|
ملت بزرگ ترک ازاروپا تاآسیای مرکزی,قفقاز,ترکمنستان,خراسان,افغانستان تا چین
|
|
|
|
||||
|
رژیم تهران فعالین حرکت ملی آذربایجان را در زندانها دچار مسمومیت تدریجی می کند از زمانها ی بسیار قدیم بعضی از افراد بزهکار و حتی دولتها برای از بین بردن مخالفان خود اقدام به مسمومیت تدریجی آنان می کنند برای مثال عده ای بر این باورند که نا پلئون بنا پارت امپراطور فرانسه در اثر مسمومیت تدریجی با سم آرسنیک به قتل رسیده است چونکه در سال هزار نهصد و شصت و یک میلادی مقدار زيادي سم آرسنيک در موهاي ناپلئون کشف شد و شايعات بسياري را درخصوص مسموميت وي به راه انداخت در عصر حاضر نیز بعضی از مخالفان رژیمهای غیر دمکراتیک ، بوسیله عوامل اینگونه رژیمها دچار مسمومیت می شوند و حتی در بعضی موارد جان خود را از دست می دهند برای مثال مدتی قبل در خبرها آمد الکسا ندر لیتویننکو، جاسوس سابق روسیه، بر اثر مسمومیت با ما ده ای که گفته می شود ماده رادیو اکتیو پلوتونیوم دویست و ده است در بیمارستانی در لندن در گذشت و در مثال دیگری می توان خاطرنشان کرد ویکتور یوشچنکو در زمانی که از مخالفان سر شناس دولت وقت در اوکرایین محسوب می شد توسط عوامل دولت وقت دچار مسمومیت شد و آزمایشاتی که بر روی وی در وین صورت گرفت صحت این ادعا را ثابت کرد بنا بر اخبار رسیده از طرف فعالین حرکت ملی آذربایجان که به تائید گوناز تی وی هم رسیده است بازجویانی از طرف سازمان اطلاعات مرکز به آذربایجان اعزام شده اند و این بازجویان که فارس زبان می باشند بعضی از زندانیان سیاسی را به سلولهای انفرادی انتقال می دهند و آنان در آنجا تحت رژیم غذایی خاصی قرار می گیرند و حتی وادار به نوشیدن مواد آبی شیرین و بخصوصی می شوند که پس از مدتی عوارضی از قبیل کاهش وزن ، عرق زیاد ، فراموشی و عدم تمرکز حواس و لرزش دست در آنان دیده می شود طبیعی است که برای تائید و یا انکار اینگونه اخبار وحشت آور فقط یک راه وجود دارد آنهم اعزام یک تیم پزشکی بین المللی خصوصا از طرف پزشکان بدون مرز برای انجام آزمایشات روی زندانیان سیاسی می باشد اگر رژیم تهران ریگی به کفش ندارد نباید مانع این کار شود به قول معروف آنکه را حساب پاک است از محاسبه چه باک است
نمی دانم چه بگویم ولی من مطالب النده را خیلی دوست دارم چون او هم یکی از ما ها بود بنا براین این مطلب را از یکی از دوستانم گرفتم
سلام ... همیشه آلنده برایم شخصی بزرگ بوده این مطلب کپی است از آخرین نطقش تقدیمش میکنم به تمام عاشقان راه آزادی و عدالت خوشا پرکشیدن
خوشا رهايی
خوشا اگر نه رها زيستن، مردن به رهايی...
آخرين نطق سالوادور آلنده من زندگيم را در راه دفاع از اصولی ميدهم كه براي اين ميهن عزيز هستند. شرم بر كسانی باقی خواهد ماند كه به اعتقادات خود خيانت كردند، به گفته های خود وفادار نبودند و به نيروهای مسلح متوسل شدند. مردم بايد مراقب باشند. نه اجازه دهند كه تحريك شوند و نه قتل عام. اما بايد از دستاوردهای خود دفاع كنند. آنان بايد دفاع كنند ازاين حق كه با كار خود زندگی شرافتمندانه و بهتری بسازند. بهنام بيشترين منافع خلق، بهنام ميهن، من از شما ميخواهم اميد را زنده نگاه داريد. تاريخ نه با سركوب متوقف خواهد شد و نه با جنايت. این لحظه ای دشوار، مرحلهای است كه بايد پشت سر گذاشت. ممكن است ما را درهم شكنند اماآينده متعلق به مردم، متعلق به زحمتكشان است. بشريت بسوی فتح زندگی بهتر خواهد رفت. هم ميهنان! ميتوانيم راديوها را خاموش كنيم و از شما پنهان شويم، دراين لحظه كه هواپيماها برفراز سر ما پرواز ميكنند و قصد بمباران مان را دارند. اما بدانيد كه مااينجا هستيم تا نشان دهيم كه دراين كشور انسانهايی هستند كه وظيفه خود را تا به آخر انجام خواهند داد. مناين كار را خواهم كرد زيرا مردم مرا بعنوان رييس جمهور انتخاب كرده اند و از افتخاری كه بر دوشم قرار گرفته آگاهم. يقينا اين آخرين فرصتی است كه من با شما سخن بگويم. نيروی هوايی گيرنده های راديو را بمباران كرده است. سخنان من تلخ نيستند اما اميدوار كننده نيز نيست. این سخنان كيفر اخلاقی كسانی است كه سوگند خود را فراموش كردند. سرباز شيلی، فرمانده نظامی، همكار آدميرال مرينو و ژنرال مندوزا ، كه ديروز همبستگی و وفاداری خود را به دولت اعلام كرد و امروز بعنوان فرمانده كل ارتش برگزيده شده. دربرابراين حوادث من به زحمتكشان ميگويم كه تسليم نخواهم شد. دراين مرحله تاريخی من زندگی ام را برای وفاداری ام به مردمم ميپردازم. من به شما ميگويم كه يقين دارم آن بذری كه ما به مردم شيلی داديم برای هميشه نابود نخواهد شد.اينان زور دارند، ميتوانند ما را به بند كشند اما نميتوانند مانع فرايندهای اجتماعی شوند؛ نه با جنايت نه با زور. تاريخ متعلق به ماست. مردم اند كه آن را ساخته اند. زحمتكشان ميهنم ، ميخواهم از شما تشكر كنم بابت وفاداری كه هميشه نسبت به من نشان داديد، بابت اعتمادی كه به يك انسان كرديد، انسانی كه تنها ترجمان آرزوی بزرگ عدالت بود، كه سوگند ياد كرده بود به حقوق و قانون اساسی احترام بگذارد. دراين لحظه پايانی آخرين چيزی كه ميخواهم به شما بگويم اين است كه اميدوارم درس را آموخته باشيد. سرمايه خارجی، امپرياليسم شرايطی را ساختند كه سنتها را نابود كرد: آنچه "شايدر" نشان داد و فرمانده "آرايا" تاييد خواهد كرد، با كمك خارجی اميدوار است قدرت را دوباره بدست آورد تا از اموال و امتيازات خود دفاع كند. من به زن ساده سرزمين مان خطاب ميكنم، به دهقانی كه به ما باور كرد، به كارگری كه سخت كوشيد، به مادری كه هميشه نگران فرزندانش بود. من به كاركنان دولت خطاب ميكنم، آنانی كه روزهاست برضد كودتا مبارزه ميكنند يعنی برضد كسانی كه فقط از امتيازات در يك جامعه سرمايه داری دفاع ميكنند. من به جوانان خطاب ميكنم، آنان كه آواز خواندند و شادی و روح مبارزه را انتقال دادند. من به شيليايی ها، كارگران، دهقانان، روشنفكران به همه آنانی خطاب ميكنم كه بخاطر ظهور فاشيسم در كشور ما تحت زجر و آزار قرار خواهند گرفتند. تروريستها پلها را منفجر ميكنند، راه های آهن را قطع ميكنند ، لوله های نفت و گاز را نابود ميكنند، و دربرابر سكوت آنان كه وظيفه مداخله داشتند تاريخ قضاوت خواهد كرد. آنان يقينا راديوی مگالانس را خاموش خواهند كرد و شما ديگر نخواهيد توانست صدای آرام مرا بشنويد. چه اهميتی دارد؟ شما مرا خواهيد شنيد، من هميشه كنار شما خواهم بود، شما لااقل خاطره مردی را داريد كه به ميهنش وفادار بود. مردم بايد از خود دفاع كنند اما نهاينكه خود را قربانی كنند، آنان نبايد اجازه دهند كه نابود و تحقير شوند. زحمتكشان: من به شيلی و سرنوشت آنايمان دارم. انسانهاي آاينده اميدوار به لحظاتی جزاين لحظات تلخ و خاكستری هستند كه خيانت بر مسند نشسته است. به پيش رويد و بدانيد كه بهزودی خيابان های بزرگی گشوده خواهد شد كه در آن انسان های آزاد كه جامعه ای بهتر را خواهند ساخت گام بر ميدارند. زنده باد شيلی، زنده باد مردم، زنده باد زحمتكشان! اينان آخرين سخنان من هستند. يقين دارم كهاين فداشدنی بيهوده نيست و لااقل كيفری اخلاقی خواهد بود بر خيانت و تبهكاری.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 12:39 توسط (ائل دایاغی)
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دستگیری یک فعال سیاسی آذربایجانی در اردبیل بنا به گزارش دریافتی،یک فعال سیاسی در اردبیل به نام حامد لطفی ساعت 10 شب روز –چهارشنبه 85/11/11 توسط ماموران اداره اطلاعات این شهرستان دستگیر شده است. وهنوز از محل نگهداری وی هیچ خبری در دست نیست بنا به اخبار رسیده از اردبیل حامد لطفی یکی از فعالان حرکت ملی آذربایجان در این شهر پس از محاصره منزل توسط ماموران اطلاعاتی و امنیتی مورد حمله قرار گرفت. بر اساس همین گزارش ، حامد لطفی به دنبال این یورش دستگیر و به اداره اطلاعات استان اردبیل منتقل گردید و کلیه وسایل شخصی وی از جمله کامپیوتروی نیز ظبط و توقیف شد.لازم بذکر است که ماموران امنیتی هنگام دستگیری او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند.حامد لطفی 24 ساله بازاری و دارای لباس فروشی در یکی از خیابانهای اردبیل می باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 19:17 توسط (ائل دایاغی)
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:30 توسط (ائل دایاغی)
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انديشه و تازيانه 28 ژوئيه سال 1794 فرانسه ، پاريس ميدان كنكورد ؛ شاهد اعدام مخوف ترين چهره ي وحشت آفرين فرانسه در حكومت ترور " روبسپير" است ، اما روبسپير چرا مخوف ترين مرد تاريخ سياسي فرانسه شد؟ پاسخ اين سوال را بايد در نحوه ي اتهام زدن هاي وي به مخالفين خود كه دامن گير نزديك ترين مبارزين هم سنگرش (نظير دالتون ، هبر و ميرابو) مي شد جست ، روبسپير به طور كلي تمامي مخالفين خود را با انگ ضد جمهوري و سلطنت طلب متهم كرده است ؛ اما مهم ترين نكته در اثبات اين اتهامات توسط وي ، سياستي انگلانه بود كه وي با تطميع و تضمين امنيت جاني عده اي نويسنده ، مورخ و جامعه شناس ، چيزهايي را از گذشته و زندگي و افكار شخصي اين 3 تن بيرون آورد و يا بايد گفت حرف هايي را در دهان آن ها گذاشت كه موجبات تزلزل آن ها در ميان افكار عمومي مردم آن زمان فرانسه كه بيشتر به جنبش هاي راديكالي وابسته بودند و هر محاكمه اي به سادگي نمي توانست آن ها را اغنا كند ، را فراهم آورد. در روزها و ماههاي اخير و بايد گفت در سالهاي اخير كه جمعي از دانشجويان ، آگاهان و فعالين سياسي ، براي احقاق حقوق مردم آذربايجان حركت هايي را شروع كرده بودند ، همواره رژيم كوشيده است تا از راههاي گوناگون اين جنبش را خاموش و آن را متوقف سازد. نخستين اقدام رژيم به كار بردن و مصطلح كردن واژه ي منقرض " آذري" كه كوشيد با استفاده از آن براي مردم اين ناحيه هويت آريايي كسب كند و آن ها را به نوعي از فعالين دور كند ، مبناي اين تئوري همان نظريات يك جانبه ي افراطيوني نظير كسروي بود كه البته هيچ تاثيري در مردم اين ناحيه نداشت و به قول معروف ككشان هم نگزيد. سپس رژيم دست به اعمال زشت تري زد ، كم كردن بودجه ي آذربايجان ، افزايش فشار اهانت و جوك سازي و تقويت و تغذيه ي گروهك هاي افراطي نظير " جبهه ي آريانا " ، و يا جنبش پان ايرانيسم در آذربايجان ، كه به گمان خود بتواند با تكرار ادعاهاي ماقبل تاريخي و دور از خرد آنان ، خشم مردم آذربايجان را از حقوق پايمال شده شان كاهش دهد كه اين عمل هم چندان موفقيت آميز نبود و مردم آذربايجان نشان دادند كه هويت خود را به نان شب دربار هخامنشيان نمي فروشند و عزت و غيرت ستارخان و خياباني و تومروس آنا براي آن ها از كاخ هاي داريوش و كوروش باارزش تر و ماندگار تر است. بگذريم ( كه بسياري از اين اقدامات را خود بهتر از من مي دانيد) اما اكنون كه شرايط مبارزه به نوعي دگرگون شده و حالت بين المللي به خود گرفته است ، اقدامات جديدي را شاهد هستيم كه براي بررسي و تحليل آن ها بايد از زاويه ي ديگري به قضايا نگاه كرد كه اي بسا رژيم تنها در سعي براي سوء استفاده از واكنش هاي ثانويه ي مردم آذربايجان نشسته است و تحليل اين وقايع آينده نگري و دقت بيشتري لازم دارد. از جمله همين اقدامات انتشار خبر توهين به پيامبر اسلام و نيز كتاب سوزان اخير بود كه البته طبق معمول حضرات پان ايرانيست آن را در بوق و كرنا كردند و از آن پتكي ساختند تا بر سر مردم آذربايجان بكوبند و شايد فراموش كرده باشند كه بزرگترين اهانت به اعراب ( كه پيامبر نيز جزو آنان بود) ابيات شاهنامه ي فردوسي باشد كه شب و روز آن را چون گوهري گرانبها در حلق مردم مي ريزند، به هر حال و پس از آن با تجمع هاي گوناگون بسيجيان و افراد خود فروخته در جلوي سفارت هاي آذربايجان و تركيه و حتي تركمنستان (!!!!) و با سخنراني هاي پر حرارت عده اي مترسك ، كوشيدند احساسات مذهبي مردم را تحريك و از آن به نفع خود سود جويند كه خوشبختانه مردم فهيم آذربايجان نه تنها واكنشي نشان ندادند ، بلكه از هر گونه اقدام در اين زمينه هم خودداري كردند ، البته ميتوان به ريشه ي اين اقدام رژيم هم پي برد كه مي خواست تظاهراتي راه بيندازد كه بتواند پاسخي براي تظاهرات باشكوه خرداد آذربايجان باشد كه شكست خورد. اما قضيه فرمايشي كتاب سوزان كه باعث شد باز عده اي كهنه مغز پان ايرانيست علم دوستي و برادري و مهر آريايي بردارند و با حرارت تمام از انسان دوستي كوروش و داريوش سخن بگويند و همه ي آناني را كه درعرصه ي مبارزه براي آذربايجان قدم بر مي دارند ، وابسته ي شوروي و آمريكا و صهيونيسم (لقب جديد) و پان ترك و عقب افتاده و … بخوانند ، شايد فراموش كرده اند كه همين مدعيان تمدن غني آريايي در روزهاي آذرماه سال 1325 چه به روز مردم آذربايجان آوردند ، همان روزها هم با همين شعارهاي پوشالي ، علاوه بر كشتار و غارت و هتك حرمت از كساني كه تنها مي خواستند به زبان مادري خود بياموزند و مورد توهين واقع نشوند ، مهم ترين سرمايه ي آنها يعني كتاب هاي زبان مادري كه با كار وزحمت فراوان تهيه شده بود را سوزاندند و همانند وحشياني كه تنها آن ها را در قصه هاي ساختگي شان ، دشمن هميشگي خود مي خواندند ، به رقص و پايكوبي بپردازند.
كه خود نمي دانند كه وحشي بودن به نژاد و كاخ هاي پدران نيست ، به طرز رفتار هر انساني وابسته است و اين كه چه قدر آن انسان با انسانيت با ديگر انسان ها رفتار كند. در همين مورد كتاب سوزان بايد گفته شود كه اين يك عمل فرمايشي بوده و تنهابراي تخزيب وجهه ي مردم آذربايجان و دلبستگان به زبان تركي آذربايجاني صورت گرفته است ، و اما مردم آذربايجان والاتر از آنند كه هم چون آنان دست به اين گونه اعمال بزنند و اگر هم از كسي ناراحت باشند ، هرگز از پشت به او خنجر نمي زنند (بر خلاف آنان كه مدعي تمدن هستند و شب وروزشان در پي فروپاشاندن تمدن هاي ديگر به بهانه ي سربلندي خود است) ، زيرا اصولا اين مردم با داستان هاي جوانمردي كور اوغلو و حماسه ي جاويدان دده قورقود بزرگ شده اند و انتظار چنين اعمالي از آنها دور از منطق است. و اين كه تمامي اين اعمال رژيم و وابستگان پان ايرانيستش ، نشان از يك چيز دارد؛ مبارزات مردمي در سمت و سوي درستي جريان دارد كه رژيم اين قدر موذيانه دست به هركاري زده است تا آن را فرو نشاند.
برگرفته ازوبلاگ گورداوغلی
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 22:3 توسط (ائل دایاغی)
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 2:18 توسط (ائل دایاغی)
|
|
|||||
|
|||||