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 14:22  توسط  (ائل دایاغی)  |