تبليغاتX
ملت بزرگ ترک
ملت بزرگ ترک ازاروپا تاآسیای مرکزی,قفقاز,ترکمنستان,خراسان,افغانستان تا چین
دوستان عزیز مرکز مستند سازی وتحقیقاتی آذربایجان در نظر دارد

در مورد توطیه اکراد در آذربایجان ویژه نامه ای حاضر کند

 از کلیه دوستانی که در این رابطه حساس اطلاعات َ

 تصاویر ویا مقالاتی دارن تقاضا میشود به آدرس

ایمیل   alisavalan66@yahoo.com   ارسال دارند .

به دلیل اهمیت موضوع از کلیه دوستان تقاضا میشود

 این اطلاعیه را درصفحات وبلاگهای خود منعکس کنند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 23:8  توسط  (ائل دایاغی)  | 

پرچم ملی آذربايجان جنوبی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 21:58  توسط  (ائل دایاغی)  | 

ويژه نامه حكومت ملي آذربايجان

و سيد جعفرپيشه وري

كاري از مركزتحقيقات ومستند سازي

تشكيلات مبارزاتي دالغا

 

حكومت ملي آذربايجان در يك نگاه ( 2 )

 

ولي ازديگردلايل فروپاشي اين حكومت را بايد درعدم تحمل

افكار دموكراتيك توسط استعمار گران داخلي وخارجي

 ومقاومت سيستم ارباب ورعيتي واعتقادات ديني مردم

 و اطمينان دولتمردان آذربايجان به حكومت مركزي ايران

 جست . البته خدمات ارزنده نيروهاي صادق وملت

دوست واقعي دراين حركت نظير خود سيد جواد

پيشه وري نبايد فراموش شد .

 اگرچه سيد جعفر پيشه وري و اكثر كابينه

 وفرقه دموكرات جزنيروهاي چپ بودند اما آزادي

 واحترام به مذهب را حتي در كتب درسي اين

زمان ميتوان مشاهده كرد .اگرچه انقلاب 21 آذر

انقلاب برعليه ظلم وجور حكومت مركزي وفئودال هاي

 بهره كش بود ولي سرمايه داران ملت پرور

نيز در بين فرقه دموكرات حضورداشتند.

از طرفي برخلاف تبليغات موجود سيدجعفر پيشه وري

تجزيه طلب نبود ودرحكومت ملي به رهبري وي

 همواره بر يكپارچگي ايران تاكيد شده ودرانتخاب

وزرا توسط حكومت خودمختار آذربايجان وزير امورخارجه

ووزير دفاع كه ازنشلنه هاي حكومت هاي مستقل

است معرفي نشده بود .پيشه وري شيوه حكومتي

نظير كشور سويس يعني دولت فدرال را براي

ايران مناسب ميديد . پيشه وري درحالي به

تجزيه طلبي متهم ميشود كه مبارزات ميرزا كوچك خان

 جنگلي مه حكومت مستقل جمهوري گيلان را

اعلام كرد مورد احترام قرار ميگيرد و مجسمه او

دريكي از ميادين شهررشت نصب ميگردد .

 

حكومت ملي آذربايجان واقدامات و خدمات آن

 

  حتي مخالفين فرقه هم به ناچار پذيرفتند كه در عرض

اين يك سال خدمات و كارهايي بيشتر از دوران

بيست ساله رضا شاه انجام گرفته است . 

  آبراهاميان ( ايران بين 2 انقلاب )

كارهاي انجام گرفته از طرف خكومت ملي آذربايجان

را كه براساس مفاد مرامنامه و مصوبات مجلس ملي

آذربايجان انجام گرفته را ميتوان دردو بخش به

اختصار نام برد :

الف : اقداماتي كه براي نخستين بار درايران

 بوسيله حكومت ملي آذربايجان اجرا شد :

 

(1)                تضويض حق انتخاب شدن وانتخاب كردن به زنان درانتخابات مجلس انجمنهاي ايالتي وولايتي و ... را در 23/3/25 بين دولت قوام وحكومت خودمختار تصويب شد كه بعد از حكومت ملي قوام عهد شكني كرد .

 

(2)              رسميت تحصيل به زبان تركي آذربايجاني درمدارس تا كلاس 3 وبعدازآن دركنارتركي ،فارسي نيز تدريس شد .اقليتهاي زباني ازجمله كردها،ارمني ها،آسوري ها كه درآذربايجان ساكن بودنند حق داشتند تا كلاس 3 زبان مادري خود را بياموزند . 

 

(3)             در 9/10/24 مصوبه تدريس دانشگاه ملي آذربايجان به مرحله اجرا درآمد .كه انحصاردانشكاه تهران را شكست .

 

(4)             درتاريخ 16/10/24 رسميت زبان آذربايجاني اعلام وبه موقع اجرا درآمد .كه به موجب آن درتمام مقاطع تحصيلي كليه مكاتبات اداري ،مذاكرات رسمي ،رسيدگي دردادگاهها وتابلوي مغازه هابه تركي آذربايجاني تغيير يافت .

 

(5)             قانون تقسيم اراضي خالصه واملاك مصادره شده توسط 5 نفر معتمد روستا ونماينده اداره كشاورزي تقسيم شد .دهقانان حق فروش زمين را نداشتند واگز كشاورزي نميكردند زمين از آنها پس گرفته ميشد ،دهقاناني كه درشهرها زندگي ميكردند درصورت بازگشت به روستا از سهم تقسم زمين برخورداربودند .بدين ترتيب 3000 پارچه خالصه و437 پارچه املاك مصادره اي درزمان كوتاهي بين 1000000 نفر تقسيم شد . اين پروژه درسال 41 توسط شاه با نواقص زياد و حمايت كامل از مالكان انجام شد .

 

(6)             تعديل روابط مالك وزارع برحسب قانون مالك موظف بود وام بدون بهره براي تهيه وسايل كشت دراختيار زارع قرار دهد ودرسر خرمن وام راوصول كند واگر كشاورز نميتوانست وامرا بدهد مدت آن تمديد ميشد وبه هرحال دولت ضامن بازپرداخت وام مالك بود .80 درصد محصول متعلق به زارع بود .كاه حاصل متعلق به كشاورزبود . ودرصورت اختلاف ميتوانستند تاعالي رتبه ترين مرجع قضايي مراجعه كنند .اين پروژه توسط قوام درسال 1331 انجام شد كه ژاندارم هاومالكين اجازه اجراي آن را ندادند .

 

(7)              تشكيل كنگره دهقاني درتبريز با حضور 600 نماينده كه دراين كنگره راه كارهاي اجرايي قوانين تقسيم اراضي وتعديل روابط مالك وزارع مورد بحث قرار گرفت .

 

(8)              تصويب واجراي قانون كار وبيمه كارگران ، روزانه 8 ساعت كار، تعطيل روزهاي جمعه و ايام تعطيل رسمي با دريافت مزد، مرخصي ساليانه، دودست لباس كاردر سال، اجازه تشكيل اتحاديه كارگران، دخالت اتحاديه در تنظيم روابط وقراردادبين كارفرما، تعين حداقل مزد، ممنوعيت كارافراد زير13 سال، محدوديت كارجوانان بين ساعت 13 تا 16، تشكيل شوراي حل اختلاف، برابري مزد زن ومرد، ممنوعيت اشتغال زنان دركارهاي سنگين استراحت زنان حامله شش هفته قبل از رايمام وشش هفتا بعد از زايمان با دريافت مزد، استراحت زنان در موقع كار هر 3 ساعت نيم ساعت جهت شير دادن . دراين قانون حق اعتصاب و تعطيلي روز اول ماه مه روزجهاني كارگر به رسميت شناخته شده بود .

 

(9)             برگزاري كنگره كارگران درتبريز وراه كارهاي اجراي قانون كاروبيمه كارگران را مورد بررسي قرار داد وضمن تامين رفاه كارگزان تاثير مهمي در افزايش توليد داشت .

 

(10)           لوله كشي شهرتبريز درتاريخ 2/2/25 مرحله اجرايي آن انجام شد و نقشه برداري ومطالعه براي منابع تامين آب وتهيه مصالح بسرعت ادامه يافت ودرتارخ 19/7/25 احداث مخزن اصلي درباغ پبكريه تبريز آغاز شد، لوله كشي آب شهرخوي نيز درسال 1325 آغاز شد ، دولت مركزي درسال 26 سازمام آب تهران را تاسيس كرد ومقدمات آن 10 سال طول كشيد .

 

(11)             متشمل ساختن گروه (عاشيق) ها ، نوازندگان وخوانندگان آذربايجان درجنب اركستر ملي به سرپرستي شاعر و نوازنده توانا عاشيق حسين جوان به منظور آموزش وتشويق وحمايت از هنزمندان كا پاسداران واقعي هنرموسيقي قومي آذربايجان هستند .

 

(12)           به منظورتجليل از قهرمانان آذربايجان از آن جمله ستارخان ، باقير خان، ثقه الاسلام، خياباني و.. نام گذاري خيابانها ميادين وپاركها به نام اين قهرمانان ونصب مجسمه ستارخان درباغ گلستان كه پيشه وري دراين مراسم گفت : تجليل از قهرمانان ملي آذربايجان وظيفه ملي ومقدس ماست وملتي كه ازقهرمانان خود تجليل نكند نميتواند قهرمان پرورش دهد .

 

ب : ساير خدمات واقدامات ارزشمند حكومت ملي آذربايجان :

 

(1)                تامين امنيت شهرهاي آذربايجان با گماردان اشخاص خوشنام محلي در راس ادارات وبه ويژه شهرباني و انحلال ژاندارمري وادعام آن در نيروهاي انتظامي وشپردن امور انتظامي به فدائيان وجلب مشاركت عمومي ودفع اشرار توانست آنچنان شرايط امني پديد آورد كه ويليام داگلاس قاضي عالي رتبه آمريكايي دراين باره مينويسد : ( بازرگانان به من ميگفتند كه اگر شبها مغازه هايشان باز بماند اموالشان تامين دارد وچيزي به سرقت نميرود .اهالي اظهارداشتند كه براي اولين با ربا اطمينان ميتوانستند شب ياروز ماشينهايشان را دركنارخيابان يا پس كوچه بگذارند بدون اينكه كسي جرات دزديدن چرخ، لاستيك،آينه وديگر اثاث آن را داشته باشند ،حتا اگردرماشين باز ميماند )

 

      در اين باره موريس هيندروس خبرنگار روزنامه نيويورك هرالد تريبون مينويسد : ( شهرباني منظمي ترتيب داده شده بود وزنها بدون رعب ووحشت آزادانه دركوچه عبور ميكنند ) زندانهاي آذربايجان كه قبل ازقيام 21 آذر42 پربود باعفوعمومي صادره ازسوي حكومت ملي آزاد گرديدند . دراوايل آذر25 كه شهرزنجان به ماموران دولت مركزي تحويل داده شد درزندان زنجان فقط 8 نفربازداشت بود .

 

(2)              مبارزه با مفاسد اخلاقي و اجتماعي  : به موجب قوانين ومراقبتهاي دستگاههاي انتظامي عمومي رشوه، روسپيگري، استعمال مواد مخدر، احتكار، ... ازبين رفت . داگلاس مينويسد ( ازبين بردن رشوه پيشه وري رشوه دادن به مامورين دولت را خيانت به حقوق عمومي اعلام كرد و براي مرتكبين مجازات سختي قايل شد اين قانون اثر برق آسايي داشت )

 

(3)             بالا بردن توليد ورفع بيكاري : بدليل واردات اجناس خارجي وبنجل آمريكايي وضعيت اقتصادي كشوردربحران قرارداشت . درتبريز اكثركارخانجات درآستانه ورشكستگي بودند وكارخانه بوستان تعطيل گرديد . حكومت ملي حمايت از صنايع وتوليدات داخلي راسرلوحه خود قرار داد . حكومت ملي عليرغم فشارهاي شديد مالي وپولي كه دولت مركزي ايجاد كرده بود وبانك ملي 150 ميليون سپرده مردم را به تهران انتقال داده بود واز برگشت بهاي كالاهاي صادره به ديگر نقاط ايران به آذربايجان جلوگيري ميكرد ،ولي حكومت ملي با تدابير سنجيده اين موانع را رفع كرد واز طريق كمك مالي به كارخانجات نه فقط توليد راافزايش داد بلكه كارخانه بوستان را تشويق به كاركرد . كارخانه ظفررا در عرض يك ماه با سرعت بيسابقه وارد ، نصب وبه كارانداخت .شركت دولتي تجارات راسازمان داد كه نتيجه آن افزايش توليد و كاهش قيمت ها بود .

 

(4)             امور مالي و اقتصادي : حكومت ملي بانك ملي آذربايجان را باسرمايه 5ميليون ريال تاسيس كرد ونزول خواري را ازمبان برد .با چاپ يك ميليون ريال اسناد خزانه در رفع بحران نقدينگي كوشيد مالياتهاي مستقيم وماليات بر مصرف را تقليل داد.وقيمت كالاهاي مصرفي تا 40% كاهش داد .

 

(5)             عمران و آبادي : ساختمان بانك ملي آذربايجان ومجلس ملي آذربايجان ودانشسراي دختران وساختمان دانشگاه وموزه درتبريز ساختن دهها مدرسه در تبريز وشهرها ودهات ، ساختمان باشگاهها ،سينما وسالن اجتماعات درشهرهاي متعدد ،احداث خيابان ها وپاركها وآسفالت خيابانهاي تبريزوشهرستانها، احداث جاده بين دهات وتعريض جادهاي اصلي وتعمير ونوسازي پلها، بازسازي  قنوات ومخازن آب و اقدامات نظير آن را ميتوان نام برد . موريس هيندروس خبرنگار روزنامه نيويورك هرالد تريبون مينويسد : دموكراتها دريك سال حكومت خود در شهرتبريز اصلاحات مهمي انجام دادند.درعرض اين يك سال بيش از كليه كوچه هايي كه درسالهاي قبل احداث شده بود خيابان احداث شد ة چهارميل بين شهروروستا ،ايستگاه راه آهن وآسفالت خيابان ،گدايان را ازكوچه ها جمع كردند و...

 

(6)              خدمات فرهنگي ومطبوعاتي : تاليف كتب درسي كلاسهاي ابتدايي درمدت كوتاه وچاپ وارسال آنهابه مدارس سراسرآذربايجان ،تاسيس چاپخانه آذربايجان ،تشويق انتشار 50 روزنامه ومطبوعات درتبريزوشهرستانها ،تهيه وسايل وامكانات ورزشي درتبريز وشهرستانها وايجاد امكانات وتسهيلات براي نويسندگان وشعرا، مبارزه كسترده با بيسوادي درشهرها كارخانجات ودهات و ...

 

(7)               خدمات بهداشتي ودرماني : به منظور مبارزه باواكسناسيون خدمات ارزنده اي صورت گرفت  . پنجاه بيمارستان ودرمانگاه درنقاط مختلف به كارافتاد ودرمانگاه هاي سيار براي اعزام به دهات سازمان داده شد دانشگاه طب تاسيس شد و آموزشگاه عالي مامايي وآمزشگاه پرستاري به فعاليت پرداخت .

 

(8)              امور خيريه مجلس ماي وحكومت ملي قانوني براي تشكيل جمعيت خيريه اي از اشخاص سرشناس ومعتمدين تبريز براي تاسيس خانه سالمندان ،كمك به مادران وشيرخوارگاه تصويب وباسرعت زياد به مرحله اجراگذاشت . پرورشگاه براي كودكان بيسرپرست به 2 بخش بود : كودكان 3تا 14 ساله و كودكان كمتراز 3 ساله ، اين اقدامات بساط تكدي گري را برچيد .

 

(9)             اقدامات درزمينه هاي هنري : احياي تئاتر ملي آذربايجان وتشكيل گروههايي از هنرپيشگان با استعدادسابقه دار وجوانان درتبريز كه چندين نمايش را به صحنه آوردند ودرساير شهرها به اجرا گذاشتند .

 

(10)           دانيشير تبريز : هنگاميكه در تاريخ 26/1/25 به طور آزمايشي ودرتاريخ 6/2/25 به طور رسمي اين كلام از ايستگاه فرستنده تبريز طنين افكند دلهاي هر آذربايجاني آزادي خواه لبريز ازشادي شد حكومت وشهرداري ها به علت موجود نبودن راديو درهرخانه وقيمت بالاي آن تعداد مورد نيازي راديو درمحلهاي مناسب نصب كرد تامردم بتوانند به راديو گوش دهند ، اين براي اولين باربود كه خارج ازتهران دراستانهاراديو محلي به كارميپرداخت .

 

اين بود شمه اي ازاقدامات تاريخي حكومت ملي

 

 آذربايجان دريك

 

سال كه بدان اشاره كرديم .

 

اين اقدامات خاطره اي را نزد

 

آذربايجاني ها به يادگار گذاشت كه هرگاه

 

عناصر صالح ومدبر

 

ودلسوز وبرنامه صحيح درراس حكومت به مردم خدمت

 

 كنند ، چه انقلاب عظيمي را ميتوان آفريد . 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 13:33  توسط  (ائل دایاغی)  | 

هجدهمین سالگرد اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی



هجدهمین سالگرد اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی

این روزها مصادف است با هجدهمین سالگرد اعدام هزاران زندانی
 سیاسی در ایران؛ زندانیانی که بنا بر قوانین خود حکومت اسلامی
و در دادگاه های انقلاب اسلامی به چند سال زندان محکوم شده بودند
و اکثر آنها مدت محکومیتشان تمام شده و اضافه در زندان نگاه داشته
شده بودند و در انتظار آزادی بودند. این قتل عام هولناک در فاصله سه ماه
از مرداد تا آبان سال 1367 در جریان یک پرسش و پاسخ چند دقیقه ای
 یا کمتر توسط هیات سه نفری منصوب از سوی آیت الله خمینی
به اعدام محکوم و به طور جمعی به دار آویخته شده و در
 گورهای جمعی مدفون شدند.

===============

سه شنبه (30/5/1385) روز بعثت حضرت محمد (ص) بود.
 در این روز یاد و خاطره بعثت پیامبر اکرم گرامی داشته می شود.
پیامبری که یکی از اهداف وی ایجاد وحدت و دوستی میان ملتها بود.
ولی در طول تاریخ مغرضانی بوده اند که همواره سعی در
 از بین بردن این وحدت و تحقیر ملتهای مختلف داشته و دارند.

در چنین روزی صدا و سیمای ترک ستیز ایران بازهم مثل روال گذشته
به یمن این روز! فیلمی پخش کرد که کاملا اهداف مغرضانه
آن را نشان می داد. فیلمی که از اول تا آخر آن می شد افکار کپک زده
شوونیستی را مشاهده کرد.

فیلم "کافه ترانزیت" ماجرای زنی به نام "ریحان" را نشان می داد
که بعد از مرگ شوهرش اداره کافه ترانزیتی را در یکی از شهرهای
مرزی ترک نشین (احتمالا ماکو) بر عهده گرفته بود.
این کافه محل تردد رانندگان دیگر کشورها از جمله
 ترکیه، یونان، مجارستان و... بود. در این میان راننده ای یونانی
 به ریحان علاقمند می شود ولی در این بین برادر شوهر و فامیلهای
 شوهر این زن – که ترک هستند – مخالف کار کردن وی در کافه هستند
و بعد از پی بردن علاقه مرد یونانی به ریحان، یکی از آنها با ورود
به کافه بصورت وحشیانه! بسوی مرد یونانی حمله ور شده و او
را مورد ضرب و شتم قرار می دهد.

دست اندرکاران فیلم به خیال خود خواسته بودند با نشان دادن
مثلا یک معضل اجتماعی به نام تضییع حقوق زنان در این مناطق
به اهداف شوونیستی خود سرپوش بگذارند غافل از اینکه ملت بزرگ
 آذربایجان متوجه اهداف پلید آنها در تحقیر خود بودند.
اگر قرار بود فیلم بصورت منطقه ای تهیه شود چرا نقش مثبت آن –
که ریحان بود – ترک نبود؟
و به عنوان یک زن مظلوم فارس قلمداد شده بود
که در میان انسانهایی بی منطق که همگی ترک بودند
مورد ظلم واقع شده بود! و این را می شد در زمانی که مرد
 یونانی در قسمتی از گفته هایش به دوستش می گوید:
 "من سعی کردم برای اظهار علاقه ام به ریحان، فارسی!
 یاد بگیرم" فهمید.

بله، تمامی اشخاص دیگر که ترکی حرف می زدند از لحاظ رفتاری
غیر منطقی، وحشی، بی سواد نشان داده شده بودند!

نکته قابل توجه اینجاست که دست اندرکاران صدا و سیما
و سینمای آنتی ترک ایران همواره با اموزشهایی که از
اربابان پان فارس و شوونیست خود می گیرند خواستار تحقیر ملت بزرگ ترک می باشند.
در این فیلم نیز خواسته اند با ابزار قرار دادن یک موضوع به تحقیر هر چه
بیشتر ترکها بپردازند ولی از وجود ردپاهای کذایی خود در ارائه
این فیلم غافل مانده اند. آنها حتی نتوانسته اند اهداف خود
را با اصول فیلمنامه نویسی هماهنگ کنند.
معمولا در فیلمنامه نویسی اصلی است که می گوید:
داستانی که ساخته می شود باید از قوانین ایجاد شده
در ان موضوع تبعیت کند.

ولی در جای جای این فیلم این هماهنگی دیده نمی شد
بلکه تا بود تناقض بود. حمله وحشیانه یکی از فامیلهای شوهر ریحان
به مرد یونانی، غیر منطقی بودن حرفهای جاری ریحان که زنی
 ترک بود، نشان دادن نقش مظلوم فیلم (ریحان) بعنوان زنی فارس، تلاش
مرد یونانی برای یاد گرفتن زبان فارسی! - برای اظهار علاقمندی
 به ریحان- و... نشانه هایی از این ناهماهنگی و تناقض بود.

در نتیجه چارچوب فیلم نشان دهده تحقیر یک ملت بود
تا دفاع از حقوق یک زن مظلوم و ستم دیده!

با چند سطری که توضیح داده شد می توان به اهداف واقعی
سازندگان اصلی فیلم و نوکران جیره بگیر آنها در ساخت این فیلم پی برد.

امثال داود میر باقری ها، کامبوزیا پرتوی ها، نوذری ها، حسن
فتحی ها و... عروسکهای خیمه شب بازی ای هستند که با فرمان گرفتن
از اربابان خود همواره می خواهند قداست و عصمت هنر هفتم
را با افکار فاشیستی خود آلوده کنند. ترک ستیزی از اهداف اصلی
این نژاد پرستان می باشد.



اما برای تنویر افکار عمومی لازم است مطالبی چند در مورد این
فیلم متذکر شد.

نگارنده منکر این نیست که معضلاتی همچون تضییع حقوق زنان
در هیچ جای آذربایجان دیده نمی شود. بلکه معتقد است
در صورت مشاهده با این پدیده باید در ریشه کردن آن تلاشهای
 جدی صورت گیرد. ولی مطمئنا با مقایسه آمارها و اخبارها می بینیم
که این معضل در مناطق فارس زبان به مراتب بیشتر از جاهای دیگر می باشد.
اگر به صفحه حوادث روزنامه ها نگاه کنیم به گوشه ای از این موضوع
پی می بریم. مثلا هفته پبش در کرمان مردی به صرف مشاهده همسر
خود با یک مرد دیگر در خیابان بدون دلیل و بر اساس سوء ظن به
همسرش مرد مذکور را به رگبار بسته و به قتل رسانده بود.
 در حالی که در مناطق ترک نشین اتفاقات اینچنینی بسیار
بندرت اتفاق می افتد ولی این حوادث در مناطق فارس زبان به
یک اتفاق معمولی تبدیل شده است.

هر روز در آمارها و اخبار در مورد خیانت مردان و زنان فارس زبان نسبت
به همدیگر مطالب فراوانی می خوانیم. از دیدگاه جرم شناسی
 و روانشناسی یکی از دلایل این پدیده ها ناشی از بی احترامی
زوجین نسبت به حقوق و ارزشهای یکدیگر می باشد.
اگر بی بند و باری را آزادی تلقی کنیم و تعامل و احترام را
خشونت، آنوقت می توان با توجه به این اصول و آمار ها و اخبارها بگوییم
که آیا در مناطق ترک زبان بیشترین ظلمها به زنان می شود و یا
در جاهای دیگر ایران. و آیا در این مناطق احترام و تعامل میان مردان
و زنان بیشتر است یا در جاهای دیگر ایران؟

و اگر بحث این باشد که در آذربایجان تمدن و فرهنگ به آن حدی نرسیده است
که با مسائل مختلف بصورت منطقی برخورد شود لازم به توضیح است
که اولین مدارس، روزنامه ها و آثار پیشرفت اجتماعی و مدرنیته
- در ایران- برای اولین بار در آذربایجان حضور پیدا کرده اند.
و افکار روشنفکری از این خطه به دیگر مناطق ایران صادر شده است.

آیا می شود ملتی را که چندین هزار سال به متمدن بودن مشهور بوده
است با 70 سال تبلیغ مغرضانه به زیر سوال برد؟

در موضوع حقوق زنان نیز، ترکها همواره به حقوق زنان به دیده احترام
و انسانی نگریسته و می نگرند. با نگاهی گذرا به تاریخ می توان
آن را مشاهده کرد.

وجود دوره ای به نام "آنا خاقانلیغی" (مادرسالاری) در تاریخ در
مناطق ترک نشین بوده است. در این دوره ترکها به زنان به دیده
الهه ای مقدس می نگریستند و احترام به حقوق آنها را جزء وظایف خود
 بر می شمردند.

یا در نوشته های قدیمی از جمله در نوشته های مربوط به "دده قورقود"
دیده احترام آمیز و تعامل مثبت میان زنان و مردان ترک را مشاهده می کنیم.

در دوره های مختلف مثل سلسله های منحوس ساسانی و هخامنشی
که زنان قوم پارس به عنوان کالایی – توسط مردان خود - فروخته
می شدند زنان ترک آذربایجانی پا به پای مردان خود در صحنه های
 مختلف زندگی و حتی در صحنه های نبرد حضور داشتند و این
 نشان دهنده احترام و تعامل متقابل آنها به یکدیگر بود.

بطور مثال شخصی که سر کوروش جنایتکار و فاسد (پادشاه پارس) را
از تن جدا کرد زنی بود به نام "تومروس آنا" (ملکه ترکهای قفقاز).

کوروش که با دسیسه های خود خواستار تصرف اراضی ترکها بود
توسط حیله های خود پسر تومروس آنا را اسیر و سپس بصورت
ناجوانمردانه ای سر وی را از تنش جدا کرد. به خاطر همین، تومروس
 آنا به مقابله با کوروش برخواست و لشکر وی را شکست داد و سر وی را
از تن جدا کرد و آن را در تشت پر از خون انداخت و
خطاب به سر کوروش گفت: "از این خون هر چقدر می خواهی
بنوش تا از خونخواری سیراب شوی" و بدین ترتیب ممالک مختلف
را از دست یاغی گریهای این جنایتکار نجات داد.
در تاریخ هزاران مورد از این شیرزنان ترک را می بینیم.

در زمان مشروطیت هنگامی که زنان مناطق فارس زبان در
کنج خانه ها و حرمسراها محبوس شده بودند و هیچ اطلاعی از
حقوق خود نداشتند در آذربایجان زنان آذربایجانی با اطلاع از حقوق خود
دوش به دوش مردان مشغول نبرد با استبداد بودند. امثال زینب
پاشاها در تبریز و جاهای دیگر آذربایجان به انبارهای دولتی و محتکرین
حمله می بردند تا آذوقه حبس شده مردم را آزاد کنند یا در جبهه های نبرد
 زنانی به درجه شهادت نائل می آمدند که یک مورد از آنها را در آثار مختلف
مورخین تاریخ مشروطیت مشاهده می کنیم. می گویند در یکی
از نبردها که مجاهدین به مداوای مجروحین مشغول بودند یکی از
امدادگرها می خواهد که لباس خون الود یکی از مجروحین را –همانند
دیگر مجروحین – از تن در بیاورد در این حال مجروح مانع اینکار می شود.
 ستارخان که در ان حوالی بود متوجه این موضوع می شود و علت
را می پرسد مجاهد مجروح به سردار می گوید: "سردار مگذارید که لباس
خون آلود مرا از تن جدا کنند، چون من یک زن هستم و برای نبرد با دشمن
 لباس مردان را پوشیده ام و با این کار می خواستم به دشمن نشان دهم
که زنان آذربایجانی همچون مردان خود در مقابل ظلم و
 استبداد مبارزه خواهند کرد. در این حال چشم سردار پر از اشک
 شوق می شود و مرحبا می گوید به شیرزنان آذربایجان.

در زمینه ادبیات نیز زنان ترک شاهکارها بوجود آورده اند و حتی خاتون
شعر فارسی (پروین اعتصامی) نیز از میان همین زنان ترک بوده است.
 پروین اعتصامی خودش ترک و در خانواده ای ترک زبان پرورش یافته بود.

در حال حاضر نیز با نگاه به آمار تحصیلکردگان زن در مناطق مختلف
 ایران می بینیم که مناطق ترک نشین بیشترین آمارها را
 به خود اختصاص داده اند.

همه اینها گوشه ای از احترام متقابل زنان و مردان آذربایجانی به حقوق
و ارزشهای یکدیگر را می رساند. که عرصه فعالیتهای سازنده را نسبت
به همدیگر تنگ نکرده اند. حالا می توان به منطقی یا غیر منطقی بودن
 رفتارهای زنان و مردان آذربایجانی نسبت به یکدیگر پی برد!!

با این اوصاف به این نتیجه می رسیم که اگر احترام متقابل زنان و مردان
 ترک نسبت به همدیگر وجود نداشت و همچنین اگر قائل به پایمال
شدن حقوق زنان ترک توسط مردان ترک بودیم باید خط بطلان بکشیم
بر تاریخ احترامات و تعاملات آنها در گذشته و حال.

تضییع حقوق بحثی است وسیع که شامل حقوق زنان هم می شود.
این نوع تضییع حقوق در هر جامعه ای بنا به شدت و ضعفهای مختلف
قابل مشاهده هست و ریشه کردن آن بر عهده هر انسانی الزامی می باشد.
ولی نکته ای که حائز اهمیت است این است که آیا می توان برای
اجرای مقاصد شوم از این موضوع بعنوان ابزار استفاده کرد؟

کسانی که هنوز الفبای دموکراسی را نمی خواهند یاد بگیرند
و افکار پان فارسیستی و فاشیستی در آنها غلبه دارد و تضییع
حقوق و تحقیر ملتهای غیر فارس را همواره در کارهای خود در پیش گرفته اند
 چطور خواهند توانست از تضییع حقوق زنان که جزیی از تضییعات
حقوقی انسانها می باشد سخنی به میان آورند؟

اینها هر زمان برای پیاده کردن افکار فاشیستی خود دست به ابزارهای
مختلف زده اند مثلا در بحث تضییع حقوق ملت آذربایجان، جنبش های
مختلف ملت آذربایجان را – در اعاده حقوق خود – به وسیله استفاده
از ابزارهای مختلف همچون وحدت ملی و... سرکوب کرده اند.
و با انگهای مختلف مانع اعاده این حقوق شده اند.

در کافه ترانزیت نیز برای سرپوش گذاشتن به هدف خود که همان
تحقیر ملت آذربایجان بود از ابزار تضییع حقوق یک زن – که حتی ترک
هم نبود و یک زن فارس بود - استفاده کرده اند. ولی غافل از
این شده اند که شیرزنان آذربایجانی، در صفوف اولیه کسانی هستند
که انزجار خود را از این برنامه ها نشان می دهند و این فاشیستها باید
بدانند که زنان آذربایجانی در کنار مردان خود برای اعاده حقوق ملی
خویش تلاش خواهند کرد و نخواهند گذاشت که از حقوق همنوعان
خود (حقوق زنان) به عنوان ابزاری برای تحقیر ملتشان استفاده شود.

بحث تضییع حقوق زنان بحثی است فراگیر که در دیگر مناطق ایران
بیشترین آمارها را به خود اختصاص داده است ولی بحث تضییع حقوق
ملت آذربایجان بحثی است که بصورت یک سویه و تهاجمی از طرف
 فاشیستهای پان فارس علیه آذربایجان اعمال می شود. پس اگر
فیلمی با این چارچوب و بصورت نشان دادن یک مشکل منطقه ای
 ساخته می شد بهتر بود فیلمی در باب تضییع حقوق ملی آذربایجان
ساخته شود، تا استفاده ابزاری از تضییع حق یک زن!

عمده ترین تضییعات حقوقی زنان ناشی از به روز نبودن قوانین ایران
 می باشد که بهتر است به جای استفاده ابزاری از حقوق زنان برای
تحقیر یک ملت، به چاره اندیشی در اصلاح قوانین همت گمارده شود
 تا درصد بالایی از این تضییعات کاهش یابند.

اگر دست اندرکاران صدا و سیما و سینمای ایران دایه مهربانتر از مادر
 شده اند چرا تا به حال در اعتراض به افکار فاشیستی اربابان خود در
تضییع حقوق ملی ملت آذربایجان و تحقیر همه جانبه این ملت توسط
آنها، فیلمی نساخته اند. چرا باید برای نشان دادن
وحشیگریها، اشخاص منفور ، معضلات جامعه و بطور کلی نقشهای
منفی، از ترکها استفاده شود؟ براستی که باید گفت: "کافر همه
 را به کیش خود می پندارد"!

این در حالی است که برای فیلم سازی، موضوعات مثبت زیادی وجود دارند
که در طول تاریخ و در حال حاضر در آذربایجان مشاهده می شوند و
می توان با استفاده از این موضوعات فرهنگ و تمدن عالی آذربایجان را
به عنوان الگو به دیگر ملل نشان داد. درصد احترام به حقوق زنان در
 آذربایجان به حدی است که میتواند نمونه ای باشد برای از میان بردن
نگاههای تحقیرآمیز در نقاط دیگر. حتی اگر این نگاهها در کوره ده های
آذربایجان نیز باشد دلیلی نمی شود که آن را ابزاری قرار دهیم بر تحقیر یک ملت.

چرا تا بحال نسبت به تضییعات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...
که هر روز بر شدت آن در این مناطق افزوده می شود حتی یک خبر کوتاه
در رسانه های مختلف ایران منتشر نشده است. الان در مناطق مختلف
آذربایجان علی الخصوص در مناطق مرزی ترک نشین بیکاری طغیان می کند.
جوانان شهرهای مختلف آذربایجان زنها ، بچه ها و خانوده های خود را
به خاطر بدست آوردن یک لقمه نان حلال ترک می کنند تا در کارخانه ها
و مراکزی که توسط پولهای آنها در مناطق فارس زبان ایجاد شده اند
 مشغول شده و نان آور خانواده هایشان باشند.

شهرهای آذربایجان غربی جولانگاهی شده است برای تروریستهای
کرد (مثل پژاک و پ.ک.ک). چرا بی توجهی مسئولین دولتی به
 این مسئله و جنایتهای تروریستهای کرد بصورت فیلم ساخته نمی شود تا نشانی کوچک باشد از بی توجهی و تضییع بخشی از حقوق ملت آذربایجان؟

مطمئنا تمامی آزاد اندیشان علی الخصوص شیرزنان آذربایجان قصد
اصلی نویسنده را از نوشتن این مقاله درک کرده اند. و به قول معروف
"برای عارف اشارتی کافی است".

لذا باز هم تاکید می کنم که اینجانب همواره در دفاع از حقوق ملتم
(ملت آذربایجان) منکر حقوق دیگر -مانند حقوق زنان - نبوده ام.
 و همانطور که به سعادت ملتم می اندیشم به سعادت تمامی
آزاد اندیشان مثل فعالین حقوق زنان نیز اندیشیده و حمایت خود را
 (بصورت فکری و عملی) از آنها اعلام کرده و می کنم. و در نهایت باید
 این نکته را خاطر نشان سازم که نباید اجازه دهیم عده ای با پوشش
قرار دادن موضوعاتی مانند حقوق زنان از آن به عنوان ابزاری برای
 تحقیر دیگران استفاده کنند.

فاشیستها هیچوقت نخواسته اند به اصول دموکراسی پایبند
باشند لذا برای رسیدن به اهداف شوم خود از لعابهای مختلف
 دموکراتیک به عنوان ابزار استفاده می کنند.
پس فریب و حیله انها را نخوریم.
                                         
                                         آیتان تبریزلی
 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 19:54  توسط  (ائل دایاغی)  | 

ترکان دنیا
ترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان عمدتا در کشورهای قزاقستان، ازبکستان ، قرقیزستان ، ترکمنستان ، روسیه، چین ، جمهوری آذربایجان، افغانستان ،ایران ، ترکیه ،عراق، مولداوی، بلغارستان و غيره زندگی می کنند. بنا به لینگواسفر در سال 2000 خانواده زبانهاى تركى، زبان تقریباً 150 میلیون نفر در آسیا و اروپا وشاخه تركى جنوبی (شامل سه لهجه عمده : تركی آناتولی ، تركى آذربایجانی و ترکی تركمنى) زبان اقلا 98 میلیون نفر در خاورمیانه، قفقاز، آسیاى میانه و شبه جزیره بالكان- اروپا بوده است[1]. البته اين ارقام بر اساس آمار های دولتی تدوين شده است و با توجه به اينکه کشورهايی مثل چين، ايران، روسيه و غيره ، در آمارهای خود ، جمعيت ترکان را خيلی کمتر از تعداد واقعی آنها ارايه مدهند؛ لذا به نظر کارشناسان  سازمانهای مستقل و بيطرف ، آمار حقيقی ترکان دنيا حداقل بين ۲۵۰ _ ۳۰۰ ميليون نفر ميباشد. در همین سال زبان فارسى (سه لهجه عمده آن: فارسى (ایران)، درى (افغانستان) و تاجیكى( زبان تقریباً ٤٠ میلیون نفر در خاورمیانه و آسیاى میانه بوده است. در حال حاضر 28 لهجه یا زبان ترکی در مناطق مختلف زبان رسمی مردم بوده و در حدود 20 لهجه یا زبان ترکی دارای کتابت و ادبیات کتبی می باشد[23] [5] .
تاریخ ترکان و زبان ترکی
علاوه بر زبان سومری که در اکثر محافل زبانشناسی به عنوان ریشه زبان ترکی (یا پروترک) مطرح است، مراحل دیگر تکوین زبان ترکی شامل دوران ترکی اولیه (شامل ترکهای هون، بلغار، پچنه ک و خزر) از قبل از میلاد تا قرن ششم میلادی، ترکی قدیم (دوران گوک ترک و اویغورها) از ششم تا هشتم میلادی ، ترکی میانه (شامل ترکی مشترک آسیای میانه و ترکی غربی یا سلجوقی) از قرن دهم تا شانزدهم میلادی وترکی جدید (شامل ترکی عثمانی ، آذربایجانی ، جغتایی-اوزبکی و) از قرن شانزدهم تا عصر جدید می باشد. به نظر بعضی محققین کلمه ترک نام قبیله موسس امپراطوری عظيم گؤک ترک در 552 میلادی یعنی شخص آشینا بوده است و از آن زمان به کل ملتی که به زبان آنها سخن می گفتند منسوب شده است[5] [2] .
ترکان اوْغوُز Oğuz ( اوْق= ایل + اوُز علامت جمع در ترکی قدیم) از قبایل مهم ترکها بوده اند و ترکان غربی (ترکان ایران، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، عراق، سوریه، قبرس و بالکان) نتيجه آميزش و ترکيب ترکان اوغوز با ترکان باستانی می باشند. اوغوزها بعد از پذیرش اسلام به ایران و‌آناتولی مهاجرت کردند و دولت های اسلامی بزرگی چون سلجوقیها و عثمانیها را تشکیل دادند. از ترکان قدیم داستانها و افسانه های متعددی باقی مانده است ، نظیر داستانهای آفرینش، آلپ آرتونقا، شو، اوغوزخان، بوزقورد و ارگه نه قون٫ داستان بوزقورد (گرگ خاکستری) از معروفترین این داستانها حکایت نسل رو به انقراض قبیله ای ترک در اثر حمله دشمن است که با ازدواج یک گرگ با باقی مانده این قبیله دوباره ادامه پیدا می کند. بوزقورد از قدیم الایام به عنوان مهمترین سمبل ملت ترک شناخته شده است. به داستانهای بعد از اسلام نظیر داستانهای ساتوق بوغرا خان، ماناس، چنگیزنامه، دده قورقود نیز می توان اشاره کرد. حماسه دده قورقود که داستانهای آن به هزاره های قبل از ميلاد بر می گردد، به عنوان یک داستان ترکان غربی خصوصاً ترکان آذربایجان از اهمیت بیشتری برخوردار است که در مباحث دیگر به آن می پردازیم. ادبیات کتبی ترکی بدون در نظر گرفتن دوران پروترک یا زبان سومری با سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون شروع می شود و در حدود 1250-1400 سال سابقه دارد.51 نوشته یئنی سئی برروی سنگ مزارهای اطراف رودخانه یئنی سئی در آسیای میانه قدیمیتر از همه است. این سنگ نوشته ها با الفبایی متشكل از159 علامت نوشته شده است که مختص ترکان قیرقیز و اوغوز بود [3] [5] .
در سال 1970 ميلادی نيز در ايسيك گؤل قزاقستان طبق سيميني از قبر شاهزاده ای كشف گرديد كه بر روي آن دو سطر و با حروف اورخون و به تركي قديم نوشته شده بود : ” پسر پادشاه در 23 سالگي از دنيا رفت ؛ سر مردم ايسيك به سلامت باد “. قدمت اين نوشته به وسيله راديو كربنيك و باتحقيقات دانشمندان شوروی (سابق)500 سال قبل ازميلاد مسيح تشخيص داده شد[39]
ریشه زبان ترکی
زبان ترکی آذربایجانی جزء شاخه غربی زبانهای ترکی و از شاخه زبانهای آلتاییک می باشد وآن هم جزء دسته اصلی زبانهای اورال-آلتاییک است. ترکی استانبولی و ترکی ترکمنی نیز جزء شاخه غربی (در بعضی تقسیم بندیها جنوبی) زبان ترکی محسوب می شود. ترکی قزاقی، قیرقیزی، اوزبکی و اویغوری نیز جزء شاخه شرقی زبان ترکی(در بعضی تقسیم بندیها متفاوت است) به حساب می آیند . از دیگر زبانهای آلتاییک می توان به زبانهای مغولی، كره ای، ژاپنی، مانچو و تونقوزاشاره کرد. زبانهای فنلاندی ومجاری نیز جزء شاخه زبانهای اورالیک حساب می شوند.
بر اساس نظریه اول ترکی آذربایجانی از اختلاط لهجه های اوغوز و قبچاق و ترکی شرقی اویغوری با لهجه های ترکی باستان ( زبان قوتتی ها سابير ها و...) بوجود آمده است که در زمان امیر تیمور و بعد از آن با آمدن ایلات ترک آناتولی(شاملو، روملو، استاجلو، قاجار، افشار و….) به آذربایجان عنصر اوغوز در ترکی آذربایجانی بیشتر شد.
از دید زبانشناسی زبانهای دنیا به دسته های زیر تقسیم می شوند[5] :
• زبانهای تک هجایی: کلمات از یک هجا به وجود می آیند و جمله از تسلسل یک رشته کلمات تک هجایی تشکیل می شود و معنی آن در همان رشته کلمات مفهوم می گردد. مانند زبان چینی.
• زبانهای التصاقی: علاوه بر ریشه کلمات که از یک یا چند هجا تشکیل می یابند ، ادات پیوندی وجود دارد. این پیوندها با پیوستن به ریشه ها کلماتی با مفاهیم مستقل ساخته و یا ضمن الحاق به کلمات و الفاظ تصریف و حالت پذیری آنها را در کلام میسر می سازد. مثل سئو+یش+مک=سئویشمک. در این زبانها ریشه کلمات تغییر نمی کنند. مانند ترکی به عنوان یک زبان التصاقی پسوندی و اکثر زبانهای اورال-آلتاییک. این زبانها بیشتر قاعده مند هستند.
• زبانهای تحلیلی: این زبانها از الحاق پسوند و پیشوندها به اول و آخر ریشه کلمات تشکیل می شوند. منتها در جریان ترکیب و تصریف غالباً در ساختمان خود ریشه نیز دگرگونیهایی روی می دهد. مثل می رفتم و می روم یا go و went. اکثر زبانهای هند و اروپایی مانند فارسی و ارمنی و انگلیسی و هندی و زبانهای سامی نظیر عربی از این دسته می باشند. دگرگونیهای ریشه در این زبانها آنها را به سوی بی قاعدگی سوق می دهد.
می بینیم که زبان فارسی و ترکی نه تنها از نظر لغوی و گرامری با هم متفاوت هستند بلکه از لحاظ ساختاری نیز در دو دسته کاملاً مجزا قرار گرفته اند.

خط زبان ترکی
سومرها به عنوان اجداد ترکان مخترعين اولين خط در تاريخ بشريت بودند و اختراع خط پروسه چند هزار ساله بود که از تمدن" قوبوستان" در آذربايجان شمالی شروع و با مهاجرت سومرها از آذربايجان به بين النهرين، در آنجا تکامل يافت. در مورد خط ترکی باستان در سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون در 1400 سال پیش و ایسیک گؤل در 500 سال قبل از میلاد سخن رفت که به عقیده زبانشناسان خطوط ابداعی خود ترکان بوده و از هیچ خط دیگری اقتباس نشده است. ترکان با پذیرش دین اسلام خط عربی را جایگزین خط باستانی خود کردند( نظیر زبان فارسی که با الفبای عربی نوشته می شود). با به کار آمدن حکومت جمهوری در ترکیه ، مردم این کشور الفبای لاتین را جایگزین خط عربی کردند. آذربایجانی های شمال آراز نیز ابتدا در محدوده سالهای 1929-1939 به مدت ده سال زبان خود را به لاتین نوشتند سپس به دستور استالین ، خط جمهوریهای ترک زبان اتحاد شوروی (سابق) به کریل (سیریلیک) تبدیل شد . لاکن این جمهوریها پس از استقلال دائمی خود در سال 1991الفبای خود را دوباره به لاتین بر گرداندند. آثار مکتوب زیادی به زبان ترکی و به دو الفبای عربی و لاتین از 1000 سال پیش به جای مانده است. بنا به دلایلی بسیار الفبای لاتین از الفبای عربی سریعتر فرا گرفته می شود و خواندن و نوشتن به آن راحتتر است. خصوصا این خط برای ترکی که در آن تعدد اصوات موجود است مناسبتر می باشد. خط لاتین ترکی آذربایجانی با چند حرف اضافه x,q,ə)) یعنی (اَ ، ق ، خ) اندکی با خط لاتین ترکی استانبولی متفاوت است. متاسفانه در ایران استفاده از خط لاتین برای زبان تركی بدلایل سیاسی محدود گشته است

مشخصات زبان ترکی
زبانهای اورال-آلتاییک مانند ترکی با مشخصات زیر از زبانهای هندو اروپایی نظیر زبان فارسی متمایز می شوند[5] [9]:
1- در بین صداهای کلمات هم آهنگی اصوات موجود است 2- در این زبانها جنس و حرف تعریف موجود نیست 3- صرف به وسیله اضافه کردن پسوند انجام می شود (آپار+دیم ، آپار+دین ،….) 4- در صرف اسماء پسوند ملکی به کار می رود (آپار+دیغیم)5- اشکال افعال غنی و متنوع است 6- حرف جر بعد از کلمه می آید (ائودن=از خانه)7- صفات قبل ازاسماء می آیند(گؤزل قیز)8- بعد از اعداد علامت جمع بکار نمی رود9- مقایسه با مفعول منه انجام می گیرد (من دن اوجا) 10- برای فعل معین به جای داشتن از فعل بودن (ایمک) استفاده می شود.11- پسوند سئوال موجود است(گلدین می؟)12- به جای حرف ربط از اشکال فعل استفاده می شود(گئتدییم یئر= جایی که رفتم – که به غلط بعضا می گوییم او یئر کی گئتدیم

قدرت و امکانات زبان ترکی آذربایجانی
هماهنگی اصوات یکی از زیباترین خصوصیات زبان ترکی است که باعث راحتی تلفظ و خوش آهنگی آن می شود. در زبان ترکی صداهای خشن (O,U,A,I) و صداهای نازک (Ö,Ü,E,Ə,İ) نمی توانند در ریشه یک کلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتیب فوق در کلمه می آیند. مانندGözəllik و Ayrılıq. کلمات خارجی نیز حتی المقدور تحت تاثیر این قانون جالب قرار می گیرند. مانند کلمه عربی حسين(Hoseyn) که در ترکی Hüseyn و كلمه عربي عباس (Əbbas) كه در تركي (Abbas) گفته می شود. ترکها هنگام فارسی صحبت کردن نیزناخودآگاه از این قانون طبیعی زبان خود پیروی می کنند[9] .
• پسوندهای ترکی بسیار غنی و متنوع است وامکان لغت سازی و غنای لغوی این زبان را بالا می برد. پسوندهایی نظیر چی، لی ، سیز، لیق ،….
• در زبان ترکی کلماتی با اختلاف جزئی در معانی موجود است که در فارسی نیست، مثلا برای انواع دردها کلمات آغری، آجی، سیزی، یانقی، زوققو، سانجی، گؤینمک، گیزیلدمک و اینجیمک به کار می رود که هر کدام درد به خصوصی را بیان می کنند.
• کلمات ترکی بر خلاف فارسی انعطاف زیادی برای اصطلاح سازی دارند بعنوان مثال از کلمه دیل به معنی زبان در ترکی 36 اصطلاح و تعبیر موجود است: دیل آچماق، دیل-آغیز ائتمک، دیلی توتولماق و….
علاوه بر غنای لغوی، تحرک و قابلیت لغت سازی، بیان مفاهیم جدید و غنای مفاهیم مجرد و همچنین تنوع بیان و قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی کلام از دیگر عوامل غنای زبان ترکی است . به همین دلیل و به اعتراف زبانشناسان ، نثر زبان ترکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی و فلسفی و اجتماعی رساتر و مناسبتر از بسیاری زبانهای دیگر است. مفاهیم و اندیشه هایی را که در ترکی می توان با یک جمله بیان کرد، جملات و شرح مفصلی را در زبانهای دیگر ایجاب می کند.
• افعال ترکی از نظر وجوه و زمانهای متعدد بسیار غنی است، ترکیب این وجوه و زمانها منجر به 50 شکل مختلف برای بیان حالات مختلف می گردد. مثلا در فارسی به جای هر دو حالت گلیردیم و گلردیم فعل می آمدم به کار می رود یا برای حالتهایی چون گله جکدیم (=قرار بود بیایم) وگلسئیدیم(=اگر می آمدم) در فارسی افعال واحد و مستقلی وجود ندارد.
افعال ترکی همه با قاعده اند، جزء فعل ناقص ایمک به معنی بودن.
• افعال متعدی در ترکی به سادگی با اضافه کردن پسوند به افعال لازم ساخته می شود: اوخشاماق=شبیه بودن ← اوخشاتماق= شبیه کردن. افعال متعدی درجه دو و درجه سه نیز در ترکی قابل ساخت است: وورماق=زدن(متعدی)← ووردورماق= بوسیله کسی زدن( متعدی درجه دو)← ووردوتدورماق=وسیله زدن کسی را فراهم کردن (متعدی درجه سه).
• ترکیب پسوندها و حالات افعال در ترکی به خلق کلماتی منجر می شود که بیان آنها در زبان فارسی با یک یا چند جمله مقدور است. مثال: سئویشدیرمه لییک (یک فعل در ترکی)= آنها را باید وادار کنیم که همدیگر را دوست داشته باشند(دو جمله در فارسی).

از دیگر خصوصیات زبان ترکی
● زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند وتوانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از تورکولوژهای بنام زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است. ● زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد ● حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و…. [9]● چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بيش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا ، خانم ، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ ، توپ ، تپانچه، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،…. [28]
بیان حقیقت مزایای زبان ترکی نسبت به فارسی بر اساس دلایل علمی دلیل بر برتری ملت ترک بر فارس نمی شود و چنین منظوری نیز در این نوشته مد نظر نیست، بلکه هدف افشای حقایقی است که 80 سال مغرضانه جهت تحقیر و نابودی ملت ما کتمان و تحریف شده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:59  توسط  (ائل دایاغی)  |